درود بر رویین پاکباز، خدمتگزار عاشق و خستگیناپذیر هنرهای تجسمی معاصر ایران
حالا که بار دیگر فرصتی برای قدردانی اهالی هنر از شخصییت و کار اثرگذار پاکباز فراهم شده من نیز اشارهای کوتاه میکنم به بهرهگیریهایم از کارهای متنوع و گستردهی او: در اواخر دههی چهل، نشریات کوچک و نازک تالار ایران که هنوز و همچنان در کتابخانهام جای دارند، همراه با کتابهای هنری کوچک و جیبی فروشگاه یمین در لالهزار، عشق من به هنر مدرن و اکسپرسیونیستی را در دهها و صدها کار کوچک و بزرگ نقاشی متبلور کرد و بالاخره در سال ۱۳۵۲ توانستم دومین مجموعه کارهایم را اینبار در گالری قندریز ارائه کنم. پوستر این نمایشگاه را گرافیست تالار از روی یکی از نقاشیهایم به این شکل ساده و گویا تبدیل کرد و همزمان از سوی تالار نقدی بر این کارها نوشته شد که در آن عالم جوانی مرا چندان خوش نیامد! گالری قندریز با یک مرام اعلامشده و متفاوت از سال ۴۳ تا ۵۷ نقطهی شروع آبرومند و معتبر بسیاری از هنرمندان نسل ما، و بهترین فضای دیداری «جلوی دانشگاه» بود. در دههی هفتاد انتشار کتاب «در جستجوی زبان نو» پاکباز یک حادثه هنری دلگرمکننده برای همه هنرجویان نوگرا بود و در دهههای بعد رجوع به دهها تألیف و ترجمه پایهای او، عصای دست نوشتهها و پژوهشهای من و بسیاری هنردوستان دیگر شد. از این بابت همهی ما مدیون و قدردان کار جمعی رویین پاکباز و همکاران اندکش هستیم.
دربارهی پاکباز و تالار قندریز پژوهشها، مصاحبهها و نوشتههای بسیار منتشر شده، از جمله در نشریهی گفتگوی شماره ۱۳ سال ۱۳۷۵ و در نشریهی اختصاصی گالری قندریز، گروه پشتبام شماره ۷، سال ۱۴۰۰ و بالاخره در نشریهی حرفه: هنرمند، شمارهی ۲۷، زمستان ۱۳۸۷ که من نیز در اینجا مطلبی دربارهی رویین پاکباز و هانیبال الخاص بعنوان دو شخصیت مؤثر این دوران نوشتم. اگرچه من شاگرد یا دوست نزدیک این دو استاد پرتوان نبودم، اما از حضور غیرمستقیم و بسیار متفاوت آن دو در فضای هنری دوران خود تاثیر و الهام گرفتم.
۱. چهره های درخشان رویین پاکباز
فرازهایی از مطلب بلند من دربارهی پاکباز را با این سرفصلها در زیر میبینید:
پاکباز: هنرمند، پاکباز: رهبر فکری نگارخانه ایران، اهداف نگارخانه ایران، هنرملی، پاکباز: پژوهشگر و معلم تاریخ هنر، پاکباز: منقد، الگوی تازه.
پاکباز: هنرمند
شاید عجیب به نظر بیاید که از همه عرصههایی که رویین پاکباز در آن با موفقیت تمام پیش رفت و نقش یگانهی خود را در تاریخ هنرهای تجسمی ایران ایفا کرد، این مطلب را از نقطهای آغاز کنیم که تنها خاطرهی کمرنگی از آن در بیلان کاری او باقی مانده و احتمالاً بسیاری از هنرمندان نسلهای اخیر با آن بیگانهاند. این عرصه، کار پاکباز به عنوان یک نقاش است. اما مگر نه این است که در ابتدا، این نقاشی و آفرینش هنری بود که به اساسیترین پرسش ها و پرشورترین آرزوها و جدی ترین اهداف پاکباز شکل داد؟ کار هنری پاکباز باوجود عمر کوتاه آن چنان با گرایشهای فکری و عملی او در دورههای بعد گره خورده و مانند هر هنر دیگری چنان آینهوار خبر از شخصییت و فضای روحی او میدهد که توجه به آن دست کم برای شناخت وجوه دیگر کار او بهکار میآید. در اوایل دهه چهل رویین پاکباز نقاش مدرن و پرشوری بود که نقاشیهایش بهنوعی انتزاع مینیمالیستی گرایش داشت. آنچه من از کار او در حافظه دارم اشکال سادهي هندسی و گاه نمادین، با رنگهایی محدود، بیشتر در طیف سیاه و سفید وقهوهای بود. اما این نوع هنر انتخاب یا کشف ویژهی پاکباز و تنها منحصر به او نبود؛ بلکه کمابیش برنامهی کاریِ گروهی از هنرمندان جوان آن دوره بود که با مقصود و هدف مشخصی بهاین نوع نقاشی توجه داشتند…
پاکباز: پژوهشگر و معلم تاریخ هنر
جستجوی پاکباز برای شکل دادن بههنری که قرار بود بهنحو متناقضی هم مدرن، هم ایرانی، هم غیرایرانینما، هم بیانگر و سازندهی وضعیت اجتماعی و هم غیربازنمایانه، باشد؛ به زودی، شاید بر اثر تناقضهای درونی آن و شاید هم در اثر تحولات فکری و افزایش فعالیتهای فرهنگی او برای مدتی کنار گذارده شد. در عوض پاکباز تمام نیروی خود را برای آموزش و پژوهش در هنر ایران و جهان و تالیف دائرةالمعارف بزرگ هنر صرف کرد. در شرایطی که هنوز دسترسی به اینترنت و شبکههای اطلاعاتی جهانی چنین گسترده نبود و شاید حتی تصور چنین ژرفا و گستردگی اطلاعات امکانپذیر نبود تدوین چنین کتابی با کمترین امکانات کاری بسیار ارزشمند بود و با وجود اشکالات و کمبودهای آن هنوز بهویژه در بخش هنر ایران بسیار تازه و پر اهمیت است. پاکباز در دورههای بعدی نیز به اهداف و انگیزههای اولیهی خود وفادار مانده و اعتقاد راسخ خود را به بسط و تحکیم خردورزی و شناخت و آموزش علمی هنر دنبال کرده است.
نقل از حرفه هنرمند شماره ۲۷ سال ۱۳۸۷
متن کامل مقالهی «پاکباز / الخاص» نوشتهی ثمیلا امیرابراهیمی را از اینجا بخوانید.




فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.