در این روزهای جنگ میان ایران و اسرائیل، آن‌چه بیش از هر زمان دیگری در خط مقدم روایت‌های تصویری ایستاده، نه حضور عکاسان حرفه‌ای با دوربین‌‌های گران‌قیمت و تجهیزات پیشرفته عکاسی و فیلم‌برداری که موبایل‌هایی در دست مردم عادی‌ است. شهروندانی که در شهرهای بمباران‌شده یا مناطقی که با موشک مورد حمله قرار می‌گیرند، بی‌آنکه عکاس حرفه‌ای باشند، ثبت‌کننده صحنه‌هایی‌ هستند که رسانه‌های رسمی و عکاسانشان به آن دسترسی ندارند و یا اجازه عکاسی و بازتاب آن را پیدا نمی‌کنند؛ مساله ای که البته جای تامل بسیار دارد.

در این شرایط که عکاسان حرفه‌ای از میدان جهنمی جنگ به بیرون رانده شده‌اند و اندک تصویری از یک عکاس و یا رسانه‌ رسمی منتشر می‌شود، تصاویر و ویدیوهای موبایلی از اصابت موشک‌ها و ریزپرنده ها به مناطق مسکونی، واکنش مردم و پیامدهای انسانی انفجارها در شهرهای مختلف ایران، تبدیل به منبع اصلی اخبار شده‌‌اند. این محتواها با سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند و گاه پیش از محتوای رسمی هر رسانه‌ای، توجه جهانی را جلب می‌کنند.

موبایل‌ژورنالیسم مرز میان تولیدکننده و مصرف کننده خبر را محو کرده و جنگ ایران و اسرائیل آیینه تمام نمایی از این حضور است؛ جایی که به عنوان یک عکاس مستقل تقریبا اجازه عکاسی از این اتفاقات را ندارم اما می‌بینیم که موبایل به دستان حاضر در صحنه‌ به ثبت و ضبط وقایع می‌پردازند و محتوای خود را در کسری از ثانیه در فضای مجازی منتشر می‌کنند. (چه خوش که این کار انجام می شود)

البته که این قدرت نفوذ و اثرگذاری تصاویر موبایلی شهروندان، چالش‌هایی نیز در پی دارد. تصاویری که اغلب بدون راستی‌آزمایی منتشر می‌شوند، فاقد زمینه دقیق‌اند و گاه در جنگ روایت‌ها مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. در جنگی که رسانه‌ها نیز بخشی از میدان نبردند، شهروند-عکاس نقشی حیاتی در بیان واقعیت‌ها و ثبت آن دارد اما بدون حمایت، آموزش و رعایت اصول اخلاقی، این روایت‌ها ممکن است به سلاحی علیه حقیقت بدل شوند و اینجاست که شاید اهمیت حضور عکاسان حرفه ای برای ثبت و ضبط دقیق و انتشار درست دوچندان می‌شود؛ اتفاقی که شاید آنطور که باید رخ نداده است.

این جنگ نشان داده که موبایل‌ژورنالیسم دیگر یک پدیده حاشیه‌ای نیست و زمان آن رسیده که رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی و نهادهای خبری، آموزش و حمایت از موبایل‌ژورنالیست‌ها را به رسمیت بشناسند. در عصری که هر گوشی موبایل یک رسانه‌ است، مسئولیت حرفه‌ای بر دوش هر کسی است که تصویر می‌گیرد و آن را به جهان مخابره می‌کند.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ثبت وقایع جنگ و حملات اسرائیل به ایران و آنچه در این روزهای سخت در حال رخ دادن است، مسئولیتی است که شهروندان در سراسر کشور به خوبی در حال انجام آن هستند؛ مسئولیتی که شاید پاسخی به تاریخ و برای ثبت در تاریخ باشد اما نباید فراموش کرد که حذف عکاسان حرفه‌ای از میدان و فقدان نگاه حرفه‌ای در صحنه جنگ، تبعات بلندمدتی برای آرشیو بصری این بحران در دل تاریخ خواهد داشت.