سبک های هنری / Art Styles

مکاتب یا سبک های هنری را می‌توانیم بر اساس روش‌های متداول بین هنرمندان یک منطقه یا یک دوره‌ی تاریخی مشخص معرفی کنیم. سبک های هنری متنوع و پراکنده در طول تاریخ هنر، نمایانگر تفاوت‌ها و تغییرات فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی در جوامع انسانی هستند. این سبک ها شامل تنوعی از مفاهیم، فرم‌ها، و تکنیک‌ها هستند که توسط هنرمندان به تجسم درآمده‌اند. هر کدام از سبک های هنری داستانی از زمان، مکان، و مفاهیمی که در آن زمان آغاز شده است را روایت می‌کند. همچنین در مواردی ممکن است به ایده‌ها و تکنیک‌های یک هنرمند یا گروهی از هنرمندان نیز اشاره داشته باشد. سبک نه تنها شیوه‌ی اجرای یک اثر هنری است، بلکه از آن وسیع‌تر، بیان فردیت، شخصیت و هویت هر انسان است و علاوه‌بر ارتباط مستقیم با ظاهر و شکل بیرونی اثر، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی محتوا، درون و روح آدمی باشد. در عرصه‌ی هنر، تمام عناصر دیداری، شنیداری و لمسی قابل درک از طریق حواس، سبک یک هنرمند را تشریح می‌کنند.

ویلیام جی.تی. میچل W. J. T. Mitchellزبان تصاویر، ویلیام جی تی میچل، صالح نجفی

نظریه همچون نقاشی؛ نقاشی انتزاعی و زبان/ ویلیام جی تی میچل

هنر مفهومی، کانسپچوآل آرت، انواع هنر مفهومی، هنر مفهومی pdf، هنر مفهومی چیست؟ / فصلنامه 1

هنر مفهومی / لوردانا پارمیسانی / برنا بهمنش

تابلوی معروف وینست ونگوک از شب پرستاره / سبک، شکل روح است / ثمیلا امیرابراهیمی/سبک هنری چیست/ سبک هنری / ویژگی‌های سبک هنری

سبک، شکل روح است / ثمیلا امیرابراهیمی

پست مدرنیسم/ پست مدرن/ هنرمعاصر/ هنر نو/ مجید اخگر/ اصول پست مدرنیسم

پست مدرنیسم / رابرت روزنبلوم / مجید اخگر

پنجره‌ی همسایه: مینیمالیسم Minimalism

بنیامین، لوکاچ و بلوخ: «مباحثه‌ی اکسپرسیونیسم» و مسئله‌ی مونتاژ / ریچارد مورفی / مجید اخگر

عکسی متعلق به مقاله‌ی سوررئالیسم نوشته‌ی ژرژ باتای، ترجمه‌ی مجید اخگر در شماره‌ی ۲۴ حرفه هنرمند

سوررئالیسم / ژرژ باتای / مجید اخگر

من ری معمای ایزودور دوکاس man ray the enigma of Iisdore ducasse-1920

بازنگریِ سوررئالیسم / تئودور آدورنو / مجید اخگر

پرتره‌ی سوررئالیست‌ها از مقاله‌ی سوررئالیسم: آخرین عکس فوری روشنفکران اروپایی والتر بنیامین ترجمه‌ی امید مهرگان

سوررئالیسم: آخرین عکس فوریِ روشنفکران اروپایی / والتر بنیامین / امید مهرگان

ژاک آندره بویفار عکس برای کتاب «نادیا» jacqes andre boiffard-1928

سوررئالیسم: امر شگفت‌انگیز در زندگی روزمرّه / بن هایمور / مجید اخگر

سالوادور دالی مسخ نارسیس ۱۹۵۸

سوررئالیسم و روان‌کاوی / دیوید لومانس / محمدرضا یگانه‌دوست

اثری از ماکس ارنست. هنرمند سوررئالیسم

سوررئالیسم چیست؟ / آندره برتون / سیاوش روشندل

سبک هنری چیست؟

رویین پاکباز در دایره‌المعارف هنر، این‌گونه سبک هنری را تعریف می‌کند: «خصلت‌های صوری و ‌ساختاری شاخص و متمایز در یک اثر یا گروهی از آثار هنری که با پیوندها و ارتباطات درونی و اندام‌وار، نشانه‌های بیان یک واحد کامل را عرضه می‌کنند. هر سبک هنری در اساس خود، نشانی از دوره‌ی تاریخی معین و یا مردمی معین دارد. با این حال، اصطلاحاتی چون «کلاسیک»، «ارگانیک» و «انتزاعی» که غالباً به عنوان سبک به‌کار برده می‌شوند، مشمول این حکم کلی که هر سبک به زمان و مکان معینی بستگی دارد، نیستند.»

