از دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بهتدریج و همپای پوستاندازيِ خود صحنهی هنر در آمریکا، نسلی از مورخان، نظریهپردازان، و منتقدان هنر به عرصه آمدند که تفاوتهای سنخنمایی با نسل پیش از خود ــ چهرههایی چون کلمنت گرینبرگ، هارولد روزنبرگ، مهیر شاپیرو و دیگران، که بسیاری از آنها خود استاد ایشان بودند ــ داشتند. از جملهی این تفاوتهای نوعی، تغذیهی آنها از دیگر رشتههای علوم انسانی به عنوان بنیان کار خویش، و نه فقط به صورت افزوده یا نیرویی کمکی به چارچوبهای اصلی رشتهی «تاریخ هنر»، نقد هنری، و غیره، بود. به این ترتیب، کار آنها خصلتی «میانرشتهای» و مبتنی بر «نظریه» به خود گرفت، که این ویژگی تا زمان ما کماکان دپارتمانهای هنر و به شکلی رقیقتر غالب نهادها و مجاریِ تولید، دریافت، و ارزش گذاریِ هنر را به طور کامل تحت سیطرهی خود دارد.
البته برخی از چهرههای نسلهای قبلیِ مورخان، نظریهپردازان و منتقدان هنر نیز از پارهای حوزهها، رشتهها، و گرایشهای نظری خارج از گفتمان و متون هنر تأثیر میگرفتند؛ که در میان آنها سنت جامعهشناسی هنر و فرهنگ، و به طور مشخص گرایش به مارکسیسم، دست بالا را داشت (چنانکه، هرسه چهرهای که پیشتر به آنها اشاره کردیم، مارکسیست بودند ــ هرچند که هرکدام تعریف و «تقسیم وظائف» خاصی میان تعهد اجتماعی و کار حرفهای خود ارائه میدادند). اما نوع مداخلهی رشتههایی چون فلسفه، روانکاوی، نشانهشناسی/زبانشناسی، و دیگر رشتههای نظری در کار این نسل تازه اساساً از گونهی دیگری بود، که این مسئله به نوبهی خود از یکی دیگر از تفاوتهای عمدهی این نسل با نسل پیش نشئت میگرفت، و آن تفاوتِ نوع برخورد آنها با حساسیت یا احساس تعلق یا تعهد «سیاسی» یا «انسانیِ» آنها بود؛ چنانکه بسیاری از چهرههای این نسل در وهلهی اول خود را کنشگری در جهت رهاییِ طبقاتی، جنسیتی، نژادی، استعماری، و…ی انسانها میدانستند که، گویی تنها در وهلهی بعد، از ابزارهای هنر و تاریخ هنر برای پروژهی رهاییبخشیـروشنگریِ خود بهره میگرفتند. و به همین خاطر بود که به عنوان نمونه دو منتقدـنظریهپرداز با گرایشِ، مثلاً، روانکاوانه یا نشانهشناسانه که در دو حوزهی مجزا ــ مثلاً تاریخ سینما و نظریهی فرهنگ ــ کار میکردند، عموماً شباهت خانوادگیِ بیشتری از خود نشان میدادند تا دو چهرهای که یکی به شکل سنتی یا کلاسیک و دیگری به این شکل جدید، رادیکال، یا «انتقادی» به حوزهای واحد میپرداختند (به عنوان یک نمونه، گریزلدا پالاک را از یک سو با ارنست گامبریچ و از سوی دیگر با لورا مالْوِی مقایسه کنید!). این بحث جذاب و گستردهای است که آن را بیش از این ادامه نمیدهیم، و علاقهمندان را برای مطالعهی بیشتر در این باره، به پروندهی «تاریخ هنر جدید» در دو شمارهی نسبتاً قدیمی مجله (شمارههای ۳۷ و ۳۹؛ تابستان و پاییز ۱۳۹۰) ارجاع میدهیم.
