«پنجره را میگشایم، پنجرهای که نگاه میدوزد بر هیچ، پنجرهای که به درون مینگرد…»
اُکتاویو پاز
در این روزها، نمایشگاه مهران مهاجر به نامِ «داربست» در گالری دستان در حال برگزاری است. مهران مهاجر (متولّد ۱۳۴۳) عکاسی را از اوایل دههی ۱۳۶۰ آغاز کرد. وی طی سالها اشیای زندگی روزمره و امکانات بیانی عکاسی را با نگاهی شهودی (شهود امری عرفانی یا جادویی نیست؛ بلکه فقط اهدای یک شیء به ما است) و رویکردی فرارونده و زیباشناسی سردستیْ دگرگون و از آنِ خود کرده است. وی در نمایشگاه «داربست» برگشته است به آنجا که آغازیده و به زمان حال رسیده تا در این میان روایتی از معنای نگریستن و معمای رؤیتپذیری را برای ما بازگو کند. عکسهای وی واجهاییاند که به هم میپیچند و از هم باز میشوند، همسان و ناهمساناند، و در ذهن شکوفا میشوند، آنها را نمیتوان بر زبان آورد، آنها خودْ بهسانِ شعر سخن میگویند.
مهران مهاجر چونان کاشفی در نمودهای گوناگون زندگی هرروزهی متداولِ خود جستوجو میکند. عکسها در قالب طبیعت بیجان میگنجند و آنها دربردارندهی اشیا و نشانههای شهری (پرچم، سیم برق، و تیر چراغ)، خردهریزهای معمولی و پیشپاافتاده (ریزههای عکس، کاغذ مچاله، و لیوان)، حصارها و گوشهها و لبهها، مکانهای سربسته و چیزهای پوشیدهشده، زبالهها (درپوش یکبارمصرف)، مواد و اشکال گذرا و ناپایدار (نور و سایهها، امواج دریا، ردِّ بادبزن، لکّههای نوری، و بادکنک)، و غیره هستند. چنین عکسهایی بیش از هر چیز بهدنبال دیدنی کردن و مرئی ساختن امور ناپیدای زندگی روزمرهاند و میکوشند تصوّر ما از اشیا و جهان پیرامونمان را دگرگون سازند تا دربارهی چگونگی نگریستن و تجربهی محیط اطرافمان بیندیشیم. از سوی دیگر، چنین نگاهی همهچیز را فیذاته موضوعی برای شعر میداند.


راهروی هنرهای زیبا، ۱۳۹۳
خرمشهر، ۱۳۹۷
از دیدگاه صوری، عکسهای مجموعهی «داربست» همچون امکانات زبان عکاسی سخاوتمند و گوناگوناند. عکسها در میان درون و بیرون، سطح و عمق، زمینه و پسزمینه، دوری و نزدیکی، وضوح و محوی، و پیدایی و ناپیدایی در حرکتاند و چشم و ذهن همزمان در حال کشف و شهودِ مفهومی است. بدینگونه، عکسها از زمان و مکان بیرونی جدا میشوند و به زمان و مکان درونی عکاس و بیننده وصل میشوند. بدین معنا که عکاس زبانِ عینی و علمیِ دوربینِ عکاسی و پرسپکتیو تکچشمی و نگرش پوزیتیویستی سدهی نوزدهمی مسلّط بر آن را واژگون میکند، به همان نحوی که مارسل دوشان با اشیای حاضر- آمادهاش معنای هنر و کار هنری را در سدهی بیستم دگرگون کرد.

