نمایشگاه «چشم در چشم» با سطحی از استقبال مواجه شد که این رویداد را از یک نمایشگاه عادی موزهای متمایز کرد و به نقطهای خاص در صحنه هنرهای تجسمی کشور بدل نمود. با اندک اطلاعاتی از جمعیت هنرمندان میتوان مطمئن شد که در اوج روزهای نمایش، بیشتر مخاطبان آن متعلق به جامعه تجسمی نبودند. برای بسیاری از فعالان حوزه تجسمی، این استقبال غیرمنتظره ضرورت بررسی و تحلیل این پدیده را فارغ از تعصب و هیاهوهای جاری آشکار کرد. برخی از ایشان تلاش داشتند با ارائه دیدگاههای مختلف، دلایل این اقبال را توضیح دهند. بیشتر این توضیحات بازتابدهنده وضعیت اجتماعی امروز بود.
در نبود پژوهشی مستند و عمیق برای اثبات دلایل اقبال عمومی این رویداد، متن پیشرو تلاش خواهد کرد با نگاهی عینی و خوانشی گاهشمارانه از وقایع روزهای منتهی به این استقبال، مکانیزم آن را شرح دهد. ضرورت داشتن نگاه بیطرفانۀ آکادمیک ایجاب میکند که نگارنده نه بهعنوان یکی از دستاندرکاران برگزاری رویداد، بلکه از منظر یک شاهد نزدیک که مکرراً در موزه حضور داشته، به شرح موارد بپردازد. دو منبع دیگر مورد استفاده، آمارهای اولیه مستخرج از روابط عمومی موزه و مصاحبه مستقیم با برخی از همکاران موزه است که در ارتباط با مخاطبان بودهاند.
افتتاحیهای نرمال:
افتتاحیه در یک بعدازظهر در میانه هفته و در نیمه مهرماه برگزار شد. در این روز، حضور چشمگیر جوانان و هنرجویان هنرهای تجسمی قابلتوجه بود. اگرچه جمعیت قابلملاحظهای در مراسم حضور داشتند، اما به نظر نمیرسید که این ازدحام غیرمعمول باشد. تعداد اساتید شناختهشده هنرهای تجسمی در این مراسم محدود بود و بیشتر مهمانان شامل دوستان و همکاران نزدیک برگزارکنندگان یا مخاطبان نمایشگاه دیگری بودند که بهطور همزمان در موزه افتتاح میشد. روابط عمومی موزه معمولاً بهصورت مستقیم یا از طریق ارسال پیام، از اساتید هنرهای تجسمی برای افتتاحیه دعوت میکند. تعداد اساتیدی که برای افتتاحیه به دعوت این نهاد پاسخ دادند بیش از چند نفر نبود. این کنتراست در بافت شرکتکنندگان با افتتاحیه نمایشگاه بعدی که در نیمه اول آذرماه و با موضوع آثار مارکو گریگوریان برگزار شد، قابل مشاهد است. در آن نمایشگاه، تعداد بسیاری از اساتید هنرهای تجسمی حضور یافتند.
در روزهای اول نمایشگاه، حجم شرکتکنندگان خبر از یک نمایشگاه موفق میداد. اگرچه تعداد مخاطبان مسئلهساز نبود، طبق اعلام روابط عمومی، در هفته اول تعداد بازدیدکنندگان حدود ۵۰۰ نفر در روز بود که با شیب ملایمی افزایش داشت. بیشتر این بازدیدکنندگان شامل نسل جوان فعالان تجسمی و هنرجویان بودند که مشتاقانه برای دیدن آثار آمده بودند و ظاهرا بازخورد خوبی از نمایش داشتند. در همین حال، تعداد استوریهای مرتبط با تصاویر نمایشگاه در شبکههای اجتماعی بهتدریج شروع به رشد کرد و افراد دیگری را ترغیب به دیدار از نمایشگاه نمود. این استوریها در اوج خود به حدود ۵۰ مورد در روز رسید.
