منصور ضابطیان

بخشی از متن:

میان صدها عکسی که توی هارد کامپیوترم هست و هرکدامشان در گوشه ای ازدنیا انداخته شده سردرگم مانده ام که کدام یک را انتخاب کنم همه عکس ها مال دوران دیجیتالیسم است حاصل یک کلیک درکسری از ثانیه بدون نگرانی نور و تاریکی کدام یک را باید انتخاب کنم دخترکی فقیر را در راجستان هند یا پسرکی خوشبخت راپشت شیشه مک دونالد درلیبسون عکس جای خالی برج های دوقلوی نیویورک را انتخاب کنم یا برج های ال جی رادرسئول این سردرگمی کارم راسخت کرده است توی همین شش وبش عکس قدیمی و عجیب سروکله اش پیدا می شودو مرا با خود میبرد به سال هایی که انگارهمین دیروز بوده اند روز گرفته شدن عکس را یادم می آید زمستان بودو با پدرم رفته بودیم کسی را به فرودگاه مهرآباد برسانیم دربازگشت به اصرارمن رفتیم وسط میدان شهیاد آن سال ها پدرهوس عکس گرفتن به سرش زد عکاس‌های پولاروید به دست همه جاحاضر بودند جادوگرانی درآغاز انقلاب عکاسی با آن فیلم ها و کاش هایشان و با آن فلاش های مکعبی چهارخانه آنها پدربزرگان ناتنی دوران دیجیتال بودندمیگویم ناتنی چون نمی توان آنها را تنی نامید که تکنیکشا ن چیز دیگری بود و می گویم پدربزرگ چون آنان آغاز عکاسان امروز بودند که می توانستند خاطره‌ات را چند لحظه بعد نشانت دهند.
تاریخ پشت سر عکس می گوید عکس در۲۸ بهمن ۱۳۵۶ گرفته شده.۳۵۹ روز پیش از پیروزی انقلاب از سه نفری که در عکس هستند پدرسال هاست زیرخروارها خاک آرمیدهروحش شاد.من پسرک موچتری دیروز حالا روزنامه نگاری کم موهستم امانفرسوم همچنان استوار و پابرجا مثل همان عکس۳۲سال پیش است.سالی نگذشت که نامش عوض شد و چه تصویرها که ندید و چه تصویرها که نمی بیند.

۰ دیدگاه

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

ارسال دیدگاه

سبد خرید ۰ محصول