از نقش کمال الملک در شکلگیری جریان نقاشی متجدد یا معاصر ایران چه میدانیم؟ آیا میتوان هنر معاصر یا به صورت مشخص نقاشیِ متجدد در ایران را بدون در نظر گرفتن نقش کمال الملک، مورد مداقه یا تحلیل قرار داد؟ آیا نقاشی ایران در سدهی اخیر بدون کمالالملک مسیر متفاوتی را پی میگرفت و امروز در وضعیت دیگری بود؟ آیا میتوان کمالالملک را مؤسس یا مبدع یک مکتب یا سبک و شیوه در نقاشی ایران دانست و میتوان از «مکتب کمالالملک» سخن گفت؟ اصطلاحاتی نظیر «شیوهی کمالالملکی»، «سبک کمال الملک»، «سنت کمال الملک»، «جریان کمالالملک» و دیگر اصطلاحاتی از این دست به چه معناست و از کدام سبک و سیاق هنری سخن میگوید؟ چرا کمالالملک تا این اندازه در میان ایرانیان، از عموم مردم گرفته تا هنرمندان و اهل فن، محبوب است؟ چه عامل یا عواملی او را از دیگر هنرمندان بزرگ همعصر خود متمایز کرده است و چنین پایگاه و اقبال اجتماعی گستردهای به او بخشیده است؟ به احتمال زیاد این پرسشها و پرسشهایی از این دست در ذهن بسیاری از هنرمندان و پژوهشگران و منتقدان هنری در ایران طرح شده است و پاسخهای متفاوتی نیز در پی داشته و دارد.
به طور کلی میتوان دیدگاه منتقدان هنر و بهویژه پژوهشگران نقاشی ایران دربارهی نقش و اهمیت کمال الملک در نقاشی مدرن یا معاصر ایران را در طیفی گسترده قرار داد، طیفی که پیروان و طرفداران یا مدافعان شیوهی او در یکسو، و مخالفان و منتقدان سرسخت او در سوی دیگر آن قرار میگیرند. گروه اول کمال الملک را آغازگر یا دستکم تثبیتکنندهی مسیری جدید در نقاشی ایران میدانند و ازهمینروی موقعیت او را به مثابهی نقطهی عطفی در شکلگیری پارادایم جدید در هنر معاصر ایران و بهصورت مشخص تاریخ نقاشی جدید، و نیز زمینهساز جریان نقاشی نوگرا در ایران مینگرند. گروه دوم اما بر نقش مخّرب کمال الملک در مسیر روبهرشدِ سنت چند صدسالهی نقاشی ایرانی تأکید میکنند و سبک هنری و آثار او را صرفاً تقلید یا رونوشت ناشیانهای از سنت نقاشی کلاسیک غربی، که در همان روزگار در اروپا منسوخ شده بود، میدانند. آنها از همین روی کمال الملک و پیروانش را مسئول سیر رو به افول نقاشی ایران در دورهی جدید و انحطاط سنت بزرگ نقاشی ایرانی میدانند و معتقدند جریان هنریِ کمالالملک نهتنها به ایجاد پارادایمی جدید در هنر ایران نیانجامید، بلکه مانع از تداوم و بالیدن سنت بزرگ نقاشی ایرانی در عصر حاضر نیز شد.
تاکنون مقالات متعددی دربارهی نقاشی متجدد یا معاصر در ایران و سیر تحولات و جریانهای ذیل آن در حرفه: هنرمند منتشر شده است. در این میان، تعدادی بهصورت مشخص به کمال الملک و نقش او در شکلگیری و تداوم جریان نقاشی متجدد در ایران اختصاص دارد. نویسندگان این مقالات با رویکردها و دیدگاههای متفاوتی، کارنامهی هنری کمالالملک، موقعیت او به عنوان مشهورترین هنرمند ایرانی در یک سدهی اخیر، و نقشآفرینی او در رقمزدن به مسیر و سرنوشت نقاشی مدرن و معاصر ایران را مورد کنکاش قرار دادهاند. در این یادداشت خلاصهای از نقطهنظرات و دیدگاههایی که از سوی این منتقدان و صاحبنظران دربارهی کمالالملک در حرفه: هنرمند منتشر شده است، خواهد آمد.


فرم و لیست دیدگاه
۲ دیدگاه
مطلب بسیار جذاب و خواندنی بود. ممنون!
ممنون از توجهتون.