ساغر پزشکیان، مدرس و نقاش هنرآموختهی مدرسهی عالی هنرهای زیبای پاریس، در طول سه دهه فعالیت هنری و نُه نمایشگاه انفرادی خود، تمهای مختلفی را دنبال کرده که مهمترین آنها فضاهای داخلی و پرترههای او هستند. نمایشگاه جدید او مجموعهی تازهای از تم آشنا و محبوب او در دهههای گذشته یعنی فضای داخل است. آثار اخیر او در «گالری اینجا» با بیست و پنج نقاشی از فضاهای داخلی تحت عنوان «حضور غایب» از کوششهای تازهی او خبر میدهد.
دستهای از کارهای کوچک پزشکیان که از حدود سه سال پیش آغاز شده، به فضاهای خالی کارگاه نقاش اختصاص دارد و بیشتر با ساده کردن فرم و رنگ، و استفادهی خاکستریهای مختلف سرد و گرم، بر نورها و تاریکیهای روز و شب تأکید میکند. در همین دسته از کارها، چند نقاشی اخیرتر از فضاهای مسکونی خانه با رنگهای گرمتر و تیرهتر و ضربات پر تحرک قلم، حالتی محو و امپرسیونیستی به خود گرفتهاند. اشیاء و چیدمان اتاقها وضوح خود را از دست داده، و بیشتر جوّ و فضا خودنمایی میکند. گاه استفاده از پرسپکتیو اغراق شده برای درها و دیوارها، دفرماسیونهایی الهام گرفته از چشم دوربین را تداعی میکند.
اما کوشش پزشکیان برای فرار از وضوح عکس و آزمودن فضاهای انتزاعی، در دستهی دوم از کارها که بزرگتر و اخیرترند کنار میرود. او بیش از پیش به جزییات فضا و اشیاء میپردازد و دقت عکاسانه برتری مییابد. هرچند نقاش میکوشد در این کارها نیز با محو کردن گوشهها و قسمتهای کوچکی از صحنه و فضا از صراحت و وضوح عکس بگریزد اما چه بسا قدرت و معنای این فضاها و اشیاء خاص، مانع از ادامهی ایدهی پیشروی بسوی انتزاع شده باشد. چرا که این کارها در پس ظاهر ساده و عکسنمای خود، یک محتوای درونیِ شخصی و اجتماعی دارند. شخصی، بخاطر آنکه خاطرهی آشنا و صمیمی زندگی اطرافیان نقاش را در خود دارند و اجتماعی برای آنکه این فضاها یادگار نسلی رو به انقراض، و میراث مادی در حال زوال آن هستند. بناها، اشیاء و چیدمان این اطاقها، از زندگی مردمی خاص سخن میگوید که همراه خانهها و اشیاء اصیل و زیبای خود، آخرین باقی ماندههای یک دوران هستند. معماری کلاسیک بنا، با فضاهای بزرگ و سقفهای بلند، درها و پنجرههای چوبی و پشت دریهای توری، پلهها و نردهها، مبلها و صندلیها، میزها و گنجههایی که اغلب قدیمی و دستساز و به سبک آردکو هستند، همه یادآور سلیقهی اشرافی سه یا چهار نسل گذشتهاند. با این همه، پزشکیان موفق شده با ورود به این خانهها و گشودن درها و پنجرهها، زندگی شاداب و جوانی به این فضاهای سالمند و در حال زوال ببخشد. او با تأکید بر نور و رنگ و به جلو کشیدن گیاهان سبز و سرزنده و به عقب بردن اشباح آدمهایی که در راهروها و اطاقهای دورتر مشغول کارهای روزمرهی خود هستند فضا را زنده و حس تداوم زندگی را منتقل میکند.
ساغر پزشکیان که در گذشته نیز از موتیف درها و درگاههای اطاق و خانه در کارش استفاده کرده بود در این نمایشگاه ما را همراه با خود به دیدن و تجربه کردن زمان و مکانی نه چندان دور اما فراموش شده و زیباییهای آن میبرد. او پی در پی درهایی را بروی ما میگشاید و اطاقهایی را به ما نشان میدهد. سرسرا و نشیمن، مهمانخانه و اطاق کار و تحریر و اطاقهای دورتری که ما اجازهی ورود به آنها را نداریم. سپس ما را از راهروهای تو در تو میگذراند، و درهایی را پشت سرمان میبندد. ما را در مقابل پلههای بلند طبقه بالا قرار میدهد یا به فضاهای کوچک و تاریکتر طبقهی پایین میبرد. برخلاف برخی از کارهای کوچکتر دسته اول که به مختصات فضای خالی و بیخاطرهی یک آپارتمان ساده امروزی میپردازد، در این کارها که از زمان ما دورترند، همراه با نقاش به اتاقهایی سر میکشیم که یا آراسته برای مهمان یا آشفته از کار و زندگی، هر یک داستانی دارند. ریخت و پاش و بینظمی در اتاق کار و تحریر، آکنده به بوی فرهنگ و تاریخ است. آنچه در این اطاق نقاش را افسون میکند نه تنها حجم و انباشت کار و کتاب، بلکه نورهایی است که از پنجرهها و از لابلای اشیاء تیره و سنگین به داخل اطاق میریزد و با روشنی و وضوح بخشیدن به گلدانی از گل که روبروی پنجره قرار دارد، بر زندگی و حضورِ غایب انسانی اندیشهورز در این فضا تاکید میکند. اشیاء و فضاهای اطاقهای دیگر نیز برای چشم و ذهنی که با آنها آشنا باشد بیگمان نُستالژیک و حسرتبرانگیزند. نه فقط بخاطر حس میرایی و موقت بودن آنها، بلکه برای خاطره و تاریخی که از یک دوران و انسانهای از دست رفته در ذهن ما بیدار میکنند.
