شمارهٔ تازهٔ نشریهٔ آرت‌فوروم، تابستان ۲۰۲۴، منتشر شد. آرت‌فوروم از آن نشریه‌هایی است که همواره میزبان موضوعات بحث‌برانگیز بوده است. در این شماره به‌طور ویژه روی تقابلِ حماس و اسرائیل کار کرده‌اند. روی جلد این شماره تصویری از ساج عیسی نقش بسته و بخشی از صحبت‌های سردبیر، تینا ریورز ‌راین، به آن اختصاص یافته است. از همین تصویر روی جلد و یادداشت سردبیر و برخی متن‌های این شماره این‌طور برمی‌آید که آرت‌فوروم و نشریه‌های مشابه به نکاتی توجه می‌کنند: وقایع جاری (حوادث غزه)، آموختن از تاریخ هنر، اقلیت‌ها (سیاهان در غرب)، خاورمیانه و گرفتاری‌های آن، نقش زنان در شکل‌گیری هنر امروز.

ساج عیسی با معترضانی که نقاشی هایش را در تظاهرات ضد جنگ در دست گرفته‌اند، سنت لوئیس، ۲ مارس ۲۰۲۴. عکس از رایان دنیلسون

یکی از مقاله‌های این شماره را خود ساج عیسی، هنرمند فلسطینی‌آمریکایی، با عنوان «ترس از عمل» نوشته است. او در جایی از متن به مسئلهٔ مرزهای سیاسی اشاره کرده‌اند: «اگر کاری نکنید، دیگران برایتان تصمیم می‌گیرند. نقشهٔ کشورها و مرز میان آن‌ها شبیه نقاشی‌ای انتزاعی است که سران ملل آن را ترسیم کرده‌اند. مردم عادی مخاطب این تصمیم‌ها هستند. نقاش خوب، نقاشی است که می‌داند کجا کار را متوقف کند. همهٔ مرزهایی که بشر مقرر کرده، مصنوعی است. کی گفته که نمی‌شود در آن‌ها دست برد و مداخله کرد؟ مگر هنر غیر از تصرف در طبیعت و فضا و مواد و موجودیت چیزها و حرکت‌ها و اندیشه‌ها است؟ خب، کنشگری هم شبیه همین است. با این تفاوت که کنشگران نسبت به هنرمندان اعتنای کمتری به مقولهٔ اصالت دارند. با‌این‌حال این دو دیسیپلین‌ خاصیت آیینگی دارند و منعکس‌کننده هستند و در تمام طول عمرشان قائل به نقطهٔ آغاز و پایان نیستند. این را هم بگویم که هر دوی آن‌ها بایست دربارهٔ مفاهیمِ مقرر و مفروض تجدیدنظر کنند.»

فعالان حقوق غذا به تابلوی مونالیزای لئوناردو داوینچی، سوپ پرتاب می‌کنند. لوور، پاریس، ۲۸ ژانویه ۲۰۲۴. عکس از دیوید کنتینیاکس از سایت Getty Images

