مارک روتکو / Mark Rothko

مارک روتکو سرتاسر زندگی، جویای تجسم کلیت تجربه‌ی انسان بود. روتکو با اظهار اینکه هنر «ابزار اندیشه‌ی فلسفی» و چیزی بیش از صرف واکنش‌ها و حسیّات بصری است. جوانان هنرمند را علاوه بر استادی در فنون و مهارت‌های نقاشی، اساساً به تدوین فلسفه‌ای شخصی از نقاشی توصیه می‌کرد. فلسفه‌ای که بر مبنای تحصیل «شناختی کلی نسبت به روانشناسی، فیزیک، فلسفه، ادبیات، باقی هنرها و آثار عرفا» شکل گرفته باشد.

مستند روتکو

مستند «اتاق‌های روتکو»

mark-rothko-Mary-Alice-Mell-Beistle-Rothko

فیلم مستند «سکوت روتکو»

یک نقاشی از آٔثار متاخر مارک روتکو/نقد آثار مارک روتکو/تاریخ هنر معاصر آلمان/نقاشان معروف سبک انتزاعی/

تصویر درونی / ژاله تأثیرنفس / ترجمه: آندیا افسرکشمیری

از آثار متقدم مارک روتکو/گرهارد ریشتر/برایس ماردن/ نقد آثار مارک روتکو/ نقاشان معروف سبک انتزاعی

گفت‌وگو با برایس ماردن و گرهارد ریشتر درباره‌ی مارک روتکو/ ترجمه: ع.جمالی

اثری از آثار متقدم مارک روتکو/هنرمندان اکسپرسیونیسم انتزاعی/نقد آثار مارک روتکو

میراث، محیط، و سنّت / استفن پولکاری / تلخیص و ترجمه: مریم اطهاری

مارک روتکو / Mark rothko/ثمیلا امیرابراهیمی/نقاشی انتزاعی/آبستره اکسپرسیونیسم/هنر و معنویت/

چراغی در مه / ثمیلا امیرابراهیمی

پرونده‌ای درباره‌ی مارک روتکو

پنجره‌ی همسایه: مارک روتکو (۱۹۷۰ – ۱۹۰۳)

مارک روتکو، نقاشی انتزاعی، شهره مهران

پنجره‌ی عقبی: یک نقاشی از مارک روتکو / شهره مهران

میراث کهن و سنت از جمله مفاهیم کلی‌ای بودند که روتکو در تمام سیر حرفه‌ای‌اش دست‌مایه کار قرار داد. روتکو به میانجی نمادها، نخست در چهارچوبی معماری‌وار و سپس با خصایص ذاتی طبیعت، روح و سنت، شکلی از کهن‌گرایی را فرانهاد که پایدار است. و نیروی تعیین‌کننده در زندگی امروزی اعمال می‌کند. از نظر روتکو فجایع تاریخ معاصر – خصوصاً جنگ جهانی دوم – همه ریشه در گذشته داشتند. نمادهای او روایتی از تراژدی را مجسم می‌کنند که نه فقط زندگی مدرن بلکه آینده را نیز دربر می‌گیرد.

او نقاش متولد روسیه، نماینده‌ی شاخص اکسپرسیونیسم انتزاعی و یکی از ابداع‌کنندگان نقاشی «پهنه‌رنگ» به شمار می‌آید. او همراه والدینش به امریکا مهاجرت کرد و بعد در نیویورک اقامت گزید. او از بنیان‌گذاران گروه ده (نقاشان اکسپرسیونیست) بود. او در اواخر عمر دچار افسردگی شدید بود و سرانجام با قطع رگ مچ دستش خود را کشت.