در این دسته نقاشیها برخلاف نقاشیهای دستهی اول، کوشش پزشکیان برای ترکیب واقعنمایی و انتزاع مردد به نظر میرسد. گویی نقاش در برابر حس عاطفی و نستالژیک خود و نیروی القاءکنندهی این اشیاء و خاطرههای زاییده از آن، نمیخواهد یا نمیتواند از بازنمایی واضح و کامل اشیاء دست بکشد. و البته چه لزومی دارد؟ تاریخ هنر سدههای پیشین نشان میدهد هرچند عکسنمایی در نقاشی یک شیوهی رایج و چند سبک نقاشی شناخته شده است اما در عین حال، هر شکل از استفاده از عکس بهناچار عکسنمایانه نیست. چه بسا نقاشان رئالیست و امپرسیونیست که از عکس استفاده کردهاند اما کارشان عکسنما نبوده است. به نظر من این بازگشت مجدد به وضوح عکسنمایانه در کار پزشکیان نشان دهندهی آنست که او برای بیان و انتقال حس مورد نظر خود، یعنی بازنمایی خاطرهی مشترک جمعی، صحت و دقت بازنمایی تا مرز عکسوارگی را اجتناب ناپذیر دانسته و برای تأکید بر این مفهوم و معنا، تغییر و دفرماسیون در منطق واقعیت رنگ و فضا را غیرضروری میبیند. البته این بدان معنا نیست که کار فیگوراتیو بدون عکسنمایی نمیتواند از خاطرات مشترک سخن گوید. فاصلهی بین وضوح و دقت عکسنمایانه تا هنر انتزاعی میتواند با شیوهها و لحنهای بیشمار به اهداف مختلف نزدیک شود. تا آنجا که حتی یک کار انتزاعی هم ممکن است به تجربیات حسی و دیداری مشترک با انسانهای دیگر موفق شود.


بنابراین به نظرم کوشش برای ساده کردن و انتزاع فرم و رنگ در مجموعهی اول و کوشش در پرداز جزییات و برانگیختن حس نستالژیک فضا و اشیاء در مجموعهی دوم، به یک نسبت در همهی کارها با هم تلفیق نشدهاند. فضاهای خالی و اندازههای کوچک این فرصت و انگیزه را به پزشکیان داده تا فارغ از بار عاطفی و خاطرهانگیز فضاهای مسکونی کمتر به جزییات و بیشتر به قدرت فضا و بازیهای نور و رنگ در آن بپردازد. اما در نقاشیهای بزرگتر نیاز به بیان معانی عاطفی، شخصی و اجتماعیِ این اشیاء و فضاها، او را در آزمون دقت و مهارت درگیر کرده است. پزشکیان برای زنده و گرم و زیباترکردن فضا یا تأکید بر نورها و اشیايی که برایش معنیدار هستند علاوه بر پرداختن به جزییات، از تقویت نور و تنوع رنگ کمک میگیرد و به این ترتیب نقاشیهایش از فضای سرد و خاکستری نقاشی متداول در کارهای مشابه امروزی فاصله میگیرد. علاوه بر این، او در کارهای دستهی دوم همچنان میخواهد با محو کردن بعضی قسمتها، آنها را از وضوح و بازنمایی کامل برهاند. اگرچه این تمهیدات و دستکاریها، چون جابجا کردن اشیاء و نورها، شدت بخشیدن به رنگها، تار و محو کردن فرم و فضا با استفاده از شتکهای رنگ یا قلمزنیهای غلیظتر و روانتر در منطقهی نورها، تأثیری در بیان کلی کار ندارد و از نظر شکلی تنها رفتاری محتاطانه برای تداوم بخشیدن به کوشش جسورانهتر در کارهای دستهی اول به نظر میآید. با این همه از نظر معنایی شاید این مناطق محو شده اشارهای به مفهوم فراموشی میکنند و همان سوراخهای تاریک حافظهی تاریخی ما باشند.



فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.