در روزها و شبهایی که از زمین و آسمان صدای مرگ میبارد، و سالهاست به روشهای مختلف هرگونه عاملیتی برای تعیین سرنوشت از ما سلب شده است، و احساس میکنیم حیات و ممات ما در اختیار مردانیست که ذرهای درک و دغدغه ما یا حتی دغدغهای انسانی ندارند و در زمانهای که راههای ارتباطی جدیدی که به آنها خو کرده بودیم قطع شده است، ما چه میتوانیم بکنیم؟
در روزهای آخر امکان دسترسی به شبکههای اجتماعی بسیاری از ما تجربه کردیم که گویی اجازه داشتن فکر و نظر مستقل ممکن نیست. ساختار شبکههای اجتماعی در عین حال که به نظر دموکراتیک میآید، امکان ظهور دیکتاتوری جدید و پیچیدهای را پدید آورده است که خوشبینانهترین نتیجه آن تحمیل فکر و اراده تودهای جمعیت است بر فرد و نتیجه گیری بدبینانه تحمیل اراده و فکر قدرتهاییست که این پلتفرمها را طراحی و مدیریت میکنند. تهدید روزانه فکر فردی و مستقل در میانه اجتماعی که به حد نهایت دو قطبی شده، هر ایده مستقلی را مجبور به سکوت کردهاست. تا فقط شنونده صدای هیاهوی از خیابان و انفجار از آسمان باشیم. امروز همه تجربه کردیم که خبر دیگر گزارهای برای اطلاع از واقعیت نیست؛ خبر، رگبار گزارههاییست که قدرت بر ذهن ما میبندد تا در نهایت آنگونه فکر کنیم که او میخواهد. آنگونه احساس کنیم که او میخواهد
در چنین شرایطی و از نگاه ما کنش معنی دار، زنده نگه داشتن ارتباط انسانی و اجتماعی و بازگشت به گفتگو و ارتباط کلامی مستقیم است. تلفن را برداریم و چند دقیقه برای یک دوست وقت و انرژی صرف کنیم و از حال هم خبردار شویم و در صورت امکان ملاقاتی حضوری ترتیب دهیم و به گفتگو بنشینیم. و در هر گفتگو راهی بیابیم برای پشتیبانی یا حداقل همدلی با یک آسیب دیده و اینگونه جامعه را دوباره و از نو، از پایینترین سطحش بسازیم؛ از روشهایی ست که پیشاز پدیدآمدن شبکههای اجتماعی جدید، راه ارتباطیمان بود.
در چنین شبهایی، بداهت این موضوع نباید مانع گفتن دوبارهاش شود؛ دعوت به ایستادن بر نقطهای از امر مشترک که در آنجا «جان ایرانیها» و «سرزمین ایران» عزیزتر و مهمتر و بالاتر از هر کینه و تصفیهحساب و ایدئولوژی باشد. ایستادن و تأکید کردن روی ساده ترین سطوح درک و احساس و ارتباط انسانی؛ زنده کردن شبکه های خرد و سادهی دوستی و خانوادگی و پشتیبانی از آسیب دیده ها، برای ساختن دوبارهی «همدیگر».

فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.