چرا در هنر معاصر اهمیتِ «مهارت»، دستورزی و استادکاری کمرنگ شد تا جاییکه این مفاهیم در جریانهای هنر آوانگارد همچون خصایصی تاریخگذشته و دِمُده کنار گذاشته شدند؟ هنرجویان در دانشگاههای هنر، اغلب به دنبال «ایده»های تازهاند، میخواهند زبان شخصی و ترجیحاً بیهمتا داشته باشند و زیر بار مهارتهای سنتی نروند. این ذهنیت از چه زمانی شکل گرفت؟ اساساً ریشهی دوگانهسازی بین «ایده» و «اجرا» (یا «نظر» و «عمل») در کجاست و تاریخ جدایی آنها، که منجر به نزول مهارت و ارتقای ایده شد، را چگونه میتوان روایت کرد؟ و در نهایت میتوان هنوز از مهارت دفاع کرد؟
این گفتوگو به دنبال پروندهای شکل گرفت با موضوع «آرت و کرافت» که در آن به نسبت بین هنر نوگرا با مفهوم استادکاری یا مهارت اندیشیدهایم. مقالهی اول این مجموعه، با عنوان «دربارهی کیچ و کرافت» را مهدی نصراله زاده نوشت که در بخش هنر جهان سایت ما منتشر شده و در ادامه ایمان افسریان مقالهی «ای کاش آرت را ترجمه نمیکردیم» را نگاشت که در آن نکاتی را دربارهی نسبت هنر ایران با مفهوم غربی آرت بیان کرد. در آینده نیز ویژهنامهای دربارهی این موضوع چاپ خواهیم کرد.

فرم و لیست دیدگاه
۱۲ دیدگاه
عالی بود
گفت و گوی مفید و سودمندی بود . ممنون از زحمات دوستان
ممنون هم برای غنای متن و هم توجه به زیبایی شناسی در فرم ویدئو.
دیدن این گفتگو مایه دلگرمی من بود به عنوان کسی که با هنر دست و پنجه نرم می کنم و دغدغه بهره گیری ازامکانات هنر گذشته درعین داشتن فردیت هنری در دنیای معاصر را دارم، این گفتگو برای من یک هوای تازه را در بر داشت که مسیری را که می روم درست است. سپاسگزارم از شما.
به نظر میاد شاید شایستهتر بود در انتهای بحث، این مفهوم روشن میشد که جایگاه هنر اجتهادی، تعلیمی و کاربردی چه تفاوتهایی با هم دارند. دست کم این مغلطه و خطای شناختی از ساحت هنر، تا حدودی روشنتر میشد. من فکر میکنم نتیجه گیری بهتری بود.
گفتگوها و پستهای بعدی ما در این موضوع را دنبال کنید، امیدواریم که به دغدغههای شما هم پاسخ داده شود.
چرا انقد طفره میرید چرا کسی نیست بتونه یه اثر رو با منطق درونی خود اثر بررسی کنه و خیلی واضح و روشن بگه چی هنره چی نیست ؟ این که یسری دلال برای خودشون نرخ تعیین میکنن چه ربطی به هنر داره ! مشکل از اونجایی شروع میشه که یه عده به زور میخوان چیزی رو به عنوان هنر، به ما تحمیل کنن که نه روح هنر می پذیرتش نه طبیعت انسان . چرا باید به خودمون دروغ بگیم . توی دنیایی که همه چیز در حال بازتولیده مگه چیزیم از هنر مونده که شما هنوز دارید راجب ارزش گذاری بحث می کنید
سلام و دستتون درد نکنه و خسته نباشید.... بینهایت عالی بود بحث، چالشی که امروزه اکثراً باهاش درگیرند، لطفا اینچنین گفتمانهایی رو با این فرمت تصویری ادامه دهید و همچنین از آقای نصرااله زاده بیشتر استفاده کنید چون بینهایت آدم باسواد، پر و خاکستری هستند و به نظرم در نقطه ی دقیق و درستی از هنر و بخصوص هنر معاصر ایستادند ، بازم سپاس... ، و یک سوال: نمیشه ویدیو رو دانلود کرد؟
سلام و تشکر از نظر شما دوست عزیز. در صورتی که Internet Download Manager را در سیستم خود داشته باشید، ویدئو قابل دانلود کردن است. راه دیگر آن است که وارد آپارات شوید و ویدئو را از آپارات دریافت کنید.
من در کل با شما هم رای هستم ولی سوالی که پیش میاد اینه که اگه خیلی به وجه فنی و مهارتی هنر تکیه کینم و معتقد باشیم هنرمند باید فقط در حد انجام دهنده سفارش باشه، آیا باعث نمیشه کسانی با افکار ارتجاعی و فاشیستی اون رو آلت دست قرار بدن و سوارش بشن و چیزی رو ازش بخوان که به سود منافع شخصی خودشون و حزب و گروهشون باشه؟
سلام، از نظر بنده روش های آموزش سنتی و تقلیدی که مبتنی بر آموزش استاد و شاگردی است باعث از بین رفتن خلاقیت در هنر جویان میشود و نیاز به بازنگری جدی در این زمینه احساس میشود. سپاس
سپاس از تلاش و توجهتون بحث هنر و توانمندی اجرا در هنرامروز بسیار اهمیت دارد و همینطور که در اینستاگرام کامنت گذاشته ام میگویم که همین قدر که ایده در هنر امروز اهمیت پیدا کرده اجرا و ارائه هم مهم است و جای خالی ان بسیار دیده میشود....ذهن و دست یک همپوشانی دارند برای مثال چگونه میشده یا میشود داوینچی فکر کند و شخص دیگری بتواند عمق تفکر او را با تمام جزییات و حساسیت ذهنی او بازنمایی کند ..چرا که بدون شک ذهنیت داوینچی تکیه بر توانایی اجرایی او دارد ..بدون شک به چیزی اندیشیده که میدانسته که میتواند ان را قابل روئیت کند و به اجرا بیاورد..چنین مثالهایی فراوان هست..ایا امروز یک دستگاه پرینت سه بعدی شعور درک احساس متریال را در هنگام انجام کار دارد ..رفتار هنرمند با متریال یک از اصلی ترین نکات در حین اجرا است برای انتقال ظریف ترین احساس ها .. و نفی نیاز به اجرا کردن از سوی هنرمند فرار از ناتوانی و عدم درک عمیق موضوعی است که به ان فکر کرده 📌(ایده ) مفاهیم انسانی در قالب تولیدات صنعتی قابل ارائه نیستند.. با سپاس