با توجه به حضور مکرر نگارنده در موزه در هفتههای مذکور، هنرجویان بیشتر از یکبار برای بازدید از نمایشگاه به موزه مراجعه میکردند. بازخورد مثبت این گروه در فضای مجازی باعث شد که اساتید شناختهشدهتر نیز از اواخر هفته دوم برای دیدن نمایشگاه حضور یابند؛ امری که مورد تأیید روابط عمومی موزه نیز هست. این حضور که در ابتدا محدود بود، بهتدریج بیشتر شد. نسل پیشین فعالان حوزه تجسمی البته با همان شوق نسل جوان از نمایشگاه استقبال نکردند که این امر طبیعی به نظر میرسید.
تغییر بافت جمعیتی:
در ابتدای آبانماه، حدود سه هفته پس از افتتاح، میزان بازدیدکنندگان به ۱۵۰۰ نفر در روز رسید و این روند تا پایان ماه صعودی بود. مسئولین موزه در این زمان برای اولین بار متوجه تعداد نامتعارف بازدیدکنندگان شدند و پیشبینی تمهیدات لازم در مورد تعداد مراقبین و یا نحوه ورود و کنترل جمعیت ضروری مینمود.
در سومین آخر هفته از نمایش، برای اولین بار صفی موقتی از بازدیدکنندگان در مقابل موزه مشاهده شد. خبر و تصویر این صف نیز به موضوعی برای انتشار در فضای مجازی بدل گردید. روند افزایش جمعیت مخاطبان در اواسط آبان شروع به رشد تصاعدی کرد بهگونهای که تمام رکوردهای پیشین موزه در مورد تعداد تماشاگران شکسته شد.
در انتهای آبان تعداد بازدیدکنندگان از مرز ۲۵۰۰ نفر در روز گذشت. از این زمان تشکیل صفها تنها به آخر هفته محدود نبود، بلکه تقریباً در تمام روزها و ساعات مقابل موزه صف دیده میشد. در این مقطع، بافت جمعیتی بازدیدکنندگان دچار تحول شد. تعداد بازدیدکنندگان آماتور از موزه بسیار بیشتر از مخاطبان حرفهای شد که پیشتر و حتی در چند نوبت نمایش را دیده بودند. بیشتر این افراد برای اولین بار پای به موزه گذاشته بودند و کنجکاوانه کیفیت فضا و آثار را کشف میکردند.
بعد از انتشار خبر تشکیل اولین صفها در مقابل موزه، دو اتفاق دیگر باعث افزایش جمعیت بازدیدکنندگان آماتور شد: نخست، ابتکار عمل اینفلوئنسرهای فضای مجازی و دوم، جلب توجه رسانههای خبری داخلی و خارجی که به تولید و انتشار محتوای خبری درباره این رویداد و انعکاس استقبال مردم پرداختند. روند افزایشی مخاطبان تا نزدیک شدن به تاریخ مقرر برای اتمام نمایشگاه ادامه داشت. حتی چند روز پس از اولین تمدید نمایشگاه، یعنی تا اوایل آذرماه، این روند افزایشی بود. تنها با انتشار خبر تمدید طولانیمدت نمایشگاه تا پایان آذر بود که از حجم بازدیدکنندگان عام کاسته شد. بااینحال، تا امروز، باوجود عدم تشکیل صف، همچنان تعداد بسیاری از بازدیدکنندگان در موزه حضور دارند.
خوانش عوامل مؤثر:
بیتردید مرور فرایند ذکر شده میتواند برخی از عوامل مؤثر در این پدیده را برجسته کند. هرچند تعیین وزن هر یک از این عوامل نیاز به مطالعه دقیقتر و اخذ آمار از بازدیدکنندگان دارد. برخی از این عوامل به ترتیب وقوع عبارتاند از:
- استقبال نسل جوان تجسمی و انعکاس آن در شبکههای اجتماعی: نسل جدید فعالان تجسمی در دریافت و نشر اخبار نمایشگاه از دیگران پیشی گرفتند. اولین موج استقبال در فضای مجازی توسط این گروه آغاز شد.