جردن نصار در نوشته‌ای با عنوان «موجِ خروشان» روی مسئلهٔ فلسطین دست گذاشته است و پایِ مفاهیمی نظیر وطن و نسب آن با هنر را پیش کشیده است. در این شماره نوشته‌هایی با تمرکز به تاریخ هنر و جست‌وجو میان آثار و آموختن از آن‌ها یافت می‌شود. گزارش برایان بارسنا دربارهٔ اثری از قرن هفدهم، وندرکمر یا گنجهٔ گنج‌ها، را بخوانید. در این زمینه گزارش جِنی وُو از نمایش عتیقه‌ها هم خواندنی است. در شمارهٔ تازه مباحث نظری هم به چشم می‌آید. تحلیلِ شارلت کِنت از روابط عمومی (PUBLIC RELATIONS) و نسبت میان موزه‌ها و مقولهٔ اعتراض بسیار جالب است. ایشان از دگرگونی نقش موزه‌ها و تعریفِ تازهٔ موزه صحبت کرده است. لزلی کَمهی در متنی به نمایش تامارا دِ لم‌پیکا، نقاش آرت‌دکو، پرداخته است. او پا را بیرون از آکادمی هنر گذاشته و پهنهٔ وسیع‌تری از جهان هنر را بررسی کرده است. به‌گفتهٔ ریورز ‌رایان، سردبیر نشریه، آرت‌فوروم روی آثار منفرد نگاه ویژه‌ای دارد. در این شماره متنی با عنوان «پرسه روی سنگ‌فرش» نوشتهٔ ائوجِنیو ویولا پیش روی ماست. ویولا در این نوشته به اثری از تانیا کندیانی پرداخته و قرائتی از آن را ارائه کرده است. اثر یادشده ‌به‌نامِ DESMINAR مشهور شده است. این نام خاص تقریباً به‌معنیِ «خنثی‌کردن» است و در فرهنگ کلمبیایی مفهوم به‌خصوصی دارد. در جاهای مختلف کلمبیا مین‌‌هایی کار گذاشته‌اند و کندیانیْ مین ردیاب واقعی‌ای را به مجسمه‌ای مبدل کرده است و بینندگانِ این مجسمه قادر هستند با کمک آن اثرِ سمعی و بصریِ منحصر‌به‌فردی را تولید کنند.

جردن نصار، الأطلال (ویرانه‌ها)، ۲۰۲۴، کاشی شیشه‌ای و دوغاب سیمانی روی فوم‌برد ضد آب.

در این شماره به مفهوم «تصویر کلان» (big picture) هم پرداخته‌اند. اَندرو وی. یورِسکی طی گزارشی دوسالانهٔ ۲۰۲۴ ویتنی را بررسی کرده است. در این دوسالانه تصاویر متحرک با ته‌مایه‌های تاریخی نمودار شده‌اند. مفهوم «تاریخ» برای هنر معاصر موضوع کلیدی است که اصل محتوایی این دوسالانه هم از آن آب می‌خورد. در این نمایشگاه از موضوعات پذیرفته‌شده و از پیش تعیین‌تکلیف‌شده، مثل مهار اسلحه‌ها، سقط جنین، حقوق سیاهان و…، سؤال‌هایی می‌پرسند. تینا ریورز رایان می‌گوید مایلم بازتاب‌دهندهٔ جهانِ هنرمندان باشم. حالا فرقی نمی‌کند که دربارهٔ آثار خودشان بگویند یا دربارهٔ آثار دیگران یا اینکه اصلاً بگویند که چطور با این عالَم مواجه شده‌اند. در این شماره نوشته‌هایی از مارتا یونگ‌وِرث (نقاش هشتادوچهارسالهٔ اتریشی و برندهٔ جوایز متعدد دولتی) و بیسا باتلر (هنرمند سیاه‌پوست آمریکایی و مبتکر نوعی تکه‌دوزی) و کِلِردی هِینز (نقاش فمنیستِ ساکنِ نیویورک) را در اختیار داریم. بیسا باتلر در نوشته‌اش به اهمیتِ نقش خانم فِیث رینگ‌گولد و تأثیر او در تثبیت جایگاه زنان و سیاهان در میان اصحاب هنر آمریکا اشاره کرده است.

