پاکباز نقاشی را کنار گذاشت و بر هنرنویسی و معلمی متمرکز شد. واقعاً چگونه توانست؟ او نقاش بدی نبود.

سال‌های دانشجویی، با خود می‌گفتم اگر روزی رویین پاکباز را دیدم، همین پرسش را می‌پرسم. به‌نظرم می‌آمد لابد زمانی (شاید پس از بسته شدن تالار قندریز) بر سر دو راهی ایستاده، و در میان «نقاش شدن» و «هنرنویسی»، آرتیست بودن را وانهاده. برای نسل ما، نقاش حرفه‌ای شدن، از یک هدف هم فراتر، همه‌چیز بود. همه می‌خواستند و هم‌چنان می‌خواهند آرتیست شوند. و در آن تب و شور، دلایل این تصمیم در میان نوشته‌های پاکباز برایم نهفته و غریب بود.

این را هم بگویم، بیست سالی می‌شود که خود را شاگرد او می‌دانم؛ و بیش از یک دهه می‌شود که شانس این را داشته‌ام در پروژه‌هایی همچون دایرة‌‌المعارف هنر با او همکاری کنم و مستقیم‌ از او بیاموزم. در واقع چند سال بعد از دانشجویی فرصت دیدار با پاکباز پیش آمد. (نمی‌نویسم استاد، چون می‌دانم این خطاب خوشایندش نیست.) اما سوال ناگفته ماند و هیچ‌گاه مجال گفتنش نشد. ولی چه خوب که نپرسیدم. او به موضوعات غیرکاری علاقه‌ای ندارد. اما «کار و کار و کار»؛ مهم‌ترین درسی است که از او می‌شود یاد گرفت. این عکس را هم در فیسبوک یکی از شاگردانش دیدم؛ با این توضیح: «شروع دوباره‌ی کلاس‌های پاکباز پس از پاندمی کرونا.» حقیقتاً، تصویری گویاست؛ او خستگی‌ناپذیر است. تا همین امروز تمام وقت کار می‌کند. دیسیپلین دارد. بعید می‌دانم کسی از شاگردانش تأخیر یا غیبتی از او به خاطر داشته باشد. و هم‌چنان برای من این میزان از دقت و پایبندی شگفت‌آور است. فعالیتش در تاریخ‌نگاری هنر، نقدنویسی و ترجمه را از همان سال‌های تالار آغاز کرد. در تالار او و هم‌راهانش اهداف بزرگ داشتند. در اندیشه‌ی پی‌ریزی هنری ملی بودند. محقق نشد. و وقتی به‌صورت گروهی نتوانست؛ کمر به راهی بست که تنها با عصای همت خویش توان پیمودنش را داشت. او پس از طرح‌ریزی نظام‌مند واحد درسی تاریخ هنر برای دانشگاه‌ها، کتاب‌های بسیاری تألیف و ترجمه کرد؛ آثاری که هر یک بارها به چاپ رسید و در دسترس نسل‌های پیاپی قرار گرفت. اراده‌ی آهنین، دقت‌نظر، نظم و مسئولیت‌پذیری‌اش سیمای یگانه‌ای از او در هنر تجسمی ساخته؛ چهره‌ای که کمتر نظیری برایش می‌توان یافت.

رویین پاکباز

حالا پاسخ سوال جوانی روشن است. شاید اگر نقاشی را رها نمی‌کرد، امروز چندین تابلو از او بیشتر داشتیم؛ اما او با انتخابی دشوار، سرنوشت خود را به تاریخ و زبان هنر پیوند زد. میراث او در جان نسل‌ها نقش بسته است. پاکباز نه فقط تاریخ هنر را نوشت، بلکه خود، ستونی از آن شد. او به ما آموخت که وفاداری به کار کیمیا می‌کند.

عکس از فیسبوک گیتا قاضی / Gita Ghazi