سوزان سونتاگ نیز در مقاله‌‌ی درباره‌ی سبک می‌نویسد: «صحبت از سبک یکی از راه‌های صحبت از تمامیت یک اثر هنری است. صحبت از سبک مانند دیگر گفتمان‌های مربوط به تمامیت، باید بر استعاره‌ها استوار باشد و استعاره‌ها گمراه‌کننده‌اند». وی در ادامه اشاره می‌کند: «سبک اصل تصمیم‌گیری در یک اثر هنری است. امضای اراده‌ی هنرمند است و از آن‌جا که انسان قادر به اتخاذ مواضع بی‌شمار است،‌ سبک های هنری بی‌شماری نیز برای آثار هنری ممکن و قابل‌تصور است. اگر این تصمیمات هنری را از بیرون، یعنی از نظر تاریخی، در نظر گیری، هم‌واره با یک تحول تاریخی مانند اختراع خط، حروف چاپی متحرک، اختراع و تحول سازهای موسیقی و دسترسی به مواد و مصالح تازه در معماری و مجسمه‌سازی همراه است. این برخورد هرچند صحیح و معتبر است ، اما مسائل را به نحو اجتناب‌ناپذیری کلی و کلان می‌نگرد. یعنی با دوران‌ها، سنت‌ها و مکتب‌ها سروکار دارد. درحالی که چنان‌چه از درون به موضوع نگاه کنیم و یک اثر منفرد هنری را از نظر ارزش و تأثیر آن در نظر گیریم، هر تصمیم سبکی در برگیرنده‌ی عنصری دل‌خواه است».

انواع سبک های هنری

تاریخ هنر مدرن معمولاً براساس جنبش‌های هنری یا همان سبک های هنری جهان نقل می‌شود. تحولات این جنبش‌ها همچون رخدادهای گروهی در برابر عموم ظاهر می‌شدند و در مواردی این واقعیت وجود داشت که هنر و محیط آن، با هماهنگی یکدیگر متحول می‌شدند.

بیشتر سبک های هنری قرن نوزدهم تا حدودی در خلق خصوصیات هنر قرن حاضر سهیم بوده‌اند. از سویی می‌توان هنر قرن بیستم غرب را به طور کلی، واکنشی به تمام هنرهای بعد از نیمه‌ی قرن هجدهم قلمداد کرد و از سویی دیگر، هنر اخیر به وافع تا حد زیادی مدیون سنت‌های گذشته است.

در ادامه، فهرستی از مکاتب و سبک های هنری به‌ترتیب تاریخ جمع‌آوری شده است:

هنر صدر مسیحیت / Early Christian Art

در سبک مسیحیت آغازین با تحول ساده‌ی مضامین از دین رومی به دین مسیحی و آزادانه‌ترین نوع عاریت‌گیری از موضوعات و شیوه‌های پیش از دین مسیحیت روبه‌رو می‌شویم. شیوه‌های کهن‌گرایانه، به ناگاه در مسیر ناتورالیسم (واقعیت‌گرایی) قدیمی ظاهر می‌شوند و شباهت آفریده‌های هنری به الگوهای اولیه‌ی یونانی-رومی که منشأ نهایی این آثار هستند، رفته‌رفته کمتر می‌شود. همچنان که کلیساسازی در این دوره به‌منظور برآورده‌کردن نیازهای مسیحیان برای برگزاری مراسم دینی آغاز می‌شود، برنامه‌های گسترده‌ی تزیین کلیساها نیز ضروری می‌شود. صدها مترمربع دیوار در ده‌ها کلیسای نوساز، برای تیلیغ تمام جنبه‌های متنوع دین جدید، روایت‌های نقلی، آموزش و تذهیب معتقدان، با سبک و نمایی آراسته می‌شد که این پیام را به بهترین شکل به مردم برساند. موزاییک، در چند سال خدمت به الهیات مسیحی، وسیله‌ی بیان اصلی برخی از عالی‌ترین شاهکارهای جهان بود. در موزاییک‌های دوران صدر مسیحیت، که برای دیده‌شدن از فاصله‌ای قابل‌توجه طراحی می‌شدند، از سنگ‌های بزرگتر استفاده می‌شد و سطوح موزاییک زبر رها می‌شد که بتواند بهتر نور را جذب و منعکس کند. برای این‌که به بهترین شکل ممکن قابل‌فهم باشند، شکل‌ها ساده طراحی می‌شدند.

هنر بیزانس / Byzantine Art

گذار هنر مسیحیت آغازین به هنر بیزانسی، نه ناگهانی است نه قطعی و تعریف دقیق آن میسر نیست. هم‌زمان با شکل‌گیری آیین مسیحی، نوعی تفسیر نمادین از واقعیت نیز، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و یک سبک ساده‌، تزیینی و تقریباٌ انتزاعی «بیزانسی» که در آثاری از هنرمندان خاور نزدیک ریشه داشت، بر هنر مسیحی چیره شد. هرچند عمق‌نمایی غربی بارها از نو زنده شده بود، میزان تأثیر هنر بیزانس در آن دوره کاملاً مشهود است. هنر بیزانسی اساساً به فوق بشر، خدا و مطلق می‌پرداخت. از همین رو، در برابر طبیعت‌گرایی هنر یونانی-رومی، به چکیده‌نگاری روی آورد. هنر موزاییک، بستر مناسبی برای هنرمند بیزانسی فراهم می‌کرد تا جهانی بی‌زمان و مکان و در عین حال، پرشکوه بیافریند. پس‌زمینه‌ی طلایی، رنگ‌های درخشان، شکل‌های دوبعدی و بیان عارفانه‌ی ایمان مذهبی، مشخصات عام موزاییک‌های بیزانسی‌اند.