شرکت‌کنندگان در اعتصاب هنری نیویورک، موزه هنر مدرن، نیویورک، ۱۸ ژوئن ۱۹۷۰، عکس از یان ون‌ری

علاوه‌براین‌ها متن‌های خواندنی دیگری هم در شمارهٔ تازهٔ آرت‌فوروم در دسترس است. بریده‌ای از یادداشت سردبیر را هم با عنوان «کرانه» بخوانیم:

یادداشت سردبیر در شماره‌ی اخیر «آرت‌فروم»:

«ساج عیسی، هنرمند فلسطینی‌آمریکایی، در ۱۷ ژانویهٔ همین امسال سه‌پایه‌اش را روی تپه‌ای سرسبز در بیتین، ارتفاعات کرانهٔ باختری، مستقر کرد. بیتین جایی است که ساج بیشتر عمر خود را در آن گذراند و حالا آنجا برای خودش استودیویی دست‌وپا کرده است. محصول کار تابلویی شد که نامش را Land Grab 1.17.24 نهاد. این اثر منعکس‌کنندهٔ تلاش‌های ساج به‌قصدِ استعمارزدایی از منظرهٔ فلسطین است؛ با نحوی از ترکیب‌بندیِ برآمده از دیدگاه‌های اوست. با خواندن شرح این اثر از زبان ساج متوجه می‌شویم که: با گذشت یک ساعت از شروع کار نقاشی، متوجه شد که توجه اسرائیلی‌ها را به خودش جلب کرده و برای در امان ماندن، فوری بندوبساطش را جمع‌ و صحنه را ترک کرد. ساج ویدیویی از فرایند انجام این نقاشیِ نیمه‌تمام را روی آیفونش ضبط کرد. فیلم مذکور به‌نامِ Plein Air Performance, 2024 مشهور شد. تصویری بیرون‌آمده از این ویدیو روی جلدِ این شمارهٔ نشریه نشسته است. در این تصویر ساج را از پشت‌سر و پوشیده و محفوظ از سرما می‌بینیم: پالت در یک دست و در دست دیگر هم قلم‌؛ نیز جاده‌ای پایین‌دست که در پس منظره‌ای مه‌آلود از دور نمایان می‌شود.

عکس جلد شماره‌ی جدید مجله‌ی آرت‌فوروم

این تصویر و موقعیتی که روی جلد دارد، چنین پرسشی را طرح می‌کند: در بحث‌های عمیق و فراگیری که در پیِ حملهٔ موسوم به ۷اکتبرِ حماس و به دنبالِ آن نسل‌کشیِ متقابلِ نتانیاهو شکل گرفت، هنر چه نقشی را می‌تواند یا باید ایفا کند؟ اگر هنر و هنرمندان را در کانون این موضوع قرار دهیم، چه چیزی عایدمان می‌شود؟ خب، باید قبول کنیم که پایان‌ِ جنگ بی‌امان و رهایی زندگیِ بی‌گناهانْ مقدم بر هرچیزی است. با‌این‌حال، بایست نقشِ هنرمندان را در کانون توجه‌ و هرآنچه به درکمان از این تقابل شکل‌ می‌دهد، قرار دهیم. از اجرایِ ساج چنین چیزی برداشت می‌شود: هنرمندان بنایِ نگرشمان را ترسیم می‌کنند و به افق فکری ما در پیوند با جهان شکل می‌بخشند. ایشان از این طریق چشم‌اندازمان را، عینی و استعاری، چارچوب‌بندی می‌کنند. نیز در برابر محدودیت‌هایِ درک‌شدنی و تصوّرپذیر، همچنین بر تقابلِ ساحت‌ها و در طولِ زمان و بر حال و آینده‌مان اثر می‌گذارد.

