«۳،۲،۱ لبخند» عنوان گفتگویی مفصل با محسن راستانی در باب عکاسی و آثار او است. راستانی عکاسی را با عکس از سربازان جنگ آغاز میکند. پس از جنگ، تحصیلات آکادمیک عکاسی را میگذراند و پس از پایان تحصیل مدتی در حوزهی هنری فعالیت میکند. از او دربارهی تأثیر سفر بیروت و لهستان بر روند عکاسی او سوال میشود. راستانی تلاش بسیاری برای رفتن به بوسنی میکند و در نهایت موفق میشود به عنوان خبرنگار در دوران جنگ بوسنی وارد این کشور شود.
«بوسنی برای من یک وُرکشاپ بزرگ بود که بفهمم یک خبرنگار چه میکند و چقدر کارش مهم است». راستانی در جمع کردن عکاسان و ایجاد تشکلهایی مختص عکاسان در ایران تلاشهای زیادی کرده که از آنها در این گفتگو سخن میگوید. شکلدهی انجمن صنفی عکاسان مطبوعات کشور یکی از این تشکلها بوده است. محسن راستانی سالهای زیادی را به فتوژورنالیسم میپردازد و پس از آن سراغ پروژههای عکاسانه خود نظیر «خانواده ایرانی» میرود. پروژهی «خانوادهی ایرانی» او یک اثر ادامهدار است که راستانی ایدههایش برای اجرای این پروژه را در گفتگو بازگو میکند. او معتقد است پروژهی خانوادهی ایرانی ادامه خواهد داشت، چرا که زایش هر روزهی این ملت، ظواهر جدیدی میآفریند. بخشهایی از این پروژه در بیینال ونیز به نمایش درآمده است که شرح جزئیات آن از زبان هنرمند خواندنی است.