سبک-های-هنری-بیزانس-موزاییک-های-کلیسا-سن-ویتالهیوستی‌نائوس و ملازمانش، موزاییک‌کاری کلیسا، سبک بیزانس

هنر رمانسک / Romanesque Art

اصطلاحی در تاریخ هنر که برای معماری و سایر هنرهای اروپای باختری در سده‌های یازدهم و دوازدهم به کار می‌رود. این سبک که از عناصر رومی‌وار الهام می‌گرفت، علیرغم تنوعاتش، به سادگی قابل شناخت بود و نخستین معماری حقیقی متعلق به قرون وسطی، به‌شمار می‌رود. معمار رومانسک، ساختمان را به‌شکل روابط و نسبت‌های هندسی میان اجزای آن درنظر می‌آورد و این مسئله کاملاً با معمار دوره‌ی مسیحیت تفاوت دارد زیرا او هیچ‌گاه در فکر روابط نسبت‌های هندسی اجزای بزرگ نبود و دیوار را تنها سطحی می‌پنداشت که باید تزیین‌کاری شود. صومعه ها نیز به مراکز دانش تبدیل شدند و از آثار کلاسیک نسخه برداری کردند و رساله های عربی را ترجمه کردند.

سبک-های-هنری-هنر-رمانسک-معماری-کلیسانمونه‌ای از نقاشی دیواری کلیسای سبک رمانسک

هنر گوتیک / Gothic Art

سبک معماری و هنر اروپا در سده‌های دوازدهم تا شانزدهم، که از فرانسه آغاز شد را گوتیک می‌نامند. عناصر عمودی، بلندی ساختمان، قوس تیزه‌دار، پشتبند معلق و پنجره‌های شیشه‌ای از جزئیات بارزی هستند که معماری گوتیک را از معماری جسیم و وزین پیشین (هنر رومی) متمایز می‌کنند. در مجسمه‌های گوتیک، وقار کلاسیک و وفاداری به طبیعت بارز است و بیان عاطفی مورد تأکید قرار می‌گیرد. شیشه‌نگاره در پنجره‌ها و تخته‌نگاره برای پشت محراب کلیسا، کمبود رنگ ناشی از کاهش نقاشی‌های دیواری را جبران نمود. توجه به انسان و منظره‌ی طبیعی، کاربست خط‌های پیچان و رنگ‌های درخشان و علاقه به ریزه‌کاری و تزیین از مشخصات هنر تصویری گوتیک است.

هنر رنسانس / Renaissance Art

جنبشی فکری و عقلانی که در سده‌ی چهاردهم از ایتالیا سرچشمه گرفت و در سده‌ی شانزدهم به اوج خود رسید. در تاریخ هنر، رنسانس را به مراحل آغازین (۱۳۰۰-۱۴۲۰)، پیشین (۱۴۲۰-۱۵۰۰) و پسین (۱۵۰۰-۱۵۲۷) تقسیم‌بندی می‌کنند. تضعیف قیود فئودالی، توسعه‌ی تجارت بین‌المللی، انباشت سرمایه در بانک و خزانه و کیش شخصیت برخی حاکمان از عوامل مهم پیدایش و پیشرفت رنسانس بود. رنسانس اعتقاد جدید به توانایی انسان را آشکار ساخت و در این زمینه از آثار متفکران و هنرمندان باستان، الهام می‌گرفت. جامعه‌ی رنسانس علاوه‌بر ستایش الهام هنری، مفهوم انسان «جامع» به معنای چیره‌دست در همه‌ی هنرها چه آثار کلاسیک و چه علم و مهندسی، را به عنوان کمال مطلوب خود پذیرفت.

نقاشان و پیکرتراشان رنسانس مانند جوتو، مازاتچو، دوناتلو، داوینچی، رافائل و میکلانژ، زبان بصری تازه‌ای را بنیاد نهادند که در آن، علاوه‌بر توجه به پیکر و کنش انسانی، تمرکز بر کالبدشناسی و تکمیل قواعد پرسپکتیو نیز مدنظر قرار داده می‌شد. اسلوب رنگ روغنی جای تمپرا را گرفت و لعابرنگ‌کاری، تجسم گرمی و طراوت پوست و گوشت در نقاشی را امکان‌پذیر کرد، فضای تصویر را ژرف‌تر و سایه‌پردازی را متنوع نمود. استفاده از بوم پارچه‌ای نیز جایگزین بوم تخته‌ای شد. در تحول رنسانس می‌توان روندی صعودی از طبیعت‌گرایی به سوی کلاسیک‌گرایی را بازشناخت. هنرمندان رنسانس از طریق تقلید صور طبیعی و گردآوری و تلفیق عناصر زیبای آن به تدریج قالب «کلاسیک» خاص زمان خود را ساختند. در واقع، رنسانس در جریان بازشناسی هنر کلاسیک باستان تفسیری تازه از اصول کلاسیکی ارائه کرد که یک الگوی آرمانی جدید را پدید آورد.

سبک-های-هنری-رنسانس-رافائل-نقاشی-داوینچیبانویی با قاقم، لئوناردو داوینچی | مدرسه‌ی آتن، رافائل سانتسیو

منریسم / Mannerism

شیوه‌گرایی یا منریسم، در معنای عام، به کاربست تصنعی، افراطی و تظاهرآمیز شگردهای هر سبک هنری اشاره دارد اما دلالت خاص آن به نقاشی، مجسمه‌سازی و معماری ایتالیایی در فاصله‌ی زمانی بین دوران اوج رنسانس تا باروک محدود می‌شود. نقاشی منریست، تحت تأثیر آثار متأخر میکلانژ، ترکیب‌بندی نااستوار، کژنمایی‌های بیان‌گر و حالت‌های عاطفی پیکرهای دیوارنگاره‌ی داوری واپسین، سرمشقی برای تفسیر جدیدی از اصول طبیعت‌گرایی یافتند. شگردهای خاص نقاشان منریست، مانند درازنمایی پیکرها، حرکت‌های پرپیچ‌وتاب، اختلاف تناسب‌ها، شلوغی، عدم تقارن در ترکیب‌بندی و رنگ‌های ناملایم، کاملاً با منطق زیبایی‌شناسی رنسانس در تضاد بود. از این رو، هنرمند قرن هفدهم، منریست‌ها را با دید تحقیر می‌نگریست اما هنرمند قرن بیستم، دوران منریسم را سرآغاز وقوف هنرمند غربی بر شخصیت، قدرت و مهارت فنی خویش دانست.

هنر باروک / Baroque Art

در تاریخ هنر، باروک معرف سبکی است که در دوره‌ی میان منریسم و روکوکو (از اواخر سده‌ی شانزدهم تا اوایل سده‌ی هجدهم) در اروپا رایج بود. مشخصه‌ی سبک باروک را می‌توان چنین خلاصه کرد: تعادل از طریق هماهنگی اجزا در تابعیت از کل. پس هنر باروک با هنر رنسانس پیشرفته متمایز است زیرا کمال مطلوب هنر اوج رنسانس، برقراری تعادل میان اجزایی است که هرکدام به‌تنهایی نیز از کمال برخوردارند. با این حال، باروک با رنسانس پیشرفته وجوه اشتراک بیشتری دارد تا منریسم و روکوکو. یک اثر هنری باروک فقط از وحدت صوری برخوردار نیست؛ بلکه همچون یک اثر تئاتری با حضور مخاطب کامل می‌شود. بازنمایی باروک با مشاهده‌ی طبیعت و وفاداری به واقعیت همراه است. این حالت جلب‌کننده‌ی آثار باروک از محاسبه‌ی روشنایی و تاریکی، پر و خالی، عناصر مورب و منحنی و نقض قوائد ژرف‌نمایی حاصل می‌شد و خصلتی «نقاشانه» به سبک باروک می‌داد که آن را از روش خط‌پردازانه منریسم و روکوکو متمایز می‌کرد.

سبک-های-هنری-باروک-رامبرانت-نقاشیگشت شبانه، رامبرانت، سبک باروک، ۱۶۴۲

هنر روکوکو / Rococo Art

واژه‌ی روکوکو از واژه‌ی فرانسوی «روکای» به معنای «سنگ‌ریزه» گرفته شده است. روکوکو، اصولاً سبکی مختص فضای داخلی است و نقاشی، پیکرتراشی و معماری در اینجا به‌صورت یک مجموعه درمی‌آیند. پیچک‌های پر انحنا و گل و گیاهان با شکل‌های صدف‌گونه‌ی درهم می‌آمیزند و منظره‌ای از طبیعت آزاد و رشدیابنده پدید می‌آورند و به بیننده تلقین می‌کنند که اتاق روکوکو همواره برای برگزاری یک جشن، آراسته و آماده است.

نئوکلاسیسیسم / Neo-classisim

سبک نئوکلاسیک مانند بسیاری از سبک های دیگر در فرانسه، کانون رسمی هنر در اروپا از قرن هفدهم،‌ به وجود آمد. این سبک به کشش مجددی به گذشته‌ی کلاسیک و نیز تصور رومانتیک از مکان‌های دور شد. هنرمند اصلی نئوکلاسیسیم، نقاشی بود به نام ژاک لویی داوید که وضوح و جزئیات واقع‌گرایانه‌ی آثارش حتی از عکاسی پیشی می‌گیرد. همچنین، آثارش به شدت حکایت از تمایل به ماهیت دوبعدی یا سطح نقاشی دارند که در قرن‌های بعد اهمیت فراوانی یافت. به عقیده‌ی او، این سبک «تقلید از طبیعت در زیباترین و کامل‌ترین شکلش» به‌شمار می‌آمد.

سبک-های-هنری-نقاشی-نئو-کلاسیک-ژاک-لویی-داوید-سوگند-هوراتی-ها سوگند هوراتی‌ها، ژاک لویی داوید، سبک نئوکلاسیسیم، ۱۷۸۴

رومانتیسیسم / Romanticism

برخلاف نئوکلاسیک‌ها که از تکنیک سطح سیقلی و براق به‌جا مانده از رنسانس استفاده می‌کردند، رومانتیک‌ها میل به استفاده از فام‌های درخشان، بافت‌های برجسته و ترکیب‌بندی‌های غیرمتقارن داشتند. آن‌ها به‌جای انتخاب موضوعات، فرم و مواد را در مرکز توجه قرار می‌دادند، رویکردی که در سراسر قرن بیستم حکم‌فرما بود. رومانتیسیسم موجب آزادی هنرمندان خلاق در بیان ایده‌هایشان به روش‌های غالباً غیرسنتی شد و زیرساختی برای هنر مدرن فراهم ساخت. از مهم‌ترین هنرمندان این جریان هنری می‌توان به اوژن دلاکروا از فرانسه،‌ فرانسیسکو گویا از اسپانیا و جی. ام. دبلیو. ترنر از انگلستان اشاره کرد. وابستگی به موضوعات ادبی و نمایشی از که از رمان‌ها و تاریخ فراهم می‌شد، از خصیصه‌های مشترک آثار این هنرمندان بود.

