در کتاب دوم از مکالمۀ «قوانین» (𝟨𝟧𝟨d-e) که آخرین اثر افلاطونِ سالمند به شمار میرود، هنگامی که غریبۀ آتنی در انتقاد از پایدیای یونانی در دولتشهرهای عصر کلاسیک، شکایت میکند که اینک، معالاسف، هر مولف و آهنگسازی، در تعلیم ریتم، لحن و اشعار مورد نظر خود به کودکانِ عضو همسرایان، به میل خود، و بر خلاف مصالح جامعه، آزادی کامل دارد؛ در عین حال، زبان به ستایش از شیوۀ تعلیمِ هنر در مصر میگشاید که در آن، به گفتۀ او، ده هزار سال است (و افلاطون از زبان غریبۀ آتنی تأکید میکند که منظورش ده هزار سال به معنی واقعی کلمه است و نه صرفاً یک اغراق زبانی) که همواره آثار هنری یکسانی تولید میشود؛ چه نقاشی و چه نقشبرجسته، آن چه در هزاران سال گذشته ساخته شده است همواره نه بهتر و نه بدتر از آن چیزی است که امروز بنا میشود، چرا که قواعد هنری ثابتی در تمام این دوران اعمال شده است. به نظر افلاطون، مصریان وقتی فهمیدند که جوانان باید چه قواعدی را به عنوان قواعد خوب بیاموزند، فهرستی از این قواعد را تألیف کرده و در معابد نمایش دادند. نقاش یا هر هنرمند دیگری که قصد داشت حرکات بدن را بازنمایی کند، مقید به این فرمها بود و هرگونه تغییر و ابداع خارج از این چارچوب سنتی، ممنوع شده بود. این گفتگو، به هماناندازه که دربارۀ...
فرم و لیست دیدگاه
۱ دیدگاه
متن جالب و پرباری بود