علیرغم مطالعات بسیار مهم، دانش ما در خصوص تاریخ قالیها و آرایههایشان (زینتهایشان) همچنان ناچیز و نارسا است. مخصوصاً در مورد تعیین تاریخ دقیق قالیها با نظرات متنوعی روبرو هستیم. در کندوکاو پیشرو، مواردی در خصوص سبک و گاهشماری برخی از قالیهای ترنجدارِ متعلق به موزهی متروپولیتن را مطرح خواهم کرد. قسمت مرکزی هر کدام از این قالیها دارای یک قاب منفرد در شکلهای مختلف است یا افزون بر این گونه قابها، کتیبهها و کلالههای (کشکول، سرترنج) ملحقشده بههم نیز مشاهده میگردد.
در تصویر ۱ فرشی را مشاهده میکنیم که با ستارهای ۱۶ پر آراسته (زینت) شده و در مرکز ستارهی ۱۶ پر نیز، ستارهی ۸ پر کوچکتری دیده میشود. دو ستارهی کوچک و بزرگ مملو از ساقهها و گلهای منقوششده بر زمینهی آبی کمرنگ و قرمز هستند. زمینهی اصلی صورتی- نارنجی با اسلیمیهای درهمآمیخته و ختاییهای پیچان تزیین شدهاند. حاشیهی سبزرنگ نیز دارای آرایههایی (زینتهایی) شبیه به زمینهی قالی است.
در مرکز فرش دوم (تصویر ۱) یک ترنج سفید بههمراه ستارهی هشت پر آبی رنگ دیده میشود. نقاط این ستاره به فرمهای برگ نخلی منتهی میشود. بالا و پایین ترنج یک کتیبه بهرنگ قهوهای مایل به زرد وجود دارد که به سر ترنج آبیرنگ متصل شده است. سر ترنجها با نقوش اسپیرال دورگیری شدهاند و این نقوش از موتیفهای ابر چینی مشتق شدهاند. در چهارگوشهی متن فرش دوم، ¼ ستارهای مشابه به ستارهی فرش اول تکرار شده است. آرایههای (زینتهای) متن دربرگیرندهی ساقهها، برگها و گلها در اندازهها و رنگهای مختلف است. متن سرخ رنگ قالی مملو از اسلیمیهای آمیخته بههم و ختاییهای پیچان است. حاشیه دارای نوارهای پهنِ درهمآمیخته و نقشمایههای برگ نخلی است.
اسلیمیهای متن هر دوی این فرشها را اسپیرالهای گردان تشکیل داده که انتهایشان به فرم اصلاحشدهی نقوش نخل میرسد، این اشکال یادآور نقشمایهی ابر چینی” tshi” است. “tshi” نشانهی ابدیت است. عناصر رایج دیگر، ترنجهای نخلیشکل هستند و همچنین بسیاری از نقشمایههای ختایی در هر دو فرش مشابهاند.
علیرغم این تشابهات، یک تفاوت بارز در سبک وجود دارد. خطوط محیطیِ ترنج فرش نخست بسیار قوی و گوشهدار (زاویهدار) است؛ خطوط محیطی ترنج فرش دوم، نرم و خمیده است. گلهای فرش نخست کوچک و تزیینی است، گلهای فرش دوم بزرگتر و طبیعتگرایانهتر است و خطوط محیطی زندهی دندانهداری دارد. رنگآمیزی فرش دوم غنیتر از فرش نخست است.
مرکز فرش سوم (تصویر ۳) با ترنج مربعشکلی که دارای خطوط و گوشههای نرم است، آراسته شده. در دو سمت ترنج، کتیبهای به سر ترنج قلبشکل، متصل شده است. ساقههای زاویهدار با گلهای آبی، قرمز و زردرنگ بر روی زمینهی قرمز و سبز، ترنج را تزیین کردهاند. فضای باقیماندهی فرش با تکرار مداوم طرحهای هندسی و ختایی پوشیده شده است. حاشیه دارای نوارهای سفید و آبی به همراه برگ نخلها و گلهای لوتوس بر روی زمینهی قرمزرنگ است.
