شاهنامه و هنرمند امروز
کارنمای شاهنامه و هنرمند امروز، که به مناسبت هزارۀ فردوسی، از دوم تا دوازدهم دی ماه سال ۱۳۶۹ در گالری افرند (آن زمان در خیابان تخت طاووس، خیابان اورامان قرار داشت) برگزار شد، بر ذهنِ منِ دانشجو در آن زمان چنان تأثیر گذاشته است که هنوز، بعد از این همه سال، آن را به یاد دارم و خوب به خاطرم مانده که رویین پاکباز با چه دقت و وسواسی پیگیر آن بود.
شکلگیری این رویداد حاصلِ جمع و حلقۀ دوستانهای است که برخی از شاگردان (خصوصاً ورودی های ۱۳۶۲ به دانشکده هنرهای زیبا) و دوستان با پاکباز داشتند. این سال، به مناسبت هزارمین سال تدوین شاهنامه، هزارۀ فردوسی نامیده شد و همین نیز بهانه و انگیزۀ کافی برای کار مشترکی میان آنها بود.
این افراد، که اغلب برای اهل هنر نامهای آشنایی هستند، عبارتند از: سعید شهلاپور، نصرتالله مسلمیان، فاطمه امدادیان، عباس سارنج، یعقوب عمامهپیچ، داوود مظفری، آریا شکوهیاقبال، سارا ایروانی، پرستو فروهر، توران قمری، حسین قره گوزلو، معصومه مظفری و امین نورانی.
از شکلگیری این ایده تا زمان برگزاری کارنما، ماههای زیادی طول کشید و طی آن مدت جلسات بسیاری تشکیل داده شد. در این جلسات، عمدتاً پیرامون چگونگی کارنما و سپس اتودها و آثاری که برای این منظور خلق میشدند، بحث و گفتگو صورت میگرفت.
سعید شهلاپور، که حضور بسیار فعالی در این جلسات داشت، از شرکت در کارنما خودداری کرد، با این استدلال که مدت کمی از آزادیاش از زندان میگذرد و از سوی حاکمیت هنوز نسبت به وی حساسیت وجود دارد. به همین دلیل، در آن فضای بستۀ بعد از جنگ، احتمال حساسیت بسیار به کارنما و عدم برگزاری آن وجود داشت. هرچند، به دلیل سابقۀ سیاسی چپگرایانهی بیشتر شرکتکنندگان این کارنما، چنین حساسیتی واقعاً وجود داشت؛ علاوه بر این، خشونت، تلخی و اعتراضِ مکنون در آثار و نیز اشاره به مرگ اسطورههایی نظیر رستم و سیاوش، گواه نگاه اجتماعی خالقان آثار بود.
همۀ آثار این نمایشگاه به صورت چهاررنگ و هرکدام به طور جداگانه، روی کارتهایی چاپ شدند و با مقدمۀ کوتاهی که رویین پاکباز برای آنها نوشته بود، در دسترس عموم قرار گرفتند.













در ستایش آزاده افراسیابی
کارنامۀ رویین پاکباز و بیش از شش دهه حضور پربار وی در حیطۀ فرهنگ و هنر، نتیجۀ آرمانخواهی و پایمردی مردی است که از آغاز سختیهای بسیاری را به جان خرید. با این همه، از دهۀ هفتاد به این سو، نمی توان همراهی آزاده افراسیابی با وی را نادیده گرفت. چرا که وجود او به عنوان همسر در کنار پاکباز با همۀ بحرانها و سختیهای بسیار، فضای مساعد و امنی را برای تلاشهای منظم و هر روزۀ وی فراهم کرد.
آزاده افراسیابی (متولد ۱۳۳۹ تهران) لیسانس خود را در رشتۀ طراحی و گرافیک از دانشکده هنرهای زیبا (۱۳۷۱) و فوق لیسانس پژوهش هنر را از دانشگاه هنر تهران (۱۳۸۳) میگیرد. وی سالهای زیادی صفحه آرایی مجلات «صنعت حمل و نقل» و «آدینه» را بر عهده داشت (۱۳۶۰ – ۱۳۷۰) و تا کنون چند کتاب شعر و قصه برای کودکان را تصویرسازی کرده. از جمله: «قصۀ الاغه و کلاغه» (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۷۱)، «مهمانهای زمستانی» ( انتشارات بنفشه ۱۳۷۱) و «شعرهای شیرین برای بچهها» (انتشارات قدیانی). او در جمع آوری و نمونه خوانی مأخذهای دایرهالمعارف هنر، تکجلدی و سهجلدی، همکاری بسیاری با پاکباز داشته است.
وی همچنین سابقۀ تدریس در هنرستان گرافیک معاصر، هنرستان کمالالملک، موسسۀ فرهنگی هنری علامه قطب راوندی و مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر دارد.
رویین پاکباز در مقدمۀ دایره المعارف هنر (چاپ سوم ۱۳۸۱) اینگونه از او قدردانی کرده است: «خانم آزاده افراسیابی همواره راهگشا و همراه من بود؛ و من در کارهای دشوارِ نمونهخوانی و صفحهآرایی از دقت نظر، ذوق و تجربۀ او بسیار بهرهمند شدم.»


دوستی همیشگی
امین نورانی (نقاش و معلم، متولد تهران ۱۳۴۳) شاگرد، دوست و همراه رویین پاکباز و مؤسس آتلیه شن (سال ۱۳۸۴) است و همکاری وی با پاکباز در برگزاری کلاسهای تاریخ هنر و مبانی هنرهای تجسمی، امکان تداوم این کلاسها را برای دانشجویان و هنردوستان بسیاری را فراهم کرد.
نورانی بعد از گرفتن دیپلم نقاشی در ۱۳۶۲، همان سال نیز در رشتۀ نقاشی دانشکده هنرهای زیبا پذیرفته شد. ورودیهای این سال، همۀ واحدهای نقاشی و نیز تاریخ نقاشی خود را با رویین پاکباز گذراندند. بعد از اخراج وی از دانشکده هنرهای زیبا، ارتباط برخی از دانشجویان، از جمله امین نورانی، با او ادامه یافت.
تأسیس آتلیه مکعب توسط امین نورانی و مشارکت رضا ایمانی و داریوش شریف آبادی در ۱۳۶۵، قریب به دو دهه او را درگیر آموزش به داوطلبان کنکور هنر کرد. وی در سال ۱۳۸۴ موفق به خرید مکان مستقلی در بلوار کشاورز شد و آتلیه شن را بنیاد نهاد.
نورانی میگوید: «چند روز بعد نزد رویین پاکباز رفتم. این زمان در خیابان لارستان کلاس و پیش مهدی علیزاده کلاسهای خود را برگزار میکرد. خرید جای جدید را به وی اطلاع دادم و این پیشنهاد را دادم که هر جور که خواستید و هر وقت و زمانی که مناسب شما باشد، میتوانید کلاسهای خود را در آتلیه شن برگزار کنید.
پاکباز از این پیشنهاد استقبال کرد و گفت «اتفاقاً آقای علیزاده قصد تخریب اینجا را دارد و من در فکر جای جدیدی بودم.»
به این ترتیب همکاری نورانی با پاکباز آغاز شد و به طور منظم به مدت هجده سال ادامه یافت. در این مدت بعداز ظهرهای دوشنبه کلاسهای تاریخ نقاشی و صبحهای پنجشنبه نیز کلاسهای مبانی برگزارمیشد. گاهاً، به دلیل استقبال بسیاری که برای کلاسهای تاریخ نقاشی وجود داشت، صبحهای پنجشنبه نیز به این کلاس اختصاص مییافت. سرانجام شیوع کرونا در ۱۳۹۸ سبب تعطیلی این کلاسها در آتلیۀ شن شد.
امین نورانی طی مدتی که پاکباز کلاسهای خود را نزد وی برگزار می کرد، با توجه به نظم دقیقی که همیشه داشت، با دقت و حساسیت بسیار، شرایط مناسب تشکیل این کلاسها را فراهم می کرد. طبعاً این دوستی و ارتباط نورانی با پاکباز محدود به این همکاری نبود و در بزنگاههای بسیاری با وی همراهی کرده است.

فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.