سبک-های-هنری-رومانتیسیسم-رومانتیک-ترنر-ژریکوموشک‌ها و نورهای آبی برای هشدار به قایق‌های بخار ،ویلیام ترنر، ۱۸۴۰ | قایق مدوسا، تئودور ژریکو، ۱۸۱۸ 

رئالیسم / Realism

رئالیست‌ها با اعتبار علم برانگیخته شدند و در برابر تمایلات واقعیت‌گریز و ادبی رومانیتسیسم واکنش نشان دادند. آن‌ها سعی می‌کردند زندگی بلافصلی را منتقل کنند که جای خالی آن در محتوای آرمانی هنر نئوکلاسیک و رومانتیک احساس می‌شد. رئالیسم از ظواهر سطحی اجتناب کردند و به آثارشان کیفیتی بیانی و فلسفی بخشیدند. بیشتر مشتریان طبقه‌ی بالا، آن‌ها را خرابکار خطاب می‌کردند زیرا معمولاً موضوعاتی مانند طبقه‌ی کارگر را به‌تصویر می‌کشیدند. گوستاو کوربه، به‌عنوان محرک اصلی سبک رئالیسم، اعتقاد داشت که هنرمند باید تنها چیزی را بکشد که می‌تواند ببیند و لمس کند.

فقر روستایی، گوستاو کوربه، ۱۸۱۹-۷۷ | در کاخ عدالت، اونوره دومیه، ۱۸۶۲

ناتورالیسم / Naturalism

افراطی‌ترین فرم هنر رئالیسم، ناتورالیسم است. هنرمندان ناتورالیسم صحت تجربه‌های بصری از عالم را پذیرفتند و سعی داشتند در قالب نقاشی‌هایشان،‌ یک کپی بصری از جهان عینی ارائه دهند، بی‌آن‌که همانند رئالیسم به هنرشان مهانی جهانی‌تری اعطا کنند.

امپرسیونیسم / Impressionism

در دهه‌ی ۱۸۶۰، نقاشان جوان‌تر، مجذوب جلوه‌ی رنگ و نور سطح موضوعات شدند. هنرمندانی چون کلود مونه، کامیل پیسارو و پیر اگوست رنوار از پیشگامان امپرسیونیسم، مظهر مرحله‌ی انتقال از سنت به مدرنیته در هنر، به حساب می‌آیند.

علاقه‌ی امپرسیونیست‌ها به نور و فضا باعث شد که مطالعه‌ی نسبتا عمیقی در نظریه‌ی نور انجام دهند و برای دستیابی به خصوصیت پرنوسان نور، تکنیک قدیمی تاشیستی (نقطه‌گذاری) را احیا کردند. به این صورت که ماده‌ی رنگی که نور واقعی را جذب می‌کرد به شکل نقاط قطور و ضربات قلم‌مو روی بوم قرار می‌گرفت. آن‌ها با کشف امکانات منحصربه‌فرد ترکیب‌بندی از زوایای بالا، روش‌های سنتی ترکیب‌بندی را به چالش کشیدند. امپرسونیسم حرکت به سوی رویکرد هنر مدرن بود و فرم، مواد و روش‌ها در اثر هنری بر موضوع آن ارجعیت داشت. کلیشه‌های ژاپنی که به تازگی به فرانسه وارد شده بودند، به نماهایی که از بالا به موضوعات و مردم درون چشم‌انداز نگاه می‌کنند، اهمیت بخشیدند.

ادگار دگا، امپرسیونیست حرکت یا نقاش کنش‌های متوقف‌شده، با عکاسی آشنا بود و به‌جای نقاشی‌کردن در فضای بیرونی، در کارگاه خود کار می‌کرد. برخی هنرمندان دیگر، مثل سزان و ون‌گوگ، بر آن بودند این جلوه‌های نوری و رنگی را که در آن زمان به صورت سطحی اجرا می‌شد، به شیوه‌ای خودانگیخته اجرا کنند. مسئله‌ای که غالباً آنان را خشمگین می‌کرد، فقدان شکل و طرح ناشی از رضایت‌دادن نقاشان به صرف ایجاد توهم سطح بود.

