طی دو سال گذشته در شمارههای مجله، سلسله درسگفتارهایی از آریاسپ دادبه، با ویرایش هدا اربابی را منتشر کردهایم که شرح و تفسیری از تاریخ ایران فرهنگی از دوران پیش از باستان است. این درسگفتارها با مجموعهی گستردهای از دادههای تاریخی، ریشهشناسی واژهها، و معرفی مصادیقی از آثار هنری قدیم، سعی دارد رشتههای اصلی و پیوستهی باورها و کششهای فکری و احساسی انسان ایرانی را توضیح میدهد تا به سهم خود، مقدمات و زمینههای لازم برای فهم جامعتری از سیر هنر و فرهنگ ایران را فراهم کند.
ما پس از چاپ و انتشار هر درسگفتار، جلسهی سخنرانیای در سالن استاد شهناز خانهی هنرمندان ایران بر پا کردیم که در آن آریاسپ دادبه مضامین محوری آن درسگفتار را با توضیحات مبسوطتری ارائه میکرد. استقبال بسیار از آن جلسات ما را به ادامهی آنها و انتشار پیوستهی این مجموع دلگرم کرد، چنانکه گویی نیاز و ضرورتی واقعی برای شناخت بنیادی تاریخمان، و بهتبع خودمان، وجود دارد. در شمارهی ۷۶ مجله (پاییز ۹۹) نیز درسگفتار هشتم آماده و منتشر شده است که شما میتوانید متن اصلی آن را تهیه و مطالعه کنید (تاریخ هنر ایران (۸) دبستان مکتب پارسی/ آریاسپ دادبه). همچنین در پایین معرفی کوتاهی از این درسگفتار را میتوانید بخوایند.
«تکوین نخستین مکتب یا دبستان هنر و فرهنگ ایران که آن را «مکتب پارسی/پارسایی» مینامیم در ذیل منظومهی ایرانشهری شکل گرفت؛ با مقدماتی که پیش از ورود به این دوران آغاز شد و تا پایان روزگار هخامنشاین ادامه یافت. در دل این مکتب/دبستان، درونمایههایی پدیدار شد که تداوم آن را، در عین تحول، تا هزارهای بعد در هنرها و ادب فارسی میشناسیم.» این درسگفتار در ادامهی هفت درسگفتار پیشین تحت عنوان دیباچهای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران، است و دادبه در اینجا به زمینههای شکلگیری منظومهی ایرانشهری میپردازد.
نگارنده ظهور شاهنشاهی هخامنشی که مقارن با گشایش تازهای در تجربهی مدنی و بنا نهادن یک نظام سیاسی-تاریخی جدید بود را حاصل مجموعهای وسیع و چند جانبه میداند که آن را «منظومهی ایرانشهری» مینامد. او تأسیس «منظومهی ایرانشهری» و تجلیِ آن در مکتب پارسی را نقطهی اوج زایش نخستین میداند و در این نوشتار میکوشد مختصات آن را شرح دهد و دستاوردهای تمدنی و فرهنگی آن را معرفی کند.
به گمان دادبه توجه به جنبههای مختلف این منظومه به دلیل فراهم آوردن بستری که برای مکاتبی که در تاریخ طولانی این سرزمین شکل گرفتهاند ضروری به نظر میرسد. او ابتدا به ریشهشناسی و کاربرد چند مفهومواژهی مرتبط با این بحث میپردازد و سپس با اتکا بر مقدماتی که در درسگفتارهای پیشین آمده است، زمینههای تأسیس شاهنشاهی هخامنشی و دستاوردهای تمدنی و تحقق سلسلهمراتب آگاهیِ مقارن با آن را شرح میدهد. او سپس به شرح مختصات حیات مدنی در منظومهی ایرانشهری و برخی ملزومات و متعلقات آن اعم از نظم اجتماعیِ ویژه، باورهای دینی، دانشها، ابداعات و فنون مختلف میپردازد.
به گمان او خط و زبان، یکی از ویژگیهای کانونهای بنیانگذار فرهنگ و تمدن است و در ادامه به شرح تاریخچه و سیر تحول زبان و خط فارسی و نقش آن در انتقال مفاهیم و مضامین کهن در گذار اعصار و مقایسهی وجوه تمایز آن با زبانهای دیگر کانونهای تمدنی در غرب و شرق و به ویژه فرهنگ و زبان یونانی میپردازد.
دادبه سپس ابعاد مختلف مواجهه و تقابل فرهنگ ایرانی با فرهنگ یونانی به عنوان شاخصترین «جدل اندیشه» در تکوین آگاهی در میان تمدنهای مولّد را شرح میدهد و معتقد است از این رهگذر مسیر دوهزار سالهی «نظام متافیزیک» در تاریخ اندیشه گشوده میشود که خود را در تاریخ ادبیات، موسیقی، و نقشمایهها نشان میدهد. او گسست از وضعیت طبیعی و پیدایش مفهوم «غیر» را از ارکان اصلیِ تکامل آگاهی میداند که با ارجاع به آراء هگل آغاز آن را به ایران عصر هخامنشی نسبت میدهد. دادبه نقوش و موتیفها را بیانگر تاریخ تحول روح هر قوم و ملت میداند و معتقد است نسبت انسان با هستی چکیدهی موتیفها در آثار هنر و فرهنگ ایران است.
میتوانید مجموعه مقالات درسگفتارهای تاریخ هنر ایران که تاکنون منتشر شده را تهیه و مطالعه نمایید.

فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.