خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست / از کجا می آید این آوای دوست
آذرماه امسال (۱۳۹۸) در میان اخبار ناگوار و موج ناامیدی، خبر ثبت جهانی دوتار مرهمی بود بر دل دردمند هنردوستان ایران تا امیدوار شویم که هستند افرادی که برای هنر و فرهنگ این خاک میکوشند تا ساخت این فنون شریف و نواخت این سازهای اصیل را در بین اسناد رسمی میراث و سنن جهان پا به جا کنند.
اهمیت این اتفاق علاوه بر بازخورد اقتصادی به واسطهی جذب توریست، در درجهی بالاتر و مهمتر در بازیابی اعتماد به نفس فرهنگی است. تلنگری برای دیدن خود، آن هم در زمانهای که به واسطهی تبلیغات و رسانهها گویی فرهنگ والا را تنها در خانهی دیگری میجوییم. هر چند هنوز هم در ایام تلخی و ناخوشی هستیم با این حال گاه باید اتفاقات خوب را نیز به هم گوشزد کنیم؛ «تو نگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید / تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود بر افروز». بنابراین بر حسب وظیفه دربارهی این اتفاق خوب و این ساز خوبتر، چند سطری را خواهم نوشت.
خانوادهی ساز دوتار پیشینهای چند هزار ساله دارد و میتوان آن را جزو کهنترین سازهای زهیزخمهای به شمار آورد. با این حال از زمان دقیق پیدایش دوتار، اطلاعی در دست نیست، گرچه در حجاریهای دورهی اشکانی نقشی شبیه به دوتار دیده میشود و با توجه به این که خاستگاه اشکانیان در شمال شرق ایران بوده است، وجود خویشاوندان دوتار خراسان را میتوان استنباط کرد؛ اما اولین سند مکتوب بهجاماندهْ رسالهی یعقوب ابن اسحق کندی(۱۸۵-۲۵۶ه.ق) درقرن سوم است که نخستین بار با نام طنبور خراسان از آن یاد کرده است. بعد از این شاید مهمترین اشاره به ساز مردم خراسانِ بزرگ کتاب الموسیقی الکبیر فارابی (۲۵۹-۳۳۹هجری) باشد، در این کتاب نیز نام طنبور خراسان ذکر شده و تمامی اشارات آن به دستانبندی و ساختمان ساز، نشان میدهد که این ساز از خانوادهی دوتار بوده است. البته نکتهی قابل عرض در این جا این است که طنبور (تنبور) و دوتار همخانواده بوده و از لحاظ ساختمان بسیار شبیه هماند. منابع قدیمی چندین بار از طنبور خراسان نام بردهاند ولی مشخص نیست که از چه زمان نام دوتار برآن نهاده شده و یا دوتار به شکل امروزیاش بوجود آمده است.
تصویر تنبور خراسان از کتاب «الموسیقی الکبیر» فارابی
مقام «مشق پِلتان» (یا مشق پیلتنان)، دوتارِ غلامحسین سمندری
خوشبختانه این خانوادهی دوسیمه با وجود همهی بیمهریها در ادوار مختلف با سختجانی به زندگی خود ادامه داده و امروزه در زمرهی مهمترین سازهای زنده در ایران است و در بسیاری از شهرهای شرق و جنوب شرقی خراسان بزرگ از جمله تربت جام، تایباد، بیرجند، قائنات، کاشمر، باخرز، خواف، سرخس، بخشهایی ازافغانستان و حتی ماورالنهر و در شمال خراسان در شهرهای بجنورد، اسفراین، شیروان، درگز، قوچان و نواحی ترکمننشین شمال شرق ایران از جمله استان گلستان و بخش علیآباد کتول همچنین برخی مناطق استان مازندران نواخته میشود و در نواحی مختلف، با اندک تغییراتی در شکل و نحوهی نوازندگی رواج دارد. این ساز اکنون چون بار امانتی در دستان ماست و به قول اخوان:
…اینجاست
تو چون شناسی، این
روح سیهپوش قبیلهٔ ماست
از قتلعام هولناک قرنها جسته
آزرده خسته
دیری ست در این کنج حسرت مأمنی جسته
گاهی که بیند زخمهای دمساز و باشد پنجهای همدرد
خواند رثای عهد و آیین عزیزش را
غمگین و آهسته
اینک چگوری لحظهای خاموش میماند
و آنگاه میخواند
شو تا بشو گیر، ای خدا، بر کوهساران
میباره بارون، ای خدا، میباره بارون
از خان خانان، ای خدا، سردار بجنورد
من شکوه دارم، ای خدا، دل زار و زارون
آتش گرفتم، ای خدا، آتش گرفتم
شش تا جوونم، ای خدا، شد تیر بارون
ابر بهارون، ای خدا بر کوه نباره
بر من بباره، ای خدا، دل لاله زارون…
«مقام ورد اعظم از شاخه های مقام الله، دوتارِ عبدالله سرور احمدی»
در حال حاضر با توجه به مشاهدات عینی و آمار و ارقام میتوان گفت در هیچ دورهای دوتار تا این حد مورد اقبال عموم قرار نگرفته؛ در نتیجه در خراسان فارغ از کیفیت و اصالت سازها به لحاظ کمیت شاهد کارگاههای سازسازی و آموزش نوازندگی فراوانی هستیم. به طور مثال در تربت جام بیش از ده کارگاه ساخت ساز وجود دارد اما از این میان شمار اندکی از کارگاهها از جمله کارگاه استاد حاج حسینعلی غمخوار احمدی، زندهیاد استاد عبداللّه سرور احمدی که به همت پسرش، سعید سرور احمدی همچنان دایر است، استاد اسفندیار تخمکار و… ساز اصیل و با کیفیت میسازند و البته جوانان مشتاق زیادی که سعی در حفظ سنت دارند و در مرحلهی آزمون و خطا و تجربهورزیاند و امیدوارمان میکنند به ادامهی حیات این سنت.
دوتار اگرچه برای هماهنگ شدن با فرهنگ و روح مردمان هر منطقه دستخوش تغییراتی اندک در پردهبندی و ساختمان ساز شده، اما به طور کلی ساختار و شکل ظاهری آن در طول تاریخ تغییر عمدهای نکرده است. علیرغم شباهت کلی انواع دوتار در همهی مناطق اعم از شرق خراسان، شمال خراسان و افغانستان، تفاوتهایی در شکل و اندازه و دستانبندی وجود دارد و انواع آن در محدودهی مرزهای جغرافیایی ایران به «دوتار خراسان» با دو گونهی شمال و جنوب(شرق)، «دوتار ترکمن» و «دوتار مازندران» تقسیم میشود. به طور مثال کاسهی دوتار در شمال خراسان گِردتر و دستهی آن باریکتر است و در شرق خراسان کاسهی آن بادامیتر و دستهی آن کلفتتر است. بخشی از این تفاوتها به خاطر سهولت در نوازندگی و بستگی به شیوهی نواختن ساز دارد؛ بدین معنی که روش نوازندگی این ساز در هر منطقه شکل و ساختمان ساز را تعیین میکند.
در مناطقی که پیشتر ذکر شد استادان بسیاری هستند با رازهای نگفته و نهفته و تجربیاتی منحصر به فرد و ارزشمند، با این حال ما در اینجا برای اعتبار بخشیدن و تأیید مطالب به روایت استاد حاج حسینعلی غمخوار احمدی از سازندگان پیشکسوت استناد میکنیم که با وجود کهنسالی همچنان اسکنه (مغار) بر چوب میزند.
دوتار حاج قربان سلیمانی در آلبوم «شب، سکوت، کویر»
ساخت دوتار
دوتار مانند بیشتر سازهای ایرانی از چوب توت ساخته میشود چرا که این چوب خاصیت آکوستیک دارد و نیز عدهای بر این باورند که صمغ خاصی در چوب توت هست که از آفتزدگی ساز جلوگیری میکند.
درختِ مناسب برای ساز باید بدون آفت باشد؛ در طول عمرش بیآبی و خشکسالیِ زیادی ندیده باشد چرا که مغز درخت توت با بیآبی از درون آسیب میبیند و پوک میشود و این نوع چوب برای ساخت کاسهی دوتار مناسب نیست.
قطر مناسب درخت برای ساخت کاسه باید حداقل بین ۴۰ تا ۵۰ و طول برشها تقریباً ۵۵ سانتیمتر باشد. این قطعات از مرکز به چهار قسمت مساوی تقسیم میشود (به اصطلاح چارشق) و اگر چوب مرغوب و بدون گره باشد، میتوان با این چوب ۴ کاسهی دوتار ساخت.
حاج حسینعلی غمخوار معتقد است بهترین زمان برای برش درخت توت و آغاز ساخت دوتار فصل زمستان است که رطوبت هوا بالاست، چرا که رطوبت از ترک خوردن چوب جلوگیری میکند. با این حال بلافاصله بعد از برش و آماده کردن کاسه آن را زیر پلاستیک میگذارند تا به مرور، طی گذشت چند ماه؛ تقریباً تا خرداد رطوبت چوب به آرامی گرفته شود. بعد از این مرحله یک یا دو تموز باید از زمان ساخت کاسه بگذرد.