کارِ آرت‌فوروم، نشریه‌ای برای هنر و هنرمندان، این نیست که وضعیت جغرافیای‌ِ سیاسی را تبیین کند. چنین کاری را از نشریات خبری و سیاسی و این‌ها انتظار دارند. با‌این‌حال موظفیم قسمی از دیدگاه را عرضه کنیم که نشریات یاد‌شده قادر به ارائهٔ آن نیستند. منظورمان دیدگاهی است که از پژوهشی انسان‌مدارانه، و هرکسی که دربارهٔ آن می‌نویسد، بیرون آمده است و فراهم‌کردن زمینهٔ اندیشیدن از طریق صورت و ماده که همواره مداخلی برای ورود به مقولاتِ زیبایی‌شناسی و اخلاق هستند. در موقعیت‌های آشفته و تنش‌زا، مخاطرات سیاسیِ اثرمان بیشتر به چشم می‌آیند و برخی از پرسش‌های همیشگی اهمیت تازه‌ای می‌یابند. هنرمندان چطور می‌توانند آسیب‌هایِ ناگزیر و برخاسته از موقعیت‌های نسلیِ حاصلِ از آوارگی و بی‌عدالتی را ابراز یا تصحیح کنند؟ فرهنگ بصری چگونه در پندار سیاسی و به‌ویژه در شکل‌گیریِ هویت ملی‌مان نقش داشته است؟ زمانی که یادگاری‌های محفوظ در بایگانی‌ها و مؤسسات مرتبطْ معروض ممیزی و ویرایش و نابودی هستند، چه راه‌هایی برای حفاظت از میراث فرهنگی سر راهمان قرار دارد؟ به کدام شیوه‌نامه مراجعه کنیم تا از طریق آن قادر شویم به فهمی از اسناد تصویری مرتبط با آپارتاید و جنگ و نسل‌کشی دست یابیم. خب، چطور می‌شود به این پرسش‌ها نزدیک شد؟ پاسخ بنیانی و قطعی‌ای در آستین ندارم.»

خلاصه‌ای از صحبت‌های سردبیر را خواندید. اگر حرف‌های ریورز راین را بشکافیم به چه نکته‌ای می‌رسیم؟

هلن فاکوت، اتر (جزئیات)، ۲۰۲۴، چاپ جوهر افشان، قاب‌ها، میز

اول اینکه گفتمان مسلط بر هنر معاصر در پی واکاوی نسبت هنر با جامعه، و مشخصاً رویدادهای سیاسی، و جایگاه هنر در شبکه‌ی روابط قدرت است. این گفتمان پس از افول مدرنیسم در دهه‌‌های ۶۰ و ۷۰، و آغاز جریان «هنر مفهومی» با قدرت شکل گرفت و «مین‌استریم» نهاد هنر معاصر را متأثر کرد. بنابراین حلقهٔ تصمیم‌گیران آرت‌فوروم اوضاع جهان را رصد می‌کنند و حوادث جاری جایِ ویژه‌ای در انتخاب‌هایشان دارد. این جملهٔ ریورز راین را دوباره ببینید: «موظفیم قسمی از دیدگاه را عرضه کنیم که نشریات یاد‌شده قادر به ارائهٔ آن نیستند.» حرف از مخاطرات سیاسی و نسبت آن با اثر هنری به میان آمد. مصیبت‌های فلسطین چه ربطی به هنرمندان غرب‌نشین دارد؟ توجه به اوضاع و احوال سیاست و جامعه سابقهٔ بیشتری از دوران فعلی دارد؛ اما ظاهراً توجه به حال‌وروز سرزمین‌های دورتر نظیر فلسطین و کلمبیا چیز تازه‌ای است. نکتهٔ بعدی اینکه ریورز راین روی مقولهٔ تاریخ و نسبت آن با هنر تأکید می‌کند. ایشان از اهمیت اسناد در بایگانی‌ها و حفاظت از میراث فرهنگی و آموختن از تاریخ هنر می‌گوید. اعتنا به تاریخ هنر و آثار پیشینیان در طی تاریخ هنر، خصوصاً در دو سدهٔ اخیر، بی‌سابقه نیست. اما فرق برههٔ کنونی با پیش از آن در این است که هنر پیشینیان در دسترس هنرمندان امروز است تا هر کاری که دلشان می‌خواهد با آن کنند. هنرمندان امروزی با موزه‌ها طور دیگری مواجه می‌شوند. موزه‌ها و آثار محفوظ در آن‌ها حکم جاهایی را دارند که آثاری زنده و جاندار را نمایش و مخزنی از مواد اولیه را در اختیار هنرمندان قرار می‌دهند.