سبک-های-هنری-امپرسیونیسم-کلود-مونه-ادگار-دگالاواکورت در زمستان، کلود مونه، ۱۸۸۱ | زنی نشسته در کنار گلدانی از گل، ادگار دگا، ۱۸۶۵

پساامپرسیونیسم / Post-Impressionism

در اواخر قرن نوزدهم، مهم‌ترین هنرمندانی که از جریان امپرسیونیسم الهام می‌گرفتند، آن را کنار گذاشتند. هنرمندانی مثل ژرژ سورا، پل سزان، پل گوگن و ونسان ون‌گوگ، منشاء مسیر و سبک های عمده‌ی قرن بیستم بودند و در عین حال سبک آن‌ها کاملا فردی و متفاوت از یکدیگر بود. بازگشت به سازمان‌دهی ساختاری فرم تصویر، تأکید بیش از پیش بر سطح تصویر و اغراق آگاهانه در ظواهر طبیعی برای خلق تأثیرات اغواکننده‌ی عاطفی که گاهاً «اعوجاج» نامیده می‌شود، از اهداف مشترک این هنرمندان بود. به‌لحاظ سبکی، سورا و سزان، در کل به‌دنبال اولین هدف بودند، گوگن دومین و ون‌گوگ سومین هدف را دنبال می‌کردند. اگرچه هرکدام برخی وجوه سبکی دیگر را نیز در هنر خود دارند، به دلیل همین شباهت‌هاست که با وجود تفرد هنرمندان پساامپرسیونیست، همگی در یک جریان سبکی بسته‌بندی می‌شوند.

سبک‌-های-هنری-پست-امپرسیونیسم-ون-گوگ-سزان-سوراورق‌بازان، پل سزان، ۱۸۹۲ | خودنگاره، وینست ون‌گوگ، ۱۸۸۷ | بعدازظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات، ژرژ سورا، ۱۸۸۶

اکسپرسیونیسم / Expressionism

این اصطلاح را در معنای وسیع‌تر برای توصیف آثاری به‌کار می‌برند که در آن هنرمند به‌منظور بیان عواطف یا حالات درونی خویش، دست به کژنمایی واقعیت زده باشد. اما غالباً کاربرد آن به جنبش معینی در هنر مدرن محدود می‌شود. این اصطلاح را نخستین بار برای فووها، کوبیست‌های اولیه و نقاشان دیگری که با امپرسیونیسم و هرگونه تقلید از طبیعت مخالف بودند، به‌کار برده می‌شد. اکسپرسیونیسم فرمی از هنر است که می‌کوشد بیش از نمایش ظاهر بیرونی یک موضوع، به کنش عاطفی آن دست یابد.

اکسپرسیونیسم آلمان، نشأت‌گرفته از محیطی بود که نسبت به بی‌عدالتی‌های سیاسی و اجتماعی بی‌خیال بودند و هنر آن‌ها نوعی هنر اعتراضی به‌حساب می‌آمد. فرم‌های هنری حاصل دربردارنده‌ی نوعی جوش و خروش، هیجان، ترسناکی و تعصب بودند. ادوارد مونک نروژی، برمبنای کودکی غم‌انگیزش، سبکی از تزلزل عاطفی را تصویر می‌کرد و تا حدی هم تحت تأثیر هنر عامه، هنر آفریقا و قصه‌های قرون وسطی بود. اسکار کوکوشای اتریشی نیز توانست نشان بدهد که حتی در پرتره‌نگاری، دلالت عاطفی و حال‌وهوای هنرمند و مدل بر شباهت ظاهری ارجعیت دارد.

پل آگوستوس، اسکار کوکوشا، ۱۹۲۳ | هنرمند و مدلش، ادوارد مونک، ۱۹۲۱

فوویسم / Fauvism

اعضای اولین گروه اکسپرسیونیستی در فرانسه که به‌دلیل ظاهر درهم و برهم نقاشی‌هایشان که ناشی از رنگ‌گذاری‌های غیرطبیعی و کوبنده و پیکرهای اغراق‌شده بود، فووها (جانوران وحشی) نامیده شدند. در عین حالی که هنرمندان فوویسم در پی نمایش احساسات و حالات درونی بودند، شیوه‌ی آن‌ها تزیینی، پر از رنگ، خودانگیخته و شهودی بودند. هنری ماتیس، رهبر این گروه، آثاری مملو از رنگ و درخشندگی و دارای نوعی آراستگی دلربا داشت که تا حد زیادی تحت تأثیر هنر ایران و خاورمیانه بود.

سبک-های-هنری-هنری-ماتیس-فوویسمرودخانه‌ی سن در چاتو ،موریس دو ولامینک، ۱۹۰۶ | زنی با کلاه، هنری ماتیس، ۱۹۰۵ | درختان زیتون در کولیور، هنری ماتیس، ۱۹۰۶

کوبیسم / Cubism

سزان، گرایش به کاوش برای واقعیتی که زیر امور مادی واقع است را آغاز کرد و این شیوه‌ی جدید دیدن، به موازات تغییر مفهوم واقعیت در علم و عکاسی، به تدریج طی یک دوره‌ی ۲۵ ساله بست یافت. پابلو پیکاسو، به‌دلیل موافقتش با سزان، کاوش‌هایی را برپایه‌ی توهمات حجم و تحلیل ساختار فضایی قرار داد. او برای این نوع از بیان تصویری، علاوه بر سزان، از ویژگی‌های سبکی هنر بدوی نیز الهام می‌گرفت. از مشخصه‌های اصلی سبک کوبیسم، اجرای مکعبی‌شکل یا تراش هندسی فرم‌ها، در‌هم‌آمیختگی نماهای متفاوت از موقعیت‌های متفاوت در فضا و حفظ حس دوبعدی تصویر اشاره کرد. احراهای سنتی ظواهر طبیعی کم‌کم جای خود را به نمودهای فرم هنری ناب دادند و کوبیسم، که فرمی نیمه‌بازنمایانه بود، پیش‌درآمد همه‌ی فرم‌های انتزاعی بعدی به‌حساب می‌آمد.

