ورودیهای ۲۰۲۴ دانشگاه کلمبیا، جشن دانشآموختگان دبیرستانی و مراسم معارفهٔ دانشگاه را از دست دادند. دانشجویانی که کلاسهای سال اولشان را با ماسک و در بستر نرمافزار زوم و در نهایت انزوا سپری کردند، مجدداً شاهد تعطیلی کلاسها هستند. با گذشت چهار سال، وضع به همان منوال است.
بهلطفِ ماجرای اعتراضات غزه، جمعیت دانشجویی دوباره پراکنده شدند، کلاسها از راه دور برگزار میشود و صورت دانشجویان با ماسک پوشیده شد. این بار با دورهٔ کووید فرق دارد: برای پنهانکردن چهرهها نقاب روی صورتها نشسته است. این را هم بگویم که، ممکن است، مراسم دانشآموختگان لغو شود.
خانم تیجِسری ویجیکومار، هنرمند هنرهای تجسمی و از اعضای ارشد و رئیس انجمن دانشجوییِ دانشگاه کلمبیا، میگوید: «برای تمرکز روی دوران کودکی فرصت مغتنمی نصیبمان نشد.» این را هم گفت که: «از سالبالاییها میشنوید که: میتوانید هر جایی که دلتان بخواهد دور هم جمع شوید و هیچکس هم حق ندارد مانعتان شود. حقیقتاً دیگر چنین امکانی وجود ندارد.»
همین بهارِ امسال، جوِّ سیاستزده و قطبیشدهٔ حاکم بر پردیسهای دانشگاهی سراسر کشور، دورهای چهارساله را که با تشویش و اضطراب آغاز شده بود، به پایان رساند. از پژوهشهای انجامشده اینطور برمیآید که دانشجویان امروزی نسبت به نسلهای قبلیشان، تنهاتر و بستهتر و بیقیدتر شدهاند. جمعیتهای دانشگاهیِ شکلگرفته، از حیث اجتماعی متلاشی و کمرنگ و بیروح شدهاند، و آن پویایی و شادابی قبلی را ندارند. روانِ جمعی نسلی با کووید مدقوق و بیرمق شد و با سیاست پژمرد.
دانشگاهها در مواجهه با چنین مسئلهای، خدمات بهداشت روان را تقویت و دانشجویان را به شرکت در فعالیتهای دانشجویی و حضور در انجمنها ترغیب کردند. در چنین وضعیتی مدیران نگاه دیگری دارند. آنها عجالتاً امور دانشجویی را رتقوفتق میکنند؛ ازطرفی به این نکته هم رسیدهاند: دیگر زندگی دانشجویی مطابق سنتهای جاافتاده میان نسلهای قبل، نظیر کلاسهای بانشاط و مهمانیهای سرخوشانه و ملاقاتهای عصرانه، نخواهد بود. احتمالاً از سر اجبار با نظام دانشگاهیِ قبلی خداحافظی خواهیم کرد. تامس نِیتن، معاون امور دانشجویی دانشگاه برَدلی میگوید: «ممکن است هرگز به جوّ دانشجویی مألوفِ گذشته بازنگردیم و دیگر سنت آموختن از سالبالاییها را نبینیم. بعید نیست که چنین وضعِ تازهای تثبیت شود.» کلویی پاگمن، در دانشگاه پیوجِتساند در تاکوما، دستیار امور خوابگاهی بود. یکی از کارهای او این بود که با دانشجویانِ تازهوارد در ارتباط باشد و آنها را با حالوهوایِ دانشگاه آشنا کند. پاگمن تعریف میکرد که دانشجویان برای جلسات از اتاقهای خوابگاه بیرون نمیآمدند و در عوض پیامک میدادند و میخواستند که از راه دور و بهصورتِ برخط در جلسات حاضر شوند.
تظاهرات سیاسی
ایدِن یِدگِر، جوانی که سازمانی را برای حمایت از اسرائیل هدایت میکند، گفت: «در کلمبیا انزوای دانشجویی اعتراضات را تشدید کرد.» از یدگر و برخی دیگر شنیدم که دانشجویانِ تنها در اثنای تظاهرات و در چادرهای کوچکْ حامیانِ همنظرشان را پیدا میکردند و به اجتماعی یکدست دست مییافتند. بااینحال، تقسیمبندیها و چادرهای متکثر چشمگیر بود. دانشجویان یهودی که حامی اقدامات اسرائیل بودند از گروههایی که حامی جدایی دانشگاه از اسرائیل بودند دوری میکردند. زمانی که یدگر به یکی از انجمنهای دانشجویی که سالها عضو آن بود میرفت، اعضای آن انجمن از او فاصله میگرفتند. به همین خاطر یدگر و همفکرانش، طی این ماجرا، بسیاری از رفقای غیریهودی خود را از دست دادند.