مشخصکردن گاهشماریِ این فرشها با کمک فرشهای پارسیِ (Persian carpets) تاریخدار و نسخ خطی پارسی (Persian manuscripts) ممکن است. اگرچه تعداد فرشهای تاریخدار معدود است، اما نسخ خطی بسیاری وجود دارند که دارای تاریخ مشخص هستند. آنها سیر تحول آرایههای پارسی (Persian ornamnet) را از سبک هندسیِ محض به سبک طبیعتگرایانه نشان میدهند. ظهور تزیینات متأخر (طبیعتگرایانه) در خاور نزدیک، نتیجهی رشد روزافزون تأثیرات چینی و مغولی است. در قرن چهاردهم برخی از نقشمایههای چینی نظیر اژدها، سیمرغ و گلهای لوتوس نقش مهمی در تزیین سفالها (سرامیکها) و منسوجات خاور نزدیک داشتهاند.۱ طرح ابر چینی موسوم به “tshi” در نگارگری پارسی- مغولیِ (Persian –Mongolian miniatures) اواخر قرن سیزدهم ظاهر شد و آرایههای طبیعتگرایانه در لباسها و چادرهای نگارگری قرن چهاردهم دیده شده است.۲ بهتدریج نقشمایههای ابر چینی و گلها با فرمهای سنتی هندسی هنر اعراب ممزوج شد. همچنان در خلال نیمهی اول قرن پانزدهم، اسلیمیها و نخلها فرم عربی داشتند. در نیمهی دوم قرن پانزدهم فرمهای نخلهای چینی که در فرشهای اول و دوم دیده میشوند، برای نخستینبار در نگارگری ظاهر شدند.۳ از مشخصههای دیگر این دورهی اخیر، رنگهای روشن است که در فرش نخست (تصویر ۱) نیز مشاهده میشود.
نگارههای بهزاد و شاگردانش در نگارگری مکتب هرات منابع ارزشمندی برای تاریخگذاری فرش هستند. با آثار بهزاد دورهی نوینی از آرایههای پارسی (Persian ornamentation) شکل گرفت. فرشهایی که بهزاد در نگارههایش ترسیم کرده دو گونهاند؛ نخستین گونه، هندسی با طرح خشتی هشت وجهی، درهمپیچیده و فرمهای کوفی است. طرحهای ختایی مشخصهی دومین گونهی فرشهای منقوش در نگارههای بهزاد است.۴ این آرایههای ختایی، عناصر طبیعتگرایانه در تزیینات گلدانها و منسوجات چینی را بازتاب میدهند که این تزیینات در سراسر پرشیا (Persia) و آسیای صغیر در آن زمان گسترش یافته بود. همچنین بهزاد نخستین فردی است که فرشهای ترنجدار را در نگارههایش بازنمایی کرده است. ترنجهای فرشهای منقوش در نگارهها بهمانند فرش نخست (تصویر ۱) دارای خطوط محیطی زاویهدار هستند۵، یا در بیشتر موارد مانند فرش دوم (تصویر ۲) خطوط محیطی نرمی را دارا هستند. طراحی آرایههای این نگارهها در حالت کلی مشابه فرشهای تصاویر ۱ و ۲ است. اسلیمیهای درهمپیچیده با ختاییهای گردان نکتهی توجهانگیز برخی از فرشهای ماست.۶ اما آرایههای هندسی و ختایی در نگارگری انتهای قرن پانزدهم هرات از هم منفک شدند. ابتدا در ترنجهای تصاویر ۱ و ۲ ظهور پیدا کردند و سپس در متن فرش بهکار گرفته شدند۷. در میان نقشمایههای تزیینی، گل رز، گلهای ستارهدار متنوع، نخلهایی به سبک چینی و نوارهای درهمپیچیده مشابه حاشیهی فرش دوم (تصویر۲) وجود دارد. نوارهای ابری واقعیِ چینی شکل کرم است۸ که آن زمان بهکار گرفته نمیشده است. نخستین بار این ابرها در نگارگری قرن ۱۶ مکتب اصفهان به کار گرفته شد،۹ در تبریز معرفی شد و تقریباً به یکی از مشخصههای فرشهای صفوی در بازهی زمانی (۱۵۰۲-۱۷۳۶) تبدیل شد.