- موضوع نمایشگاه و بخشهای تعاملی: موضوع پرتره توانست ارتباط سادهتری با مخاطبان عام برقرار کند. باوجود پیچیدگیهای هنر مدرن و معاصر، این موضوع امکان داد هر مخاطب بهاندازه توان ذهنی و اطلاعات خود از نمایشگاه بهره ببرد. همچنین، استفاده از المانهای تعاملی مانند «اتاق تاریک و روشن» تجربهای متفاوت و جذاب برای مخاطبان، بهویژه جوانان، ایجاد کرد.
- حضور آثار فاخر در نمایشگاه: این مسئله برای اهل هنر مخصوصا دانشجویان هنر و نسل جوان هنرمندان تجسمی، انگیزهای برای بازدید از نمایشگاه بود. بودن آثار هنرمندان شهیری چون پیکاسو، وانگوگ، دالی و در میان ایرانیان کمالالملک که حتی در میان عوام شناخته شدهاند از عواملی بود که افراد غیرحرفهای را هم به موزه کشاند.
- افزایش آگاهی فرهنگی و هنری در طبقه متوسط: دهههای اخیر شاهد تحولات فرهنگی مهمی در جامعه بوده است. نزدیک به پنج دهه پس از افتتاح موزه، سطح گستردهتری از مردم امکان حضور در این مکان فرهنگی را یافتهاند. این گروه با نگاهی تازه به هنر و فرهنگ، نقش کلیدی در افزایش استقبال از نمایشگاه ایفا کردند.
- قیمت مناسب بلیت و دسترسی آسان: قیمت ارزان بلیت نمایشگاه (۲۰,۰۰۰ تومان) و موقعیت جغرافیایی موزه در مرکز شهر، که امکان دسترسی آسان را فراهم میکرد، از عوامل اقتصادی مؤثر در جذب مخاطبان بودند. بهراحتی میتوان حدس زد که برای طبقه متوسط، چنین هزینهای برای یک فعالیت فرهنگی با کیفیت بالا (بازدید از شاهکارهای هنری، بهرهگیری از فضای جذاب موزه، و استفاده از امکاناتی چون کافه و حیاط مجسمه) در مرکز تهران، بسیار مقرونبهصرفه به نظر میرسد. این ویژگیها، که توسط گروهی از مخاطبان تازه کشف شد، بهعنوان یکی از عوامل ترغیب برای بازدیدهای مکرر از موزه در نظر گرفته میشود.
- شایعات درباره آثار: انتشار خبری کذب مبنی بر اینکه آثار نمایشگاه برای اولینبار پس از ۴۵ سال از گنجینه موزه بیرون آمدهاند، توجه مخاطبان عمومی را جلب و حساسیت نسبت به نمایشگاه را بیشتر کرد. اگرچه این خبر تأثیری بر مخاطبان حرفهای نداشت، انتشار گسترده آن در شبکههای مجازی میان افراد غیرمتخصص، تأثیر بسزایی در جذب مخاطبان داشت. مبنای این خبر نمایش حدودا ده اثر بود که برای اولین بار به نمایش درمیآمدند. این آثار (به جز در یک مورد) جزو آثار فاخر نمایش نبودند. بیشتر آثار شاخص نمایشگاه در سالهای گذشته به نمایش درآمده بودند.
- شبکههای مجازی و رسانههای عمومی: آخرین موج خبری که باعث حضور گسترده مخاطبان عام در موزه شد، به فعالیت اینفلوئنسرهای دنیای مجازی و همچنین رسانههای خبری درباره نمایشگاه مرتبط بود. این گروهها با ایجاد جذابیت برای مخاطبان عام و در راستای فعالیتهای معمول خود، اقدام به انتشار مطالب مرتبط کردند و ارتباط نمایشگاه با جامعه گستردهتری را تسهیل نمودند.