حتی دانشجویانِ دانشگاههایی که در آنها جوّ اعتراضهای سیاسی کمرنگتر است، از لایککردنِ پستی نامطلوب، بیاعتنایی به نکات ظریف نهفته در متن و تماشای رخدادی ناخوشایند در رسانههای اجتماعی میترسند. خانم ویجیکومار گفت: فعالیتهای اینستاگرامی مستعد برداشتهای ناشایست است و انگشترنجهای ناقابل برای لایک و اینها ممکن است دوستیهایی ارزشمندی را به فنا دهد. همچنین گفت: افرادی را میشناسم که پستهای حمایتی برای فلسطین منتشر کردهاند و در مقابل با واکنش تند دوستانشان مواجه شدند و چنین پاسخی را دریافت کردند: «باورم نمیشه که چنین چیزهایی رو باور کنی. اینجا نقطهٔ آخر دوستی ماست!»
محققان در پس چنین صحنهٔ دلهرهآوری دریافتهاند که انزوا و اختلالی که به دنبالِ کووید پدید آمد، نیز افزایش اتکا به فناوریهای دیجیتالی، زندگی دانشجویی را بهطور اساسی دگرگون کرد و تمایل دانشجویان برای عضویت در جمعیتهای دانشجویی کمتر شده است. دانشجویانِ امروز نسبت به ۲۰۱۹ بیشتر میخوابند، کمتر با دیگران نشستوبرخاست میکنند و ترجیح میدهند که غذایشان را در تنهایی صرف کنند. آنها بیشتر سرشان را توی گوشیهای موبایل کردهاند، رفتوآمدشان به انجمنها کمتر شده است، به ندرت ورزش میکنند و کلاسهای حضوری از سکه افتاده است. استادان دانشگاه میگویند: دانشجویان در کلاس حاضر میشوند؛ اما هوشوحواسشان جای دیگری است و رغبتی برای شرکت در بحثها نشان نمیدهند. با استناد به تحلیل دادههایِ واحدِ آموزش نشریهٔ والاستریتژورنال، دانشجویانی که در انجام امور دانشجویی ابراز ناتوانی کردهاند، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱، حدود ۲۳درصد بیشتر شدهاند.
در سالهای اخیر و باوجود اعتراضهای کنونی در برخی از پردیسهای دانشگاهی، چادرهای اعتراضی دانشجویان آن تأثیر اجتماعی و نقشِ «حاضر در میانهٔ میدان» را از دست دادهاند. جمعیت دانشجویی بیرمقتر شده و شادابی و نشاط در میان آنها به چشم نمیآید و حلقههای دانشجویی کمتری را حینِ گفتوگو و تفرج در چمنهای دانشگاه مشاهده میکنیم. گاری لاگوئاردیا، مدرس زبان و فرهنگ اسپانیایی که حدود ۴۰ سال در دانشگاه سونیپوچِس مشغول به تدریس است، گفت: «چی بگم! از دوران کووید هم کسلکنندهتر شده و روحیهٔ مستقلِ دانشجویی بین بچهها کمتر. ظاهراً اونها نمیتونن از اختیارات و فرصتهای دانشجویی استفاده کنن.» جیمز اسمیت، رئیس دانشگاه میشیگان شرقی گفت: «ظاهراً دانشجوها متوجه نیستن که چه بلایی سرشون اومده. خودم شنیدم که میگفتن: همهچی رو توی گوشیهامون دنبال میکنیم. اصلاً چرا باید به سالن بسکتبال بریم؟!»
گروههای مراقبتی
این گزارهها را ببینید: مراکز بهداشت روان کیپتاکیپ پُر شدهاند؛ مجلس مشروبخوری تمام شده؛ درمان از راه دور آغاز شده؛ «گروههای مراقبتی» در محوطهٔ پردیس دانشگاه قدم میزنند و حالوروز دانشجویانی که ناخوش و بیحال به نظر میرسند را زیر نظر دارند.
