آریاسپ دادبه، درس گفتار، تاریخ فرهنگ ایران، میراث فرهنگی ایران، تمدن

دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (گفتار پنجم)/ آریاسپ دادبه

گفتار پنجم: تاریخ هنر؛ تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری

بخشی از متن:

در ابتدای این گفتار شاید اشاره‌ی کوتاهی به موضوع جایگاه «میراث فرهنگی» در نوع نگاهی که در این درس‌گفتارها دنبال می کنیم ضروری باشد. در اینجا روی واژه‌ی «فرهنگ» تأکید داریم. و چه بسا آثاری مورد مطالعه‌ی ما قرار خواهند گرفت که در دسته‌بندی‌های مرسوم «هنر» قرار نمی‌گیرند. توجه خوانندگان را به این موضوع جلب می‌کنیم که نظریات موجود و مقبول تاریخ هنر نوع خاصی از محصولات هنری و فرهنگی بشر را توضیح می‌دهند. و قبایی هستند که بر تن تاریخ هنر اروپای مسیحی برازنده است. و پوشاندن آن بر اندام دیگران ناساز، و از آن مهم‌تر بی‌حاصل است. حال آنکه موضوع ما از اساس بررسی سیر تجلی نوع «مخصوص به خود»ی از آگاهی‌ست که در این منطقه پدیدار شده و در فرهنگ و هنر آن منعکس است.

در تاریخ‌نویسی غربی به طور کلی، و به تبع آن در زیر شاخه‌هایی مثل «تاریخ هنر»، نوع پرداختن به شرق و تمدن‌های اولیه‌ی آن به مثابه مقدمه‌ای برای ظهور تمدن يونان است. که خود به صورت مادر تمدن غرب فهمیده می‌شود.

عناوینی مثل «مشرق زمین گهواره‌ی تمدن» و امثال آن نشان می‌دهد که چگونه غرب خود را میراث‌دار تمدنی می‌شناسد. که در مشرق زمین متولد شده است. سپس به یونان انتقال یافت. با چنین منطقی طبیعی‌ست که در تاریخ هنرهای موجود، آنچه در این دوره در فلات ایران، هند، مصر، و بین النهرین اتفاق افتاده در حد مقدمه‌ای چند برگی از کل این تاریخ باشد.

ما باید توجه داشته باشیم دوره‌ای که ممکن است برای دیگری در حکم مقدمه و پیش زمینه باشد، برای آنچه بعدها در صورت «فرهنگ ایران» تجلی یافت، دورانی حیاتی و سرنوشت‌ساز به بلندی چندین هزاره بوده است. از این جهت پرداختن ما به این دوران کهن مهم و بامعناست. و جای کارهای پژوهشی مفصل و تامل بسیار بیش از این را دارد. …

سبد خرید ۰ محصول