آرشیمبو: ما الان در آتلیهٔ شما هستیم؛ دیوارها و فضای اطرافمان پر از عکس است. عکاسی برای شما چه جایگاهی دارد؟ آیا آن را هنری مستقل میدانید یا بیشتر به چشم ابزاری و منبعی مستند برای کارهایتان به آن نگاه میکنید؟
بیکن: البته بعضی عکاسان هنرمندند، اما من به آن جنبهٔ عکاسی علاقهای ندارم. عکسها فقط از این جهت برایم جالباند که جنبهای سندی و مستند دارند.
آرشیمبو: با این وجود، شما اغلب از عکاسی در کارهایتان استفاده کردهاید، نه؟
بیکن: دقیقاً اینطور نیست. میدانم مردم فکر میکنند من خیلی از عکس استفاده کردهام، اما این درست نیست. فقط چون اولین کسی بودم که اعتراف کرد از عکس استفاده میکند، همه تصور میکنند استفادهٔ زیادی از آن داشتهام. وقتی میگویم عکسها برای من صرفاً سند هستند، منظورم این است که هرگز از آنها بهعنوان مدل استفاده نمیکنم. متوجه هستید؟ عکاسی در اصل وسیلهای برای تصویر کردن چیزی است و تصویرسازی برای من جذابیتی ندارد.
آرشیمبو: اما فکر میکنم در دورهای عکاسی برای شما اهمیت زیادی داشته است؟
بیکن: بله. زمانی بود که به عکسهای زیادی نگاه میکردم؛ انواع و اقسام عکسها…
آرشیمبو: کدامها بیشتر از همه توجه شما را جلب کرد؟
بیکن: نمیدانم… عکسهای خبری، عکسهای حیوانات وحشی، عکسهای مایبریج، عکسهای علمی؛ مثلاً آنهایی که در کتاب بیماریهای دهان چاپ شده بود. سالها پیش آن کتاب را در پاریس پیدا کردم و برایم فوقالعاده جالب بود.
آرشیمبو: و عکسهای مایبریج؟
بیکن: بله، همانهایی که عناصر حرکت را نشان میدادند. آنها واقعاً توجه مرا به خود جلب کرده بودند. دورهای بود که ساعتهای زیادی را صرف تماشای آن تصاویر میکردم.


فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.