با تکیه بر گزارش مرکز ملی مطالعات سلامت روان، در دانشگاههای امروزی و طیِ یک سال گذشته، از هر هفت دانشجو یکی به خودکشی فکر کرده است، تقریباً از هر سه دانشجو یکی به خودش آسیبی رسانده و از هر پنجاه دانشجو یکی اقدام به خودکشی کرده است. اَندرو کَمبل گفت: در دانشکدهٔ دارتمت، جایی که سه دانشجو در اولین سال همهگیری کووید و بر اثر خودکشی جان باختند، دانشجویان نسبت به دوران کووید ۱۶درصد بیشتر میخوابند و ۴۴درصد کمتر در محیطهای اجتماعی نظیر باشگاههای ورزشی و کافهها حاضر میشوند و ۹درصد بیشتر از آن دوران با گوشیهایشان سر میکنند. یکی از استادان علوم کامپیوتریِ دارتمت دویست دانشجو را از نظر حرکات فیزیکی و روانشناسی، از پیش از دوران همهگیری کووید و بهطور تلفنی و هفتگی زیر نظر گرفته است: خودشناسیِ اجتماعی ۸درصد کاهش یافته است. این دانشکده بهتازگی نخستین مدیر ارشدِ حوزهٔ سلامت روان را بهمنظور شناخت آسیبهای روانی استخدام کرده است.
کَرولاین کانوِی بیشتر اوقات تحصیلش در سال نخست دانشکده را برای در امان ماندن از گزندهای کووید در خوابگاه سپری کرد. در سال دوم بود که برای نخستین بار در جلسهای جمعی حاضر شد. در آن جلسه کنار پنجرهای باز نشست تا احتمال ابتلا به بیماری را به حداقل برساند؛ بااینحال باز هم میترسید. سرانجام طاقت نیاورد و ده دقیقه بعد از شروع جلسه بیرون زد. ماه گذشته یکی از دانشجویان بلافاصله بعد از اتمام پروژهٔ نهاییاش، از انجمن حفاظت و پرورش پرندگان بازدید کرد. با بیشترشدن حاضران معذب شد و نتوانست آنجا را تحمل کند و انجمن را ترک کرد. دانشجویِ یادشده تعریف میکرد: «چنین اضطرابی موقعی که تویِ جمعی حاضر میشم سراغم میاد. پیش از دوران کووید چنین چیزی برام مهم نبود و ناراحتم نمیکرد.»
ائرِن بنتس، مدیرعامل شرکت Degree Analytics، گفت: آمدوشد در کتابخانهها و سایر عرصههای مرتبط با دانشگاه نسبت به پیش از دوران کووید بهطور چشمگیری کمتر شده است. دانشجویان بیشتر اوقات خود را در خوابگاهها سپری میکنند و کمتر در جاهایی نظیر باشگاههای ورزشی و اینها آفتابی میشوند. سالن غذاخوری برخی از دانشگاهها که، تا پیش از این، محل اجتماع دانشجویان بود، به جایی برای تحویلدادنِ غذاها مبدل شده است و دانشجویان بعد از دریافت غذاهایشان به اتاقهایِ شخصی بازمیگردند. ایشان همچنین افزودند که حضور دانشجوها در سالنهای غذاخوری حدود ۴۰درصد کاهش یافته است.

ممکنه کسی رو ببینی!
اسمیت، رئیس دانشگاه میشیگان شرقی، گفت: دانشگاهِ متبوعش از دوران کووید به این سو، بهطرز آشکاری، ساکتتر شده است و رویدادهای ورزشی کمتری میان دانشجویان در جریان است. همچنین گفت: همهگیری کووید باعث تسریع در دگرگونیِِ حاصل از جهانبینی و تکنولوژی شد. جوانان متوجه این نکته نیستند که تجربهٔ کارهایِ گروهی مثل شرکت در مسابقهٔ بسکتبال آموختنیهای بسیاری دارد: «ممکنه کسی رو از یه گوشهٔ دیگهٔ این دنیا ببینی.» برِت ای. اسکوفیلد، مدیر اجرایی مرکز بهداشت روانی دانشگاهی در دانشگاه پنسیلوِینیا، گفت: اضطراب عمومی پیش از دوران همهگیری رو به افزایش بود، و به دنبالِ آن بازگشت ناگهانی به کلاسهای درس، اضطراب اجتماعی را تشدید کرد. یکی از پیامدهایِ خانهنشینیِ طولانیمدتْ ناتوانی در آموختنِ مهارتهای اجتماعی لازم بهقصدِ تقویت آموزههای دانشگاهی در بیرون و داخل کلاس درس بود. در ادامه افزود: در محیطِ دانشگاهی، یکی از تبعاتِ اضطراب اجتماعی این است که دانشجوها رغبتی به شرکت در بحثهای کلاسی و حضور در انجمنها نشان نمیدهند؛ زیرا دلهره دارند که سایرین آنها را قضاوت کنند. دانشجوها در صورتی که از تکالیف درسی عقب بمانند از استادان و دوستانشان درخواستی برای کمک نمیکنند و این موضوع چرخهای از بازخوردها را در میانهٔ اضطراب و افسردگی ایجاد میکند.