سبک-های-هنری-کوبیسم-پابلو-پیکاسو-جرج-براکسه نوازنده، پابلو پیکاسو، ۱۹۲۱ | دختری با ماندولین، پابلو پیکاسو، ۱۹۱۰ | ویلون و شمعدان، ژرژ براک، ۱۹۱۰

فوتوریسم / Futurism

فوتوریسم، شکلی دگرگون‌شده از کوبیسم توسط برخی هنرمندان ایتالیایی است که مانند کوبیسم، یک «خرده جنبش» در گستره‌ی انتزاع باقی ماند. بیان فوتوریست‌ها ملهم از فعالیت بی‌وقفه‌ی ماشین‌آلات مدرن، سرعت و خشونت حیات معاصر و تأثیرات روان‌شناختی این مسائل بر زندگی انسان بود. آن‌ها با بهره‌گیری از بافه‌ی خطوط و سطوح، جلوه‌ای از پویایی حرکت و تنش را در بوم ایجاد می‌کردند. دغدغه‌ی فوتوریست‌ها، تلاش برای تفسیر وقایع خشن معاصر مانند شورش‌ها، اعتصاب‌ها و جنگ‌ها و تأثیر آن‌ها بر آینده بود.

سبک-های-هنری-بوچینی-استلا-سروینینبرد نورها، جوزف استلا، ۱۹۱۴ | تداوم در فضا، اومبرتو بوچینی، ۱۹۱۳ | هیروگلیف دینامیک، جیرو سورینی، ۱۹۱۲

هنر انتزاعی / Abstract Art

طی سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۸، انگیزه‌ی اصلی بسیاری از هنرمندان غربی، حذف طبیعت از هنر بود. با کاوش هنرمندان در انتزاع کامل، آن‌ها دو مسیر عمده یافتند؛ برخی مانند واسیلی کاندینسکی، انتزاعی اکسپرسیونیستی، حسی و عاطفی را ترجیح دادند و برخی دیگر مانند پیت موندریان، وضوح سرد انتزاع هندسی را ترجیح دادند. نقاشی‌های کاندینسکی با این‌که از شرایط و موقعیت‌های خاص نشأت می‌گرفتند، بدون ارجاع به ظواهر بیرونی، برحسب زبان بصری صریحی اجرا می‌شدند. گویاترین مظهر انتزاع هندسی پیت موندریان بود. آثار وی، عاری از هرگونه کیفیت عاطفی، ارزش نور و رنگ را به شیوه‌ای کاملاً غیربازنمایانه عرضه کرد. در این آثار، معنا یا محتوا در مناسبات تثبیت‌شده‌ی دقیق خطوط عمودی و افقی پدیدآورنده‌ی شکل‌های راست‌خط و استفاده‌ی صرف از رنگ‌های اصلی نهفته است. طولی نکشید که پیروان در هماهنگی‌های بصری ناب انتزاع هندسی، محتوای غنی و عرفانی یافتند و منتقدانی که شیوه‌ی انتزاعی را بی‌مایه قلمداد می‌کردند، به اقلیت رسیدند.

سبک-های-هنری-هنر-انتزاعی-آبستره-پل-کله-پیت-موندریان-واسیلی-کاندینسکیترکیب‌بندی با قرمز، آبی و زرد، پیت موندریان، ۱۹۳۰ | آتش در عصر، پل کله، ۱۹۲۹ | ابتکار، واسیلی کاندینسکی، ۱۹۱۲

دادائیسم / Dadaism

دادائیسم محصول هنری بود که بر وچه غیرعقلانی بشر تأکید می‌کرد و واکنشی بود به سبعیت جنگ که موجب افزایش دل‌سردی از نقش خرد در همه‌ی اقشار جامعه شده بود. دادا به عنوان فرمی ضدهنری، تا حد زیادی مشخصه‌ی آن، تلاش برای تضعیف آداب و رسوم متمدنانه‌ی سنتی از طریق تمسخر همه‌ی باورهای سفت و سخت جامعه بود. دادائیست‌ها باور داشتند که ویرانی سنت ضروری است زیرا انسان فقط روی خاک بکر می‌تواند جامعه‌ی مطلوبی داشته باشد. یکی از هوشمندترین آن‌ها، مارسل دوشان، نقاش فرانسوی بود که با آثاری مثل «حاضر آماده‌ها»، شکلی از دادا را بنا نهاد که طی قرن بیستم تأثیر زیادی به‌جا گذاشت. جالب اینجاست که با نمایش این آثار در موزه‌ها و خریداری‌شدن آن‌ها توسط مجموعه‌داران، نوعی ارزش زیبایی‌شناختی به آن‌ها داده شد که با ارزش‌های دادائیسم منافات داشت.