در ابتدای دوران صفوی طرحهای سنتی همچنان رایج بود که برخی از این طرحها را در فرشهای مورد بحث مشاهده کردیم. اسلیمیها و ختاییهای (گلهای) برخی از نگارههای نسخ خطی تاریخگذاریشده به سالهای ۱۵۲۰ و ۱۵۲۳، ۱۰ آرایههای فرش دوم (تصویر ۲) را بهیاد میآورند. در میان اسلیمیهای چرخان این فرش تعداد معدودی گلهای طبیعتگرایانه دیده میشود. برخی از اینها در متن کتیبه دیده میشوند، این گلها از نوع جدیدند و در تزیینات خالص ایرانی ناشناختهاند.
سال ۱۵۲۰، سالی که در آن دودمان صفویه بر منطقهی خراسان تسلط یافت، برای مکتب تبریز بسیار حائز اهمیت است. ایدههای هنری شرق با نقلمکانکردن بهزاد و سایر هنرمندان از هرات به غرب ایران آورده شد. تا قبل از آن زمان نقشمایههای ختایی چینی شناخته شده بودند، اما خصلت طبیعتگرایانهی کمتری داشتند. بعد از سال ۱۵۲۰ نقشمایههای ختایی ظهور کردند که به نظر میرسد ریشه در هنر هند داشتند. برجستهترین خصیصهی این گلها خطوط محیطی دندانهدار و رنگهای غنی و واقعگرایانهشان است. گرایش هنری هند همواره اغراق در فرمهای طبیعی بوده است و در زمان بهزاد بدون شک فرشهای هندی در پرشیا (Persia) شناخته شده بودند. نقشمایههای جدید در کنار نوارهای ابر چینی بهطور مکرر مورد استفاده قرار میگرفتند تا اینکه جایگزین اسلیمیها شدند (که هماکنون تداول کمتری برای اجرا نسبت به فرشهای تصویر ۱ و تصویر ۲ دارند). بهترین مثال برای این سبک، قالی اردبیل است. بافت قالی اردبیل به سال ۱۵۴۰ باز میگردد و در حال حاضر در موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری میشود.۱۱ آرایهی قابل توجه این قالی شمال، اجرای تمیز ختاییهای گردان و گلهاست و کاملا با برخی از مینیاتورهای ۱۵۳۷ و ۱۵۳۹-۱۵۴۳ تطبیق دارد.۱۲ یک قطعه فرش همدوره با فرش اردبیل در مجموعه بالارد موزه متروپولیتن موجود است.۱۳
با مقایسهی فرش دوم (تصویر۲) با فرش اردبیل، کاملاً مشهود است که قدمت فرش دوم (تصویر ۲) میبایست پیش از ۱۵۴۰م و محتملاً در بازهی زمانی ۱۵۰۰ تا ۱۵۳۰ میلادی است. فرمهای هندسی و متعارف فرش نخست (تصویر ۱) ما را وامیدارد که این فرش را متعلق به نیمهی دوم قرن پانزدهم یعنی حدود سال ۱۴۸۰ قلمداد کنیم. در فاصلهی زمانی میان این دو فرش، ترنج فرش تکه تکه شده مجموعهی بالارد قرار میگیرد.۱۴ نقشمایههای ختایی این فرش پاره، خامدستانه و در سبک اولیه هستند؛ حتی نوارهای ابری که در زمینهی کتیبه، ترنجهایی را شکل میدهند، بیشتر به سبک اواخر قرن پانزدهم میلادی است.