با استناد به نظرسنجی ملیِ مشارکت دانشجویی، احتمال اینکه دانشجویان با هم درس بخوانند یا به سازمانهای دانشجویی ملحق شوند ناچیز است. دانشگاه ناکس در گیلزبرگ یکی از بیشمار دانشگاههایی است که بهگفتهٔ استادانش، دانشجویانِ معدودی انجام تکالیف درسی را به عادتی روزمره مبدل میکنند. اَندرو چیوِتینی، رئیس دپارتمان علوم سیاسی و روابط بینالمللِ دانشگاه ناکس، گفت: «اگر هم تکلیفی را انجام دهند چنین است: مثلاً اگر بنا باشد مقالهای پنجصفحهای را ارائه دهند، در یکونیمصفحه سروتهِ کار را جمع میکنند و اگر بابت چنین تکلیفی نمرهٔ F را دریافت کنند شگفتزده میشوند و در پاسخ چنین چیزی میگویند: به من گوش بدهید؛ تمام سعیام را به کار بردم.»
با استناد به تحلیلهایِ نشریهٔ دادههای وزارت علوم که طی چهار سال و با بررسی بالغ بر ۲۰۰۰ نهاد دانشگاهی ارائه شده است، در سراسر کشور، تقریباً از هر بیست دانشجوْ یکی، خود را معلول جسمی یا روانی به حساب میآورد. در صورتی که در ۲۰۱۱ این آمار یک به پنجاه بود. دانشجویان مطابق قوانین مقرر دولتی، اجازه دارند با ارائهٔ گواهی پزشک، خود را بیمار یا ناتوان در انجام امور دانشگاهی معرفی کنند. چنین چیزی مراکز آموزشی را ملزم میکند تا راههای جایگزینی را، مثل نرمافزارهای آموزشی یا دستیار کمکآموزشی، بسته به نیازِ دانشجو فراهم کند. اگر برای دانشجویی تشخیص بدهند که بیماریاش مانع فرایند آموختن است، احتمالاً فرصت بیشتری برای امتحانات در نظر خواهند گرفت. تری هاسلر، مدیر مرکز آموزش عالی دانشگاه برایانت گفت: چنین پدیدهای سربارِ استادانی است که با گرفتاریهای متعددی دستوپنجه نرم میکنند. اضافهکاریهایِ جانکاه در طیِ دوران همهگیریِ کووید کادر آموزشی را خسته و دلزده کرد. تا جایی که در پردیسهای دانشگاهی نام ویژهای بر روی آن نهادند: انفصالِ سخت.
دانشجویانی که در طی همهگیریْ خانهنشینی و انزوا را پشت سر گذاشتند، در کلاس درس دردسرسازتر و بازیگوشتر شدهاند؛ و این نکته سختی کار آموزش را برای استادان بیشتر کرده است. درنتیجه، بهگفتهٔ هاسلر، چنین پدیدهای به ضرر دانشجوها تمام میشود. دانشجوها در موقعی که به حمایت مضاعف و یاری استادان نیاز دارند، استادانِ خسته و وامانده توان کافی برای رفع نیاز آنها ندارند. بله! به «کار گروهی» در همهٔ عرصهها، خسارت سنگینی وارد شده است.
ریک کارتر، دستیار ورزشی در کالج ترایتون که ۲۵ سال مربی بسکتبال بوده است، میگوید: بچههایِ الان نسبت به چند سال پیش توانایی کمتری در برقراری ارتباط با همتیمیها دارند. آنها برای ادارهٔ گروهیِ بازی یکدیگر را صدا نمیزنند. همتیمیهایشان را برای مقابله با بازیکن حریف ترغیب نمیکنند. کارتر در ترم گذشته ساعتها وقت صرف کرد تا بازیکنان عادت کنند همتیمیها را با صدای بلند خطاب کنند. چنین کاری برای تقویت کار تیمی در حینِ بازی مؤثر است. وی در ادامه افزود: «مکرراً بر این موضوع پافشاری میکنم که بایست با هم در ارتباط باشید. باید همدیگر را در زمین بازی صدا بزنید؛ اما آنها به این نکته توجه نمیکنند و بعد از بازی فوری سراغ گوشیهایشان میروند.»
آموختن بهمثابهٔ کاسبی
فروپاشی جامعهٔ دانشگاهی با رشد جوهرهٔ معاملاتی دانشگاه همراه بوده است. اگر دانشجویان در زمینهٔ تعهدات دانشجویی و انجام تکالیفْ اشتیاقی از خودشان بروز ندهند هم، بیراه نیست. ببینید، دانشجویان برای کسب درآمد و اعتبارهای لازم جهت بازپرداخت وام دانشجویی و دستیابی به شغل مناسب در تنگناهایی قرار دارند. خلاصه اینکه، معاشرت و همنشینی بین آدمها اهمیت ویژهای ندارد. چیزهای دیگری اولویت دارند. با تکیه بر نظرسنجیای که مؤسسهٔ EAB، شرکت مشاوره آموزشی، از میان بیستهزار دانشآموز دبیرستانی انجام داده، متوجه میشویم که معیار دبیرستانیها برای انتخاب دانشگاه اینهاست: شهریهٔ پایه و دورههای کارآموزی و چشمانداز آیندهٔ شغلی. در این نظرسنجی، حضور در دانشگاه بهقصد تجربهٔ «زندگی فعال اجتماعی» در رتبهٔ هشتم جای دارد.
نهادهای آموزشی برای ارتباط با دانشجویانِ تنها و گوشهگیر در تنگنا قرار گرفتهاند. چنین دانشجویانی استعداد بیشتری برای ترکتحصیل دارند. این موضوع حیات دانشگاه را تهدید میکند. نهادهای آموزشی برای کمک به دانشجویان، مدرسانی را جهت ارائهٔ کمکهای اولیهٔ بهداشت روانی تربیت و گروههای مراقبتیای را برای یافتن دانشجویانی که با چنین مسائلی روبهرو شدهاند استخدام میکنند.
دیویدسن پورتر، معاون امور دانشجوییِ دانشگاه تولِین گفت: در دانشگاه ما ۹۲درصد از ورودیها خودشان را آدمهایِ مضطربی در دبیرستان معرفی کردهاند؛ اما حالا استادانِ آموزشدیدهای شدهاند که در یافتن نشانههای بیماری روانی تبحر دارند. آنها درگاههای منتهی به خودکشی را میشناسند. همچنین رویدادی را بهنامِ «ماجرای بازندهها» راه انداختند. در این رویداد اشخاص قصهٔ شکستهایشان را تعریف میکنند. آنها از موقعیتهایی میگویند که مطابق برنامههایشان پیش نمیرفت. هدفِ از چنین کاری این بود: تنها ما نیستیم که تنها ماندهایم و شکست خوردیم. شعار این رویداد هم این بود: «با صدای رسا مراقبت کنیم».
خیلی از دانشگاهها میخواستند خدمات بهداشت روان را بهطور اختصاصی و در دانشگاه ارائه کنند. حدود ۴۰۰ نفر با شرکت UWill که در زمینهٔ درمان از راه دور فعال است و از ۲۰۲۰، همکاری کردند. این شرکتْ خدماتی را ظرف پنج دقیقه به دانشجویانی که خواهان صحبت با درمانگر بودند ارائه میکرد و چیزی در حدود یک میلیون قرار ملاقات با درمانگر را ثبت کرده است. سه معضل عمده در میان متقاضیان این شرکت عبارتاند از: عزتنفس و تنهایی و آسیب روانی. بهگفتهٔ کانوِی خدمات این شرکت در دارتمت بسیار محبوب است تا جایی که دو اتاق کتابخانه را برای جلساتِ دوردرمانی در نظر گرفتهاند.
بهگفتهٔ اورلی مِیِر رئیس آموزشِ دانشگاه وِسْلِیِن، طی دوران همهگیری کووید بسیاری از آگاهیهایِ سازمانیِ رایج در انجمنهای دانشجویی از میان رفته است. بااینحال، یکی از کارهایی که مرسوم شد این بود: اعضای انجمن دانشجویی پیش از جلساتشان با هم به پیادهروی میروند. اورلی تعریف میکرد که بعد از دوران کووید، یکی از اعضا ریسمانی پیونددهنده میان اعضا شد؛ حالا آنها مثل بچههای کودکستانی ارتباط نزدیکی دارند. «خب، این خیلی خوبه! کاریه که همهمون باید دنبال کنیم.»
این نوشته با عنوانِ « They Entered College in Isolation and Leave Among Protests: The Class That Missed Out on Fun»، در۲۵ آپریل ۲۰۲۴ و در والاستریت ژورنال، منتشر شد.




فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.