کارگاه استاد حاج حسینعلی غمخوار احمدی، عکس از زهرا یوسفی
دسته و صفحه بعد از برشهای اولیه و بدون پرداخت، گاه چند سال در کارگاه رها میشود تا تمام پیچ و تابها و تغییراتی که بر اثر از دست دادن رطوبت اتفاق میافتد را از سر بگذراند. سپس اتصال دسته و کاسهی دوتار در فصل گرم انجام میگیرد. به نظر حاج حسینعلی مهمترین بخش ساز صفحهی آن است که کیفیت صدای دوتار را تضمین میکند. برای صفحه، چوبهایی با خطوط ریز و کم تراکمتر مناسبتر است. حاج حسینعلی میگوید در قدیم برای ساخت صفحه از چوب توت نر(فرق توت نر و ماده در شکل ظاهری نیست، بلکه توت نر میوه نمیدهد) و برای ساخت کاسه از توت ماده استفاده میشده است. اما به دلیل این که توت نر برای رسیدن به صدای مطلوب زمان بیشتری نیاز دارد امروزه بسیار کمتر استفاده میشود. (این توصیه به استفاده از چوبِ توت نر برای صفحه و چوب ماده برای کاسه، یادآور توضیحِ زندهیاد حاج قربان سلیمانی است دربارهی دو سیمه بودن دوتار؛ او اعتقاد داشت یکی از سیمها آدم است و دیگری حوا. یعقوب ابن اسحاق کندی نیز دو سیمه بودن آن را مرتبط با اعتقاد مردم خراسان به ثنویت دانسته. شاید این گفتهی کندی به دلیل رواج آیین مانویت در ماوراءالنهر بوده است. با این حال نمیتوان درمورد این نظریه و صحت آن اطمینان داشت، زیرا منابع و دلایل برای پذیرش یا رد آن کافی نیست).
مقام «پادایرهگی بهاره دختر عمو»، دوتارِ غلامحسین سمندری و صدای ابراهیم شریفزاده
برای ساخت دسته بیشتر از چوب عناب، زردآلو و گاه گردو استفاده میشود. اما استاد غمخوار معتقد است که بهترین چوب برای دسته، چوب زردآلو است زیرا علاوه بر استحکام و استقامت، رطوبت و عرق دست نوازنده را جذب میکند. ولی چوب عناب با وجود استحکام و رنگِ زیبا خاصیت جذب رطوبت را ندارد و باعث بروز مشکلاتی در نوازندگی حرفهای میشود. از دیگر مواردی که در صدادهی ساز اهمیت زیادی دارد اتصال گلوگاه به کاسهی ساز است. حاج حسینعلی میگوید راههای چوب (خطوطی که روی چوب قرار دارد) دسته و صفحه اگر از نظر ریز و درشتی به هم نزدیک باشند وهمچنین همجهت و همسو باشند، صدای حاصل از ساز کیفیت بهتری خواهد داشت.
«مقام سبزه پری، دوتارِ عبدالله سرور احمدی»
دربارهی اندازهی سازِ دوتار اتفاق نظر بر یک اندازهی دقیق وجود ندارد؛ اما درِ دهانهی سازهای استاد غمخوار و زندهیاد سروراحمدی، تقریباً ۲۰ سانتیمتر، ، طول کاسه ۴۲ و طول دسته از سیمگیر تا گلوی ساز ۴۷ سانتیمتر است و عمق کاسه با توجه به تنه از ۱۵ تا ۲۵ سانتیمتر متغیر است. به طور کلی سازهای امروز نسبت به سازهای قدیم کاسهی بزرگتری دارند. در قدیم اندازهی طول کاسه و دسته تقریباً مساوی و هر کدام ۳۷ سانتیمتر بود. اما تغییرات فقط به بزرگ تر شدن کاسه ختم نمیشود. با توجه به ویژگیهای دنیای امروز و سهولت و سرعت در ارتباط که جهان را به سمت همسان و همرنگسازی فرهنگی با الگویی واحد سوق میدهد؛ تأثیرپذیری جوامع گوناگون را از هم نمیتوان نادیده گرفت. ارتباطاتی که به واسطهی برگزاری جشنوارهها، سفرها، فضاهای مجازی و… خواه ناخواه بر تلفیق فرهنگهای مختلف مردم دنیا مؤثر است. موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین گاه میل به همراهی و همنوازی باعث شده که برخی افراد در اولین گام به افزایش پردههای دوتار بیندیشند. برای نمونه در تربت جام، (شرق خراسان) دوتار به شکل سنتی دارای هشت پرده و در قوچان، (شمال خراسان) به شکل سنتی این ساز یازده پرده دارد. با همین تعدادِ پرده، کل مقامهای هر کدام از این مناطق را میتوان نواخت اما امروزه در این مناطق گاه دوتارهایی با سیزده پرده، هفده پرده و حتی بیشتر را شاهدیم و هدف این افراد بیشتر نواختن ملودیهایی فراتر از جغرافیای منطقه بوده است. (به ضرورت این اتفاق در این گزارش نمی پردازیم.)