- فصل نمایشگاهی مناسب: پاییز زمان مناسبی برای برگزاری نمایشگاههای تجسمی است. آغاز به کار دانشگاهها و مؤسسات آموزشی، پویایی جامعه پس از تابستان و اعتدال آبوهوایی، احتمال استقبال از رویدادهای این فصل را افزایش میدهد. برای مثال در این مورد خاص چندبرابر شدن بازدیدهای گروهی دانشآموزان و دانشجویان از نمایشگاه نقشی مهم در حضور مخاطب در این رویداد ایفا کرد.
نتیجهگیری
مرور روند افزایش بازدیدکنندگان نشان میدهد که نمایشگاه چشم در چشم توانست از طریق تعامل با نسل جوان هنری و بهرهگیری از پتانسیل شبکههای اجتماعی، حساسیت و توجه عمومی را به یک رویداد هنری معطوف کند. این موفقیت نهتنها بازتابی از رشد آگاهی فرهنگی و به تبع هنری در جامعه است، بلکه تأثیری قابلتوجه بر شیوه برگزاری رویدادهای فرهنگی آینده خواهد داشت. هرچند میتوان استقبال از نمایشگاه چشم در چشم را بازتاب برخی موضوعات و دغدغههای اجتماعی و هنری زمانه دانست، اما نباید نقش جامعه تجسمی، بهویژه نسل جوان آن، در این میان نادیده گرفته شود. بدون دریافتهای اولیه هنرمندان و هنرجویان جوان این حوزه، فرآیندی که به اقبال و توجه عمومی به نمایشگاه منجر شد، هرگز آغاز نمیشد. افزایش سهم بازدیدکنندگان آماتور و افرادی که برای نخستینبار از موزه بازدید کردند، نشاندهنده گسترش تأثیر نمایشگاه از دایره مخاطبان تخصصی به عموم مردم بود. این موفقیت را باید به پای جامعه تجسمی و بهویژه نسل جوان آن نوشت. این نسل ثابت کرد که مستقل از نسلهای پیشین و با استفاده از روشها و ارتباطات خاص خود، توانایی جریانسازی مؤثر در حوزه فرهنگی و هنری را دارد.
در نهایت، در نگارش این متن تلاش شده است که خوانندگان برای درک دقیقتر مشاهدات ارائهشده، خود و عملکردشان را در یکی از گروههای اصلی ذکرشده شناسایی کنند. این خوانندگان ممکن است: جزء هنرجویان و علاقهمندان جوان حوزه تجسمی باشند که اغلب در هفتههای ابتدایی نمایشگاه حضور داشتند و با انتشار محتوا درباره آن، به شکلگیری موج خبری در فضای مجازی کمک کردند. یا همچنین جزء اساتید و فعالان حرفهای این حوزه باشند که در روزهای ابتدایی تعداد کمی از آنها حضور داشتند، یا حتی ممکن است هنوز نمایشگاه را ندیده باشند. و در نهایت، بازدیدکنندگان عامی باشند که در هفتههای پایانی آبانماه بهصورت پرتعداد در موزه حضور یافتند. این دستهبندی اگرچه ناقص است، اما به نظر میتواند تاییدی بر کلیت مشاهدات فوق ارائه نماید.
متأسفانه مشکلات مدیریتی مانع از انجام مصاحبههای دقیق با بازدیدکنندگان یا تهیه کاتالوگی جامع از آثار نمایشگاه شد. بااینحال، امید است در زمان باقیمانده، فرصت ثبت بهتر مستندات و تحلیل این پدیده فراهم شود. تحلیل دقیقتر این تجربه میتواند به بهبود برگزاری رویدادهای مشابه در آینده کمک کند.
*عکس کاور از محسن رضایی

فرم و لیست دیدگاه
۱ دیدگاه
بنده شخصا ۳ بار از موزه دیدن کردم، بسیار فوقالعاده بود.. ممنون از برگزار کننده نمایشگاه آقای جمال عرب زاده.. اما برخورد کارمندان موزه در بدو ورود بسیار بد و غیراخلاقی و غیرحرفه ای بود.چنین اشخاصی باید میدونستن که با شخصیت های هنرمند و فرهیخته جامعه در ارتباط اند.. اون رفتارها در شان هنرمندان و هنردوستان نبود.