واکاوی عکسهای یحییٰ دهقانپور بهعنوان یکی از پیشگامان عکاسی هنری مدرن و معاصر ایران، نیازمند بررسی از منظرِ نظریههای مدرنیسم پسین۱ است. این التزام از آنرو هویدا میشود که عکسهای دهقانپور شکلی از مدرنیسم فرهنگی را در بر میگیرند. دشوارهٔ۲ اصلی عکسهای دهقانپور فرهنگ است و مناظر فرهنگی؛ امری که در بدنۀ عکاسی او به کرات دیده میشود. این نمود فرهنگی، در کنار برخی از دستاوردهای برجستۀ مدرنیسم همانند اهمیت رسانهویژگی و ارزشِ فناوری، به نگرشی نو دامن زده که فهم سنتی دربارهٔ مدرنیسم را پالوده و به گفتمانها نیز اهمیت میداد.
در چنین چرخشی، پرسشی بنیادی در نظریۀ هنر مطرح شد؛ اگر فرض دیرینۀ مدرنیسم بر یگانگی هنرمند بهعنوان منشأ و مرکز مطلق معنا، دیگر قادر به تبیین پیچیدگیهای هنر امروز نباشد، آنگاه در غیاب این سوژهٔ خوداندیش، معنا چگونه و در کجا تولید میشود؟ پاسخ به این پرسش را میتوان درون روابطِ در همتنیدهای جویید که اثر را بهمثابه نظامی نشانهشناختی، تاریخی و فرهنگی تلقی میکنند؛ پاسخی که در راستای فُرمالیسمِ نظری رُزالیند کراوس۳ در نقدِ «ارادهٔ مطلق هنرمند۴» است. بااینحال، این مسئله که نظامهای پیچیدهٔ نشانهشناسی، تاریخ و فرهنگْ چگونه در اثر هنری، و بهطور ویژه در عکس، نمود پیدا میکنند، تدقیق در سازوکار تولید معنا را فرا میخواند. رزالیند کراوس در مقالۀ اصالتِ آوانگارد و دیگر اسطورههای مدرنیست۵ (۱۹۸۶) بر این باور بود که معنا از خلالِ ساختارهایی پدید میآید که پیدایش و خوانشِ اثر را ممکن میکند، قراردادهای تاریخی و رسانهای را در هم میتند و فرهنگ و گفتمانهای آن را میکاود. عکاسان مدرنیستِ پسین میکوشیدند توانشهای رسانۀ عکاسی در تولید معنای فرهنگی را بکار گرفته و از خلالِ همان ویژگیهایی که پیشتر بهمثابه ظرفیتهای صوری و رسانهایِ عکاسی درک میشدند، افقهای تازهای برای دلالت بگشایند.
برای دسترسی به محتوای کامل روی دکمه زیر کلیک کنید.

فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.