اما پروندهای که پیشِ رو دارید، گزیدهای از متون و مقالاتِ یکی از مورخین و نظریهپردازان هنر مهم آمریکایی در دهههای اخیر تشکیل به شما ارائه میدهد، که یکی از مهمترین صداهای (البته حالا دیگر نه چندان) تازه در عرصهی نظریه و تاریخ هنرِ جدید به شمار میآید. ویلیام جان تامس میچل، یا چنانکه مصطلح است، ویلیام جِی. تی. میچل، یکی از چهرههایی است که در دهههای اخیر (مشخصاً از دههی ۸۰ به این سو) با توجهی تازه به تاریخ و نظریهی تصویر، شمایلشناسی، «علم تصویر»، و نسبت میان زبان و تصویر، دست به مطالعاتی گسترده و تعیینکننده در این عرصه زدهاند. البته باید توجه داشت که فاصله گرفتن از صِرفِ «آثار هنری» و گستردنِ عرصهی توجه و مطالعه در تاریخ و نظریهی هنرهای تجسمیـتصویری به کل آنچه عرصهی «دیدنیها» یا «امر بصری» را تشکیل میدهد، یکی از روندهای کلیتری است که در جریان گذار از تاریخـنظریهی هنر «قدیم» به تاریخـنظریهی هنر «جدید» فعال شد، و به طور مشخصتر از دههی ۱۹۸۰ به پا گرفتن برنامههای تحقیقاتی یا رشتهها و خردهرشتههایی چون «مطالعات فرهنگِ بصری» (به عنوان جزئی از «مطالعات فرهنگی») و «فرهنگ بصری» شد. میچل در عین اینکه در این عرصه نیز فعال است و کار او همپوشانیهای زیادی با آن دارد، از نظر توجه خاصی که ویژگیهای درونی و ماهیت تاریخیِ پدیدههای مختلفی که مشخصاً با عنوان «تصویر» شناخته میشوند مبذول داشته، بیشتر ذیل حوزهی «مطالعات تصویر» یا نزدیک به «علم تصویر» (که عمدهی فعالان آن آلمانی هستند) قرار میگیرد، که چهرههای دیگری چون هُرست برِدکَمپ، هانس بلتینگ، و برخی دیگر را که مستقل از او به قلمروهای مشابهی پرداختهاند را نیز شامل میشود.
میچل علاوه بر حوزهی نظریهی تصویر و رسانه (بهویژه رسانههای دیجیتال)، در عرصههای دیگری چون سنت منظرهپردازی، و حتی نظریهی روایت و نظریهی ادبیات نیز کار کرده، و چند دهه است که سردبیری نشریهی کریتیکال اینکویری (پژوهش انتقادی) را که در سال ۱۹۷۴ به وسیلهی جمعی از نظریهپردازان ادبیاتِ دانشگاه شیکاگو -که به «منتقدان مکتب شیکاگو» شناخته میشوند- تأسیس شد برعهده دارد. این نشریه که در عرصههای مختلف نظریهی ادبیات، علوم انسانی، فلسفه، و نظریهی هنر فعال است، یکی از معتبرترین نشریاتِ سنخنمای آن شکل از نقد و نظریهی «انتقادیِ» جدیدی است که در مورد آن سخن گفتیم. میچل خود نیز استاد دپارتمان انگلیسی و تاریخ هنرِ دانشگاه شیکاگو است.

مقالاتی که پیشِ رو دارید از کتابهای سهگانهای برگزیده شدهاند که میچل از اواسط دههی ۱۹۸۰ میلادی تا سالهای آغازین ۲۰۰۰ در زمینهی نظریهی تصویر به چاپ رساند: شمایلشناسی: تصویر، متن، ایدئولوژی، ۱۹۸۶؛ نظریهی تصویر: جستارهایی دربارهی بازنمایی کلامی و بصری، ۱۹۹۴؛ تصاویر چه میخواهند؟: زندگیها و خواستهای تصاویر، ۲۰۰۵.



ما سه مقدمهی این کتابها را که زمینهی مناسبی برای ورود به عرصهی نظریه یا مطالعات تصویر بهویژه از منظر میچل فراهم میکنند، در کنار مجموعهای از مقالاتی قرار دادهایم که به برخی عرصهها و مصداقهای مهمِ نظریهی تصویر و نسبت زبان و تصویر میپردازند. این مقالات از پروندهها و ویژهنامههایی برگرفته شدهاند که در سال ۱۳۹۸ در مجله (حرفه: هنرمند) در مورد حوزهی «زبان و تصویر» کار کردیم. بد نیست اشاره کنیم که پروندهی بحث «زبان و تصویر» در حرفه: هنرمند کماکان مفتوح است و در شمارههای آتی مجله با تمرکز بر چهرهها و مباحثی دیگر آن را دنبال خواهیم کرد.
برای دانلود و مطالعهی مقالهها روی هر تیتر کلیک کنید:
درآمدی بر شمایلشناسی: تصویر، متن، ایدئولوژی/ ویلیام. جی. تی. میچل/ صالح نجفی
زمان و فضا: لائوکونِلسینگ و سیاست ژانر/ ویلیام. جی. تی. میچل/ کتایون یوسفی
درآمدی بر نظریهی تصویر/ ویلیام. جی. تی. میچل/ صالح نجفی
فراتر از تطبیق: تصویر، متن و روش/ ویلیام. جی. تی. میچل/ مهدی حبیبزاده
پیشگفتار: تصویرها چه میخواهند؟/ ویلیام. جی. تی. میچل/ صالح نجفی
فراتصویرها/ ویلیام جی. تی. میچل/ صالح نجفی
نظریه همچون نقاشی: نقاشی انتزاعی و زبان/ ویلیام جی. تی. میچل/ مهدی حبیبزاده
