سوگ و سخن

زیاده‌گفتن همیشه از ارج و اثر گفتار کاستن است، ولی در زندگی گاه با بزنگاه‌هایی تاریخی رویارو می‌شویم که در آن‌ها گویی هر سخن‌گفتنی نه فقط زیاده‌گفتن که ابتذال گفتار است. ابتذال گفتار هم‌زاد ابتذال شر است و پیش پا افتاده کردن شناعت. آنچه در دی ۱۴۰۴ رخ داد گرچه کاملاً قابل پیش‌بینی بود ذره‌ای جای توجیه ندارد. نتیجه‌ی همه‌ی توان دستگاه تبلیغاتی حکومت در توجیه ماجرا شده است اینکه فاجعه‌ی روی داده توطئه‌ی دشمن است. عاجزند از لحظه‌ای درنگ و دریافتن اینکه اگر «دشمن» در ذیل یک نظام‌ مستقر چنین دست گشاده‌ای در خلق فاجعه دارد بهتر نیست بی‌کفایتی مطلق‌شان را بپذیرند و حاکمیت را رها کنند. بماند که این جماعت چیزهایی از روایت‌سازی رسانه‌ای شنیده‌اند و درنیافته‌اند در نزاع واقعیت عینی مشهود و ملموس و روایت ذهنی برساخته‌ی رسانه‌ها هرگز دومی آینده‌ای ندارد. درباره‌ی آنچه اتفاق افتاد و شوربختانه دور از انتظار هم نبود هیچ چیز افزون بر آنچه همه می‌دانیم ندارم بگویم. اینک که از سرِ هر برگِ شهرِ خاموش‌مان خونابِ خزان می‌چکد تنها سکوت می‌کنم؛ سکوتی لبریز از ناگفته‌های جانکاه، سکوت می‌کنم اینجا ز شرم مرثیه‌خوانی.
درباره‌ی آنچه وضع امروزمان را شکل داده است پیشتر نوشته‌ام، به ویژه از جنبش زن، زندگی، آزادی تا جنگ دوازده‌روزه. بر همان‌ام که نوشته بودم. دوباره‌گویی لازم نیست. آن نوشته‌ها در دسترس است (اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا).
در دل سایه‌ی سیاه سوگ جمعی جامعه و زیر شبح جنگی که آسمان ایران را فراگرفته است و در بحبوحه‌ی بیقراری‌های زمانه، در گفتگوی گروهی از فرهیختگان سرزمین‌مان شرکت کردم که برایم بسیار اندیشه‌برانگیز بود و ذهنم را مشغول جای‌-گاه کار روشنفکرانه در شرایط اخیر کرد. فکر کردم شاید بد نباشد دیده‌ها و شنیده‌هایم را از آن جلسه در فضای عمومی ثبت و آن‌ها را از منظر خود آناکاوی و ارزیابی کنم. با این امید که چه‌بسا پرسش‌هایی پدید بیاورد و دیگرانی نیز دستی به قلم ببرند تا طرح دیدگاه‌های متفاوت و ترسیم اختلاف نظرهای گوناگون، به کند و کاو در جنبه‌هایی کمتر مورد بحث و نادیده‌مانده در هیاهوی رسانه‌های تبلیغاتی بینجامد.

بر ما چه رفته است؟

گردانندگان ایران‌دوست حرفه: هنرمند برخی از اهل فرهنگ و هنر را به دورهمی صمیمانه‌ای دعوت کرده بودند برای هم‌اندیشی و بحث درباره‌ی دغدغه‌ها؛ اینکه اوضاع فعلی و افق پیش رو را چگونه می‌بینیم و چه تصوری داریم از اشتباهات و کم‌کاری‌های خود. تعداد افراد جلسه زیاد نبود اما شرکت‌کنندگان به گونه‌ای چشمگیر متنوع بودند و اغراق نیست اگر بگویم کم‌وبیش هر جریان سیاسی-اجتماعی ایرانِ امروز آنجا نماینده‌ای داشت.

برای دسترسی به محتوای کامل روی دکمه زیر کلیک کنید.