صندلی اتوبوس، ۱۳۹۳
از جانبی دیگر، عکسها ویژگیهای زبان عکاسی را پیش روی بیننده نهادهاند. عکسها «ساخته» نشدهاند بلکه آنها از اشیای یافتهشده «گرفته» شدهاند. کنش گزینش و حذف لبههای عکس (مرز میان درون و بیرون) و ترکیببندی عکس (محصول قاببندی) را برجسته میسازد. مفهومِ «لبهی عکس» در مقام تمهیدی برای برش دادن، یکی از کیفیتهای فرم است که نقاشان نوآور اواخر سدهی نوزدهم علاقهی خاصی به آن نشان دادند. از سوی دیگر، جزئیات در کارها نقش مهمی ایفا میکنند. عکاس موضوع را دنبال کرده و بهمیانجی قاببندی روایتی تکهتکه ارائه کرده است که معنایی فراتر از یک توصیف ساده پیدا کرده است. برخی عکسها نیز زمان را نمایان میکنند و سبب اندیشیدن به زمانهای مختلف و مرتبط به هم میشوند که عبارتاند از: زمان زمینشناختی، زمان فصلی، زمان دوازدهساعته، زمان ساعتهای دیجیتال، سرعت شاتر دوربین، طول عمر انسان، و حتی زمان تاریخی عکاسی و تعداد عکسهایی که از زمان اختراع عکاسی گرفته شده است و نسبت آنها با قابهای نمایشگاهِ پیش رو. از اینرو، عکسها گذر زمان (زمانی طولانی یا کوتاه) را بازنمایی میکنند. هر عکس تکهای منفصل از زمان را توصیف میکند که هماره زمان حال است. برخی عکسها محوی و تاری را پدیدار میکنند. از یکسو، این کیفیت، آن هم در دل تصویری از زندگی روزمره، ادراکات حسیِ سرشاری همچون احساس زوال، فروپاشی، و پایان را ایجاد میکند و از سوی دیگر، آنها یادآور میشوند که این عکاسی است که به ما یاد داده از زاویه و نظرگاهی نامتعارف نگاه کنیم، و عکسهایی به ما نشان داده که در عین پنهان داشتن معنای رواییشان، حالوهوای صحنه را به ما منتقل کردهاند. بدین ترتیب، نکتهی مهم در اینجا این است که واقعیّتِ یگانه میتواند به شیوههای چندگانه بیان شود و خودِ آن واقعیّت در تمام آنها نسبت به آن بیانگریها چیز دیگری باشد. به بیان دیگر، چیزها هماره نمودهای بسیاری را در خود ذخیره دارند.


بادکنک و دریا، ۱۳۹۷
آسمان، ۱۳۹۷


کاشان، ۱۳۹۸
گونی، ۱۳۹۶
عکسهای مجموعهی «داربست» کشفِ چیستی یک چیز را هم کاملاً معلق میکند و آنها موضوع را بدل به حدس و گمان میکنند. بله، البته وقتی عکس شرح داده میشود و برچسب عنوان میگیرد، پاسخ بدیهی به نظر میرسد. از اینرو، عکسها بهسوی بیچیزی و بیشکلی سوق داده میشوند. زیرا عکاس میل به فراتر رفتن از چیزها دارد و در این رویکرد، ادراک و تجربهی زیسته، عنصر تخیّل و نفْسِ عکاس معتبر و محترم شمرده میشود؛ و به طور همزمان نیز نگاهی به سوی خودِ چیزها و بیرون از ذهن دارد. در اینجا عکاس میاندیشد و حتی هنگامی که خود بخشی از جهان است، جهانِ خود را دارد.
محتوای عکسها «هیچ» است و همهی دشواریها از درک، مواجهه، و ارزیابی این «هیچ» برمیخیزد. هیچگونه معنای ایستایی در پسِ پشت تکتکِ قابها وجود ندارد و مجموعهی «داربست» بیانگر نوعی پویایی و آشوبِ بیشکل در زندگی انسان است. چراکه زندگی جمع اضداد است و جریان مداوم زندگی محصول همبستگی میان تمام اضداد است؛ یک تقابل همیشگی میان زندگی و مرگ. این یگانگی متناقضِ اضداد نشانگر این است که تنها بهمیانجی ارتباط آنها با یکدیگر است که میتوان تفاوت و سویههای منحصربهفرد چیزها را شناخت. از اینرو است که حضورِ رهای لکّهی نوریِ صورتی بر بستر امواج آبی دریا در همنشینی با ردِّ خاکستریِ بادبزنی غایب معنادار میشود. میتوان گفت سرشت عکسها روشن و قطعی نیست و به هر لحظه خصلت یک راز را عرضه میدارد، و هماره در این میان حجاب و پردهای حضور دارد تا به ما خاطرنشان کند که ادراک، نظرگاه، و چشماندازمان چقدر نسبی و محدود است. موضوع عکسها در اینجا خودِ سرشت تصویر و پیچیدگی چندلایه آن است، که از درونِ پرسهزنی و جستن تصویر در جریان زندگی روزمرهی عکاس پدیدار شده است.
نمایشگاه «داربست» از ۲۱ خرداد شروع شده است و تا ۴ تیر ماه ادامه دارد.
گزیدهعکسهایی از نمایشگاه:



نقطه، ۱۳۹۷
آب انبار، ۱۳۹۸
میز و سیم، ۱۳۹۷



حفاظ، ۱۳۹۱
آجر، ۱۳۹۸
ردّ بادبزن، ۱۳۹۲



ریزههای عکس، ۱۳۹۴
شیراز، ۱۳۹۳
کلمات در موزه، ۱۳۹۶

فرم و لیست دیدگاه
۱ دیدگاه
عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت/ که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت