یک گروه کوچک که روی ثبت دیجیتال هنر ایران کار می‌کرد، در آستانه‌ی جنگ پویشی درست کرد به نام «میراث من». هدف این پویش، حفظ میراث فرهنگی ایران و مرمت آثار آسیب دیده در جنگ است و تا امروز هزار عضو جذب کرده. این گروه توانست گروهی چند صد نفری از فعالین میراث فرهنگی را در «بله» گرد هم آورد. این گروه میتواند هسته اولیه‌ پاسداران میراث فرهنگی باشند.
این یک نمونه‌ی موفق از کاری‌ست که ما می‌توانیم بکنیم: از فرصت پیش آمده استفاده کنیم و دوباره اجتماع را بسازیم. اجتماعی که بسیار تکه‌پاره و دو قطبی و مجروح و آسیب‌دیده است. دوباره حس همبستگی و باهم بودن را بسازیم؛ نه با شعار، بلکه در عمل؛ و حول حداقل‌هایی که به آن‌ها باور داریم جمع شویم. می‌شود صدها پویش ساخت؛ پویش محیط زیست ما، پویش زمین ما، هوای ما، شهر ما، محله‌ی ما، فرهنگ ما، زبان ما، آموزش و کودکان ما، دانشگاه ما، هنر ما، کتاب و مطبوعات ما، اقتصاد ما، اخلاق ما…. این پویش‌ها برای موفق بودن باید چند ویژگی داشته باشند:

– در درجه‌ی اول باید مردم‌نهاد بوده و از بطن جامعه پدید بیایند.
– نیاز به زحمت و کار دارند نه پول.
-مبتنی بر دیگردوستی و ایران‌دوستی باشند و نه منفعت شخصی و خودمحوری.
– به جای ایدئولوژیک و شعاری بودن، خرد محور بوده و بر دانش تاریخی بنا شوند.
– مبتنی بر علم مدیریت جدید و امکانات روز شکل بگیرند تا عمل به روش‌های قدیمی.
-بر روی اشتراکات استوار شوند نه افتراقات.
– خواستار خلق پیمان مشترک جدید و حداکثری باشند.
– و هر کدام از ما میتوانیم عضو یک یا چند پویش این‌چنین باشیم و برای آن «کار» کنیم. نه غر بزنیم. نه توییت بزنیم، نه استوری منتشر کنیم. فقط کار کنیم.

باید جنبید و قدر این فرصت خیلی کوتاه را دانست؛ نه در معنای فرصت طلبی، بلکه باید بدانیم که در این موقعیت نامتعادل و لرزان، فرصت پیروزیِ راستی و درستی بر فساد و دروغ، کوتاه و مغتنم است. یک ملت همیشه فرصت و شانس آباد کردن و بهروزی را ندارد. در بزنگاه‌هایی اگر یک ملت «بخواهند» و «بکوشند» که مملکتشان را آباد کنند، ممکن است بتوانند. امروز ما در بزنگاهیم.