این یقه و آن مقنعه

این یقه و آن مقنعه، عکس‌های مهشید نوشیروانی، کارگران
از مجموعه‌عکس «به ما نگاه کنید»، مهشید نوشیروانی، ۱۳۵۷

درباره‌ی نمایشگاه «به ما نگاه کنید»، عکس‌های مهشید نوشیروانی، گالری «امکان»

نمایشگاه عکس «به ما نگاه کنید» در نگاه نخست، نمونه‌ای مرسوم اما نظرگیر از مستندنگاری کارگران است که برخی از قراردادها و کدهای آشنا در بازنمایی کارگرانِ صنعتی را نشان می‌دهد: ایستادن گروهی با لباس‌های فرم در محیط کار، چهره‌های سیاه‌شده و گرفته، حالت‌های خنثی، نگاه‌های مستقیم و غیره. اما کافی است این تیپ‌نگاریِ آشنا از کارگران را در کنار سالِ عکس‌بر‌داری، یعنی سال سرنوشت‌ساز ۱۳۵۷ قرار دهیم تا مجموعه‌ای از دلالت‌ها و تفسیرها به ذهنمان خطور کند؛ کارگرانْ در گفتمان غالب روشنفکریِ دوران، سوژه‌ی مبارزات انقلابی‌ خوانده می‌شدند و این چهره‌ها، همان «پرولترها» و «زحمت‌کشان» حزب توده‌ و گروه‌های چپ، اعم اسلامی و سکولارند. مهشید نوشیروانی هم به کارخانه‌ سر می‌زند تا وضعیتِ این قشر را که نقشی کانونی در تفاسیر انقلابی-ایدئولوژیک چپ‌گرایان دارد، مستند کند. درواقع این عکس‌ها کلیدواژه‌های محوری آن دوره را دوباره احضار می‌کنند: کارگران، مستضعفان، شکاف‌ طبقاتی، و انقلاب. همنشینی این‌ کلیدواژه‌ها، این پیش‌ْفرض‌های آشنا را دوباره پیش می‌کشند که «انقلاب نتیجه‌ی اختلاف طبقاتی است» و «این کارگران از کنش‌گران بالقوه‌ی انقلاب‌اند». استیتمنت نمایشگاه نیز با توصیفات خود بر این تصور دامن می‌زند: «شرایط سخت کاری، لباس‌های فرم بی‌قواره، بدن‌های تحلیل‌رفته در کاری تکراری، جوانی‌های از دست‌رفته… همه و همه در این عکس‌ها مشهودند.» بنابراین خیلی زود تکلیف نمایشگاه معلوم می‌شود: « این‌ها عکس‌هایی از کارگران رنج‌کشیده در آستانه‌ی انقلاب‌اند».

از نمایشگاه «به ما نگاه کنید»، مهشید نوشیروانی، ۱۳۵۷

با این‌حال می‌دانیم که در این تفسیر جای چون‌ و چراست: در سال ۵۷ بیش از نیمی از جمعیت ایران هنوز روستانشین‌اند. و طبقه‌ی کارگر صنعتی آن‌طور که چپ‌گرایان انتظار داشتند انقلابی از آب در نیامد و نقش عمده‌ای در انقلاب بازی نکرد. حتی با اوج‌گیری ناگهانی روند انقلاب در سال ۵۷ نه‌تنها بر اعتصابات کارگری که در دهه‌ی ۵۰ وجود داشت اضافه نشد، بلکه تعداد اعتصاب‌ها کمتر شد: «در مرحله‌ی دوم و سوم انقلاب که در ۶ ماهه‌ی نخست سال ۱۳۵۷ جریان داشت کارگران صنعتی تنها ۱۰ بار دست به اعتصاب‌های صرفاً رفاهی و پراکنده زدند و به سرعت پس از برآورده شدن خواست‌هاشان اعتصاب را پایان دادند. و این در حالی بود که در این دو مرحله‌ی انقلابی دانشجویان، بازاری‌ها و روحانیون اغتشاش‌های دوره‌ای، تظاهرات پراکنده و راهپیمایی‌های عظیم علیه رژیم بر پا کرده بودند.»۱ سازمان «فداییان خلق» در اعلامیه‌ی شهریور ۱۳۵۷، می‌نویسید «کارگران آن‌طور که باید و شاید به میدان نیامده‌اند» و «سازمان پیکار» با گلایه خطاب به «رفقای کارگر» می‌نویسد «شما باید از بی‌عملی بیرون آیید». بد نیست اشاره کنیم که حتی قاطبه‌ی سران و اعضای اصلی گروه‌های چپ نیز کارگران صنعتی و یدی، نبودند، بلکه از پایگاه طبقه‌ی متوسط برخواسته بودند.۲ هرچند که نوشیروانی، کارگران را در حالتی عکاسی کرده است که گویی بی‌میل نبوده آن‌ها را در آستانه و آماده‌ی «عمل» نشان دهد اما می‌بینیم که بنا به داده‌های تاریخی، عکس‌ها را نمی‌توان لزوماً در «متن» انقلاب و شرایط پیشاانقلابی «خواند».

