حرفه: هنرمند

من هنرمندی پُرکارم، دائماً در حـال کـار کردنم. می‌دانم برخی فکر می‌کنند تمام مدت یا شنا می‌کنم یا در کلوب‌های شبانـه می‌رقصم. ایـرادی نـدارد. اما واقعیت جز این است. اغلـب اوقات کار می‌کنم چون برایم هیجان‌انگیز است و لذت زیادی برایم دارد و اگر این کـار را نمی‌کردم نمی‌دانستم چـه کـار دیگری باید بکنم؛ فکر می‌کنم اگر کـار نمی‌کردم دیوانه می‌شدم؛ فکـر می‌کنم اگر کار نمی‌کردم شـاید جهان را دوست نداشتم. از این منظر شاید محکومم به کار کردن. گاهی فکر می‌کنم شاید بهتر باشد که فقط بنشینم و حظّ ببرم، اما نمی‌توانم چنین کنم. کاش می‌توانستم. توانایی لذت بـردن را دارم اما متأسفانـه این میل و کشش را هـم دارم، این اجبـار را بـرای درمیان گـذاشتن لـذت و حـظّ، و این کاری است کـه اغلب هنرمندان انجـام می‌دهند. اکثر هنرمندان این میل را دارند، باور به این‌که می‌توانند لذّتشان را تقسیم کنند و ادراکاتشان را به اشتراک بگذارند...

لذاتِ هنر؛ متنی از دیوید هاکنی

آخرین مطالب وب‌نامه

جمنامه

پژوهش، آموزش و روایتِ تلاش برای شناخت، حفظ و احیای هنرهای ایرانی

اشتراک

سَکــــــو

اینجا جای شماست! فضایی برای معرفی فعالیت‌های فرهنگی و هنری

سبد خرید۰ محصول