سبک-های-هنری-دادائیسم-مارسل-دوشان-هانا-هوخچرخ دوچرخه، مارسل دوشان | چشمه، مارسل دوشان | برش با چاقوی آشپرخانه، هانا هوش

سوررئالیسم / Surrealism

سوررئالیست‌ها با پیروی از برنامه‌ی دادائیسم برای محافظت از تخیل در برابر فشارها و تنش‌های جهان معاصر، علیه جامعه‌ی مدرن بلند شدند. آن‌ها تلاش داشتند که سطوح خودآگاهانه و ناخودآگاهانه‌ی انسان را درهم‌آمیزند و هنری جدید برپا کنند. نظریه‌های زیگموند فروید درباره‌ی رویاها و تعابیرشان، اعتبار قابل توجهی به این جنبش داد. هنرمندان سوررئالیسم باور داشتند که تنها در رویاها می‌توانند آزادی فردیشان را حفظ کنند و تصاویری را به‌وجود می‌آوردند که بی‌اختیار از ذهن برمی‌خاست و از طریق فنون خودبه‌خودی طراحی و نقاشی می‌شدند. این تصاویر با دقت در روابط نامتناسب اشیاء طبیعی در موقعیت‌های غیرطبیعی و برعکس، توجه را به شیوه‌ای جلب می‌کند که باور دارد حواس ما واقعیت را می‌سازد. از هنرمندان نقاشان برجسته‌ی سوررئالیسم می‌توان به ماکس ارنست، سالوادور دالی، جورجو دکریکو، رنه مگریت و از مهم‌ترین مجسمه‌سازان سوررئالیسم، به آلبرتو جاکومتی می‌توان اشاره کرد.

سبک-های-هنری-سوررئالیسم-سالوادور-دالی-جورجیو-دکریکوبرج سرخ، جورجیو دکریکو، ۱۹۱۳ | تدوام حافظه، سالوادور دالی، ۱۹۳۱

اکسپرسیونیسم انتزاعی / Abstract Expressionism

اکسپرسیونیسم انتزاعی سبک مهم دیگری بود که رویکردهای اوایل قرن بیستم را ترکیب کرد و جنبشی بود بدون یک سبک مشترک و هر هنرمند تجربه‌های خویش را به شکل مستقل بیان می‌کرد. این جنبش در هنگام شکل‌گیری وجهی رمانتیک داشت و معمولا نقاشی «حرکت‌نما» یا «کنشی» نامیده می‌شد. جکسون پولاک و فرانتس کلاین را می‌توان سرشناس‌ترین هنرمندان این سبک تلقی کرد. شاید تشویش، ترس و عدم اطمینان درباره‌ی جایگاه بشر در جهان در معرض انهدام هسته‌ای، این هنرمندان را به طرد فرم‌های هنری پیشین قرن بیستم سوق داد و به مثابه تزکیه‌ای شخصی، آن‌ها را به بیان اعتقادشان به «ارزش عمل» حتی به قیمت عدول از طراحی منظم هدایت کرد.

انتزاع پسا-نقاشانه / Post-painterly Abstraction

نقاشان این گروه همگی وام‌دار بخشی از آثار انتزاعی هندسی اوایل قرن بیستم، خصوصاً آثار جوزف آلبرز بودند. علاقه‌ی آلبرز به روان‌شناسی گشتالت از طریق جلوه‌های توهم بصری نمود یافته بود و شکل‌های مربع غیرفعال و معلقی آفرید که با رنگ‌های اطرافشان، تنها به قدری تباین ارزش نور، رنگ‌مایه و شدت داشتند که بتوانند اندکی از پس‌زمینه بیرون آیند. یکی از پرکشش‌ترین نقاشان میدان رنگ، مارک روتکو، از کیفیات بیانی روحانی و عاطفی هنر باستانی و بدوی ملهم بوده است و به تختی سطح تصویر و شکل‌های مستطیلی بزرگ برای «بیان ساده‌ی عقاید پیچیده» اعتقاد داشت.

فرم و لیست دیدگاه

ارسال دیدگاه

۳۲ دیدگاه‌

  • goodarz.attar

    هنر اینش برای من همیشه جالب بوده که هیچ حد و مرزی نداره و از شیوه های مختلف میشه ازش جواب گرفت. هنوز که هنوزه طرفداران نقاشی کلاسیک و طرفداران نقاشی آبستره حضور دارند و هر دو ارزش هاشون تا حدودی حفظ میشه.

    پاسخ
  • شادان

    سبک رمانتیسم در نقاشی به نظرم نقاشانه ترین سبک تاریخ هنر بوده.

    پاسخ
  • عباس

    در مورد اکسپرسیونیسم و ادوارد مونک مستندی دارید؟

    پاسخ
  • itline1389

    از سمبولیسم هم بنویسید. جنبش مهمی بوده در زمان خودش..

    پاسخ
  • حسین شایگان

    آیا در مورد سبکهای هنرهای ایرانی هم مطالبی دارین؟

    پاسخ
    • لوگو نویسنده
      حرفه هنرمند

      در مورد هنر ایران می‌تونید به صفحه‌ی تاریخ هنر ایران مراجعه کنید

      پاسخ
  • shahram6

    این ها سبک های نقاشی هستند فقط یا شامل رشته های دیگه مثل گرافیک و مجسمه سازی هم میشن؟

    پاسخ
  • شادی مهرآوران

    صفحه خیلی خوبی هست خسته نباشید. فقط یک سوال، کتاب سبک های هنری ای وجود داره که به فارسی ترجمه شده باشه و جامع باشه؟

    پاسخ
سبد خرید۰ محصول