مقام «بحر طویل»، ساز و آواز از حاج قربان سلیمانی، به همراه علیرضا سلیمانی
حتی در شکل ساختمان ساز هم کسانی پیدا شدهاند که تغییرات اندکی دادهاند. از جمله آقای مرتضی گودرزی از نوازندگان و سازندگان شمال خراسان که علاوه بر پردهبندی شکل و ساختمان سرپنجهی ساز را هم برای سهولت در کوک کردن تغییر دادهاند و نتیجهی حاصله را «دوتار معاصر» نامیدند. (داوری در مورد این نوع نامگذاریها در این گزارش نمیگنجد). استفاده از چوبهای وارداتی و استفاده از لاک الکل برای حفظ ساز از رطوبت از دیگر تغییراتی است که در حال اتفاق افتادن است. تغییر دیگری که باز هم به نظر میرسد محصول این روزهاست، ساختِ دوتارهای ترکهای است. دوتار در اصل سازی است که یکتکه ساخته میشده است، اما امروزه احتمالاً به دلیل خشکسالی و کمبود درخت تنومند توت، و در نتیجه کمبود چوب مناسب ساخت دوتار یکتکه دشوار شده و آفرینندگان این ساز با الهام از سازندگان سهتار و تنبور، دست به آفرینش دوتارهای ترکهای زدهاند. اما این نوع تغییرات شاید مانند جایگزینی سیمهای فلزی امروزی به جای سیمهای ابریشمی سابق، ناگزیر باشند. (طبق نظر حاج حسین یگانه، از بخشیهای شمال خراسان، برای سیم واخوان هشت لا و برای سیم ملودی شش لا نخ ابریشم را به هم میتابیدند، همچنین او عقیده دارد صدای اصیلِ ساز را فقط از تار ابریشمی میشود شنید زیرا ابریشم از جنس خود ساز است و تغذیهی کرم ابریشم فقط از برگ درخت توت میباشد. لازم به ذکر است در حال حاضر آیمحمد یوسفی تنها نوازندهای است که مقامهای شمال خراسان را با تارهای ابریشمی روایت میکند).
کارگاه استاد تخمکار، عکس از زهرا یوسفی
اما استقبال عموم و کمیت کارگاههای ساخت، اگرچه برای بقای ساز ضروری است اما درک و بقای روح این سنت نیاز به شناخت و حساسیت بیشتری دارد. وقتی حاج حسینعلی با وجود این همه ابزار صنعتی و پیشرفت تکنولوژی همچنان کاسهها را با اسکنه میتراشد و زمان زیادی را صرف این فرآیند میکند، بیشک ایمان دارد که این عمل گفتگویی بین ساز و سازنده است که به عمق و اصالتِ صدا کمک میکند. شاید قصه همین است که در این فرهنگ دوتار را شیء نمیپندارند و برایش شخصیتی انسانی قائلند، تا جایی که بر این اندیشهاند که اگر در دست نااهل باشد جواب دلخواهِ نوازنده را نمیدهد و اصطلاحاً قهر میکند. امثال استاد غمخوار آداب ساخت را دلسپردن به زمان و صبوری میدانند. و زندهیاد استاد غلامعلی پورعطایی میگفت که برای درک و لذت توأمان این ساز سه چیز لازم است: زمان و مکان و یاران.
پینوشت:
در نگارش این متن از مشورت و کمک پیمان غمخواراحمدی، محمد سلیمانی، زهرا یوسفی، محسن حسینی و نرگس نسلشاملو بهره بردهام، هرچند در این شرح مختصر توصیف بسندهای از وضعیت کنونی ساخت و نواخت دوتار در کشور ممکن نبود. تحلیل و آسیبشناسی این حوزهی موسیقایی، نیازمند زمان و پژوهشهای میدانی بسیاری است که جز با به میدان آمدن و حمایت استادان و افراد متخصص و با تجربه مسیر نمیشود.
*برای مطالعهی متنی از همین نویسنده با عنوان «پیر زوزَن؛ سفر به شرق خراسان» اینجا را کلیک کنید.





فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.