قطعهی سوختهای که در عکس بالا میبینید، زغال نیست؛ یکی از ۱۸۰۰ طومارِ پاپیروسی است که در کتابخانهای در شهر هرکولانیوم روم نگهداری میشد، و نزدیک به دو هزار سال پیش در زیر گدازههای آتشفشان کوه وزوویوس، کربنیزه و مدفون شد. اکثر ساکنان شهر هم که زمانی خوانندگان این متنهای عمدتاً فلسفی بودند، در زیر فورانی که ۱.۵ میلیون تن خاکستر را در هر ثانیه آزاد میکرد دفن شدند تا روزی از روزهای ۲۰۰۰ سال پیش در زمان منجمد و مدفون شود. این واقعه در ذهن اروپاییان آنقدر مهم و دراماتیک بوده که یکی از مضامین تکرارشدهی نقاشیهای منظره در تاریخ هنر غرب است. نقاشیهای پایین تصاویریست خیالی از آنچه برای شهر رخ داد؛ چیزی مهیبتر از جهنم.
ساختمانی که این پاپیروسها در آن کشف شدند به «ویلای پاپیری» معروف است و در اواسط قرن هجدهم و در عمق ۳۹ متری زمین پیدا شد. این ویلا شاملِ یکی از بزرگترین مجموعه آثار هنری تمدنِ یونانی-روم، اعم از از دیوارنگاره و مجسمههای رومی و برنزی بود و البته هزاران طومار پاپیروس سوخته در کتابخانهی ویلا که بخش بزرگی از آن هنوز از زیرِ زمین بیرون کشیده نشده است. کاشفان اولیه فکر میکردند که این قطعات سوخته، زغال چوب هستند و بسیاری از آنها را دور ریختند. پیداشدن چند قطعهی سالم آنها را متوجه این اشتباه کرد اما در جریان گشودن رولها یا بیرون کشیدن آنها از دل زمین بسیاری دیگر هم از بین رفت. وقتی یک طومار با موفقیت نسبی گشوده میشد هم مرکب هر در معرض هوا قرار میگرفت و محو میشد. در سدهی بیستم هم عکسبرداری با اشعهی ایکس، خطوط را نشان نمیداد زیرا مرکب با پایهی کربن، روی پاپیروس کربنیزه دیده نمیشد.
این آزمون و خطای دویست ساله ادامه داشت تا همین چند روز پیش که با کمک هوش مصنوعی توانستند چند پاراگراف را به کمک هوش مصنوعی بخوانند. از توضیحات پیچیدهی فنی علوم کامپیوتر سر در نمیآورم اما ظاهراً با اسکن سهبعدی دقیق، توانستهاند حجم سهبعدیِ مرکب نوشتهها را از بافت کاغذ متمایز کنند و بعد با یک الگوریتم طراحیشده متنها را رمزگشایی کردند؛ اولین کلمهی رمزگشاییشده «پورفیرا» بود: بنفش. باقی ظاهراً شرح و تفسیری است بر فلسفهی اپیکور، احتمالاً نوشتهی فیلدموس، دربارهی لذت موسیقی، رنگ بنفش، و گیاه کپر. سطر اول نوشته دربارهی این سوال است که آیا فراوانی کالاها میتواند بر لذتی که به ما میدهند، اثر بگذارد. اگر این خطوط دربارهی لذت و حواس را کنار دیوارنگارههایی از لذات جسمانی و کاخها و باغها در نٰظر بگیرید، تصویری خواهید داشت از اینکه زندگی در آن شهرها چگونه میتوانسته باشد.
با اینحال دلیل این نوشته صرفاً کنجکاوی در این سرنوشت تراژیک نیست؛ گو اینکه مورخان رومی در دوران شکوه روم نیز اعتقاد داشتند هر تمدنی در اوج شکوفایی و رونق نیز ممکن است گرفتار بازیهای غیرمنتظرهی بخت شود و فروبپاشد. مسالهی مهم تلاش امروزی غربیان برای حفظ میراث و روشنیبخشیدن به آن است؛ حتی اگر چیزی در حد ذغال از آن باقی مانده باشد! مساله در اینجا پیشرفت یک تکنولوژی خاص نیست؛ بلکه نوعی ذهنیت و توان مدیریتی است: از ۲۰۰ سال پیش این متون کشف و آرشیو شدند؛ چند سال پیش فردی در یک سخنرانی آنلاین این طومارها را معرفی میکند، یک کارآفرین سیلیکونولی با او تماس میگیرد و ایدهای برای شبیهسازی سهبعدی آنها را طرح میکند، و بعد جایزهای چندصدهزاردلاری برای ادامه کار تعیین میشود و در یک پروسهای رقابتی-مشارکتی سه دانشجوی دورهی دکترا (دانشجوی سويیسی رشتهی رباتیک در موسسه فدرال فناوری زوریخ، دانشجوی امریکایی علوم کامپیوتر در دانشگاه نبراسکا-لینکلن، و دانشجوی مصری در دانشگاه برلین) متن را رمزگشایی میکنند و جایزهای هفتصدهزار دلاری میبرند. غرب این مسیر را طی میکند چون قصهای مشترک را از پیش تعریف کرده است که در آن یونان و روم بنیادهای اندیشه و نظام حقوقی غربی هستند (جملهی معروفی از «وایتهد»، فیلسوف انگلیسی، مدام نقل میشود: «تمام تاریخ فلسفه حاشیهایست بر افلاطون»). در جاذبهی این قصه است که غرب میتواند این حد از صبوری، هزینه و تلاش بینالمللی را صرف رمزگشاییِ چند سطرِ سوخته بکند. اینکه ما معمولاً آنچه را که حی و حاضر داریم تخریب میکنیم و یا نادیده و ناشناخته رها میکنیم؛ صرفاً نتیجهی بیهمتی و ساختار معیوب مدیریتیمان نیست؛ بلکه نتیجهی فقدان این معنی است؛ اینکه میراث گذشتهْ گنج و عتیقه نیستند، اشیای «جالب» موزهای هم نیستند؛ بلکه قطعات و کلماتیاند که داستان این از طریق آنها روایت میشود. همچنان که قطعهی سوختهی اسلاید اول، ربطی «داستانی» با نقاشی عظیم اسلاید دوم دارد؛ انگار اگر آن را بشکافیم و از مقطع آن به داخل نگاه کنیم، مثل یک لوح فشرده ستونهای دوارِ گدازه و آتش را که دو هزارسال پیش هرکولانیوم را خاکستر کرد، میبینیم!
پیشرفتهای کوچک، رویاهای بزرگ میسازند. از آنجا که بیشتر دانستهها از نظرات فلاسفهی قدیم از طریق نقلقولهای بعدی شارحانشان بدست آمده، این امید هست که نسخههای کاملی از نوشتههای آنها در آن کتابخانه -که تنها کتابخانهی کامل باقیمانده از جهان باستان است- پیدا شود. حالا نه تنها خواندن همهی متون-دستکم روی کاغذ ممکن شده است- بلکه انگیزه برای ادامهی حفاریهای هرکولانیوم و بیرون کشیدن باقی کتابخانه که هنوز در زیر زمین دفن است، بیشتر شده است.






فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.