
اصطلاحات هنری به انگلیسی | واژگان تخصصی برای ترجمه و مقالهنویسی
اصطلاحات و واژگان هنری به زبان انگلیسی، منبعی ضروری برای پژوهشگران، مترجمان و دانشجویان هنر است. اگر در حال نگارش مقاله، ترجمه یا تحقیق هنری به زبان انگلیسی هستید، این لیست میتواند ابزار مفیدی برای افزایش دقت و کیفیت متن شما باشد.
در این صفحه، مجموعهای بهروز و گسترده از اصطلاحات تخصصی هنر به انگلیسی گردآوری شده که حوزههای مختلف هنری را پوشش میدهد. این واژگان به صورت دستهبندیشده در اختیار شما قرار گرفته و بهمرور زمان نیز کاملتر خواهد شد.
شما چه اصطلاحاتی را کمیاب یا جاافتاده میدانید؟
نظرات و پیشنهادهای خود را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید تا این مرجع با کمک شما کاملتر شود.
- اصطلاحات و لغات کاربردی هنری به انگلیسی
- اصطلاحات نقاشی، طراحی و چاپ دستی به انگلیسی
- اصطلاحات خوشنویسی به انگلیسی
- اصطلاحات عکاسی به انگلیسی
- اصطلاحات مجسمه سازی به انگلیسی
- اصطلاحات گرافیک و تصویرسازی به انگلیسی



فرم و لیست دیدگاه
۱۳۸ دیدگاه
Fabulous, whaat a weblog it is! This weblog gives valuable facts to us, keep it up.
واژه تزیین، ornament, واژه decoration, چیدمان این دو باید از هم تفکیک میشدند!
درود بر شما : بسیار مفید و جامع است ، با سپاس یکی از ارادتمندان شاد و تندرست باشید با آرامش و آسایش
بسیار عالی و کارآمد بود برای بنده . لطفا اگر دیگشنری مخصوص هنر و گرافیک سراغ دارید معرفی نمایید . بسیار سپاسگزارم .
خیلی خفن بود دمتون گرم
به نظر من اصطلاحات هنری گرافیک در اینجا خیلی کم بهشون پرداخته شده. گرافیک اصطلاحات زیادی داره که به انگلیسی هستند و جاشون اینجا خالیه.
عالی ومنحصربفرد
الان من گیج شدم. کیوریتور با مدیر پروژه فرق میکنه درسته؟ پس مدیر پروژه توی نمایشگاه های بزرگ به چه کسی میگن؟
درباره اصطلاح کیوریتور میخواستم منم اظهارنظری داشته باشم. به نظر من شخص کیوریتور در ایران مقداری دور از آنچه که باید باشد، هست. منظورم اینه که درسته کیوریتور در سطح جهانی به شخصی که نمایشگاه رو گردآوری کرده و به اصطلاح همون «نمایشگاه گردان» هستش گفته میشه، اما چیزی که من توی ایران دیدم، شخص کیوریتور نمایشگاه رو گردآوری نمیکنه و صرفا آثار رو توی فضا چیدمان میکنه!!
من با معادل نمایشگاهگردان به جای کلمه کیوریتور خیلی موافق ترم. کیوریتور خیلی اصطلاح گنگی هستش برای ایرانی ها و خیلی ها در وحله اول اصلا متوجه نمیشن که یعنی چی و وقتی پایین عنوان یک نمایشگاهی که توی ایران برگزار میشه نوشته میشه کیوریتور، اکثرا نمیدونن که یعنی چی. اما اگه نوشته بشه نمایشگاهگردان تقریبا همه متوجه میشن که منظور چیه.
کیوریتوران در دنیای هنر معاصر نقش بسیار مهمی دارند. آنها به عنوان جامعهسازان هنری عمل میکنند که اثرات هنرمندان را بر روی جامعه و فرهنگ مورد بررسی قرار میدهند و میتوانند تأثیرات عمیقی بر تفکرات جامعهای داشته باشند. علاوه بر این، کیوریتوران میتوانند بستری را برای بحث و گفتگو درباره موضوعات فرهنگی و اجتماعی ایجاد کنند.
در قسمت اصطلاح ضد هنر به هنری به نام هنر کینتیک اشاره کردید. ممنون میشم اگه معنی این اصطلاح هم به لیستتون اضافه کنید .. واسه من سوال شد که چیه.
تا جایی که من میبینم این فهرست اصطلاحات هنری یک مقداری قر و قاطیه. درسته که رشته ها رو جدا کردید و خیلی هم خوبه اما همه جور کلمه در کنار هم اومدن مثلا ابزار کار هنری در کنار یک اصطلاح پژوهشی هنری در کنار یک روش اومده و یکمی کار با فهرست رو سخت میکنه
به نظر من اصطلاح استیتمنت جای بحث داره. لغت بیانیه هنری بیشتر برای مانیفست هنری استفاده میشه و نمیشه برای استیتمنت هم استفادش کرد. اینکه اکثر پلتفرم های هنری همون لغت استیتمنت رو استفاده میکنن به نظرم کار درستیه. میشه براش معادلهایی مثل گفتار هنرمند یا شرح هنرمند استفاده کرد.
اتاقک روشن | Light Chamber خیلی برام عجیب بود . ممنونم بابت سایت
خیلی عالی بود . فقط کاش در مورد ( تصویرسازی پزشکی | Medical ) یکم بیشتر می نوشتید.
همه چی خیلی عالی توضیح داد شده دوست داشتم در مورد (استودیو عکاسی، آتلیه عکاسی | Photography Studio: ) بگم که از قرن هجدهم به بعد وسیله ای بود در دست نقاشان برای طراحی صحیح از روی طبیعت .
سلام و خسته نباشید . با اصطلاحات مجسمه سازی خیلی حال کردم ممنونم ازتون فقط ای کاش یکم کاملتر بودن
سلام . ممنونم بابت صحفه خوبتون . اولین بار بود با اصطلاح ( انجمن هفت و پنج | Seven and Five ) برخوردم و خیلی برام جالب بود .
میشه برای تعریف بهتر واژه مونوکروم | Monochrome این را هم اضافه کرد ( به تونالیته های مختلف یک رنگ گفته میشود که سایه های روشن تر و سایه های تیره تر از اون رنگ که با ترکیب از رنگ سیاه و یا رنگ سفید بوجود می آیند )