نقاشی‌های روتکو در دهه‌ی ۱۹۳۰، پیکرهای لاغر و کشیده در راهروهای زیرزمینی نیویورک را نشان می‌دادند. پس از این دوره‌ی اکسپرسیونیستی، عناصر فراواقعی و اساطیری در کارش رخ نمود که به «نقاشی‌های اساطیری» دهه‌ی ۱۹۴۰ انجامید. بعداً به هنر بدوی و کهن گرایید و نقوش و علایم را در پهنه‌های رنگ به کار گرفت. از آغاز دهه‌ی ۱۹۵۰، به سبک انتزاعی خاص خود دست یافت: ترکیب‌بندی‌های متشکل از چند مستطیل رنگی پرفروغ با لبه‌های محو و ناصاف که بر پس‌زمینه‌ای خاموش شناور شده‌اند (سبز، سرخ، آبی – ۱۹۵۵). به تعبير خود او «درام‌هایی که شکل‌ها اجرا می کنند». در دهه‌ی ۱۹۶۰، ترکیب‌بندی‌های مشابه اما با رنگ‌های تیره و تار پدید آمدند که از روحیه‌ی افسرده‌ی هنرمند خبر می‌دادند. روتکو به دیوارنگاری برای مکان‌های عمومی نیز می‌پرداخت، از جمله: ساختمان سیگرام در نیویورک (۱۹۵۸)، دانشگاه هاروارد (۱۹۶۱) و نمازخانه‌ی بنیاد منیل در هیوستون (۱۹۶۴). نمونه‌های دیگری از آثارش: لحظه‌ی قربانی (۱۹۴۵)؛ شماره‌ی ۱۰ (۱۹۵۰)؛ بنفش، سبز و سرخ (۱۹۵۱)؛ زرد، سرخ، نارنجی روی نارنجی (۱۹۵۴)؛ چهار تیره در سرخ (۱۹۵۸).

مطالعه‌ی مارک روتکو در زندگی و عادات انسان‌ها – سنت – تا حدی از فاجعه‌ی جنگ جهانی دوم متأثر بود. بسیاری از هنرمندان در این دوران دچار افسردگی شدند. روتکو، گاتلیب، بارنت نیومن و دیگران با مشارکت یکدیگر به بررسی علل، پیشینه و آثار عاطفی جنگ پرداختند. از نظر هنرمندان اکسپرسیونیسم انتزاعی، هنر به تحقیقی در احوال درونی زندگی اجتماعی تبدیل شد. و روانشناسی اعماق و سورئالیسم ابزاری در تحقیق سرچشمه‌های رفتار انسان شدند. در این راه روانشناسی فروید و به ویژه یونگ با تأکیدی که بر دوران باستان، اسطوره و رفتار جمعی داشتند. ابزاری برای فهم و توضیح تاریخ معاصرِ فرارویِ آن‌ها نهادند.

نگاه مارک روتکو به گذشته – باستانی و عتیق – در نامه‌ای به نیویورک تایمز چنین جلوه می‌کند: «کسی که با [تاریخ] تکامل هنر مدرن آشناست. از تأثیر نیرومند پیکره‌سازی سیاهان و هنر ایژین‌ها بر مراحل آغازین آن مطلع است. از همان ابتدا، مستعدترین مردان عصر ما، مدل‌هایشان را – چه در کارگاه می‌نشاندند و یا این مدل‌ها را بی‌واسطه درون خود می‌یافتند – تا به آنجا که ردّ نمونه و مُثُل اعلی را در هنرشان بیدار کند. [آن‌ها را] تحریف صوری می‌کردند. و این کژنمایی آن‌هاست که قدرت روح زمانه ما را نمادین می‌سازد. این گفتار که هنرمند مدرن عمدتاً مسحور جنبه‌ها و روابط صوری هنر کهن‌گراست. در بهترین حالت توصیفی ناقص و گمراه‌کننده است. چرا که هر هنرمند یا اندیشمند جدی، نیک می‌داند که شکل تنها تا جایی که معنایی درونی را بیان می‌کند از اهمیت برخوردار است. بنابراین حقیقت از این قرار است که هنرمند مدرن با شوری که این اشکال کهن در خود محبوس داشته‌اند و اسطوره‌ای که باز می‌نمایانند، یک جور ارتباط معنوی برقرار می‌کند. …»

منبع: دایرة‌المعارف رویین پاکباز، صفحه‌ی ۶۹۳ / مقالات حرفه: هنرمند

فرم و لیست دیدگاه

ارسال دیدگاه

۰ دیدگاه‌

هنوز دیدگاهی وجود ندارد.

    سبد خرید۰ محصول