ترنج، حاشیه و برخی از نقشمایههای فرش سوم (تصویر ۳) در قالیهای پارسی (Persian carpets) حضور دارد. بقیهی عناصر، از قبیل ساقههای زاویهدار و ترکیب نقشمایههای ختایی با طرحهای هندسی، در هنر پرشیا (Persia) ناشناختهاند اما مشخصهی فرشهای آسیای صغیر هستند. همچنین، روش تزیین با تکرار گلهای سنتی (قراردادی)، زمینهی قهوهای تیره (سوخته)، و گلهای زرد و آبی در فرشهای اوشاک و ارمنی نمایان شدند. عناصر دیگری که به آسیای صغیر اشاره میکند تکنیک قیورد است و نقشمایهی دورگه که مثل گلهای سوسن از چهار قسمت تشکیل شده است.
این نقشمایههای دورگه۱۵در ترنج فرش سوم (تصویر ۳) نمایان است و همچنین در فرش نخست دیده میشود (تصویر۱)، و همچنین در برخی دیگر که متعلقاند به فرشهای همگروه که در تصویر شماره ۲ بازنمایی شدهاند.۱۶
همهی آنها از فرشهای کهن آسیای صغیر مشتق شدهاند.۱۷ شمال پرشیا (Persia) و آسیای صغیر تبادل نقشمایههای تزیینی داشتند. مشخصهی زاویهدار نقشمایههای پارسی در آسیا صغیر اقتباس شد و برخی از نقشمایههای ارمنی بهطور پراکنده (گهگاه) ۱۸ در فرش پارسی (Persian Carpets) ظاهر شد.
از آنجایی که ما این عناصر تزیینی را از آسیای صغیر در دو فرش اول و دوم (تصویر ۱ و ۲) یافتیم، فرض میکنیم که ممکن است این دو در شمال پرشیا (Persia) محتملاً در تبریز و تحتتأثیر مکتب هرات، بافته شدهاند. فرش سوم (تصویر ۳) به آسیای صغیر در اواخر قرن شانزدهم و یا اوایل قرن هفدهم تعلق دارد به دورانی که کسر بزرگی از قالیهای آسیا صغیر را به این بازهی زمانی میتوان منتسب کرد.
پینوشت
[۱] Falke, Kunstgeschichte der Seidenweberei, II, fig. 334
[2] Martin, The Miniature Painting of Persia, India, and Turket, Pls, 43-47
[3] Schulz, Die persisch-islam. Miniaturmalerei, Pls. 119, 120, from a MS. Dated 1463
[4] Martin, op. cit., Pl. 69, from a MS. dated 1467
[5] Ibid., PI. 77, from a MS. dated 1485
[6] Ibid., Pls. 70, 72, 73, 76, from MSS. dated 1488 and 1494
[7] Ibid., Pls. 75-78, from a MS. dated 1485
[8] Breck – Morris, op. cit., p. 5
[9] Martin, op. cit., Pl. 119, from a MS. dated 1507- 1527
[10] Ibid., fig. 27, Pl. 246
[11] Kendrick, Guide to the Collection of Carpets (Victoria and Albert Museum), Pl. I
[12] Martin, op. cit., Pls. 122-129, 132-137
[13] Breck-Morriso, p. cit., P1. 5
https://www.metmuseum.org/art/collection/search/447535
[14] 2ft., 4 in. by 3 ft., 2 ½ in. Acc. No. 22.100.67. Breck- Morris, op. cit., no 2. Called Persian, about 1500
https://www.metmuseum.org/art/collection/search/447525
تکه پاره فرش ترنج دار بالارد یکی از ۱۲۶ تخته فرش اهدایی جمیز فرانکلین بالارد، کار آفرین و مجموعه دار آمریکایی متولد ۱۸۵۱، به موزه متروپولیتن در سال ۱۹۲۲ میلادی است. مطابق کاتالوگ موزه متروپولیتن، این قطعه منسوج پرزدار گره دار محتملا بخشی از یک فرش بزرگ اندازه ترنج دار پارسی با زمینه سفید رنگ بوده است.
[۱۵] Cross motives
[16] Martin, A History of Oriental Carpets, Pl. II
[17] Ibid., Pl. XXX
[18] sporadically
















فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.