بنابراین باید عکس‌ها را از پس‌زمینه‌ی تاریخی‌شان برای لحظاتی جدا کنیم، آن‌هم تاریخ جدل‌آمیزی که سرشار از پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌هاست. این‌گونه دوباره می‌توان جزئیات و تفاوت‌های آن‌ها را دید تا جایی که حتی ضمیر «ما» در عنوان نمایشگاه، (به «ما» نگاه کنید) را واگشاییم، و ببینیم که چگونه سوژه‌های متفاوتِ عکسْ نه یک «ما»ی واحد که «ما»یی متکثر را می‌سازند؛ «مایی» که اگرچه از لحاظ اقتصادی در یک «طبقه» است، اما از نظر فرهنگی و جنسیتی در مراتب متفاوتی قرار می‌گیرد. 

از نمایشگاه «به ما نگاه کنید»، مهشید نوشیروانی، ۱۳۵۷
از نمایشگاه «به ما نگاه کنید»، مهشید نوشیروانی، ۱۳۵۷

به عنوان مثال به این دو عکس خیره‌کننده، یا دقیق‌تر، به این دو «تیپ» نگاه کنید: این مردان و آن زن. مردان در این عکس، برخلاف متن استیتمنت که بدن کارگران را تحلیل‌رفته توصیف می‌کند، تنی ورزیده و سالم دارند، و اعتماد به نفس و بعضاً غرورشان را می‌توان دید. مردی که در وسط ایستاده با آن لبخند پنهان در پشت چانه‌ی خوش‌فرمش، چشم‌های روشن، دستی که به کمر زده و یقه‌ی کاملاً بازش، ژست ستاره‌های سینما، امثال فردین و بهروز وثوقی را گرفته. این ژست حتی به این نکته که عکاس «زن» است بی‌ارتباط نیست؛ او مردی است که در برابر عکاسْ «مردانگی‌»‌اش را نشان داده و مثل قهرمانِ نقشِ اصلی، صحنه‌ی نمایش را گرفته است. یقه‌ی کاملاً بازش چیزی را درباره‌ی نسبت لباس با بدن بیان می‌کند؛ با لباس رسمی معمولاً چنین ژستی نمی‌گیریم، اما لباسِ کارْ آزادی و بی‌تکلفی می‌آورد.

این یقه و آن مقنعه، عکس‌های مهشید نوشیروانی، کارگران
از مجموعه‌عکس «به ما نگاه کنید»، مهشید نوشیروانی، ۱۳۵۷

در مقابل، زنِ عکس دوم، سختْ تودار و ظاهراً بی‌تفاوت است. و چیزی از شخصیت درونی یا «زنانگی»‌اش را بروز نمی‌دهد. مقنعه‌اش مثلثِ مسدودِ بلندی است که هرگونه احتمال بیرون‌زدن موها و گردن را ناممکن می‌کند. لب‌هایش بهم فشرده شده، و مردمک‌های تیره‌اش انگار به درونش زل زده و نه به دوربین. این توداری و عدم بروز احساسات، ویژگی مشترک بین تمام زنان جوان و میانسال این مجموعه است (تنها استثنا زن مسنی است که مادرانه لبخند می‌زند.)

بنابراین مقایسه‌ی این دو عکس، در دل مفهوم کلی «طبقه‌ی کارگر»، شکاف جنسیتی و رابطه‌ی لباس، ژست، بدن، و جنسیت را برجسته می‌کند. تفاوت این دو خوانش از اینجاست که اولی بر پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک بنا شده، و دومی تلاش می‌کند زودتر از آن‌چه که باید دست به تفسیر جامعه‌شناختی و تاریخی نزند، و خوانش عکس‌ها را از مرتبه‌ی لایه‌ی دیداری آغاز کند.•

برای دیدن عکس‌های این نمایشگاه و دریافت کاتالوگ در سایت گالری امکان، اینجا را کلیک کنید. 

پی‌نوشت:

۱. احمد اشرف، «کالبدشکافی انقلاب، نقش کارگران صنعتی در انقلاب ایران»، نشریه‌ی گفت‌وگو، شماره‌ی ۵۵. در اینجا بخوانید

۲. ی. ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، نشر نی، ص ۴۰۸ و ۵۹۴

این نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on email

آخرین نوشته‌های وب‌نامه