نمایشگاه «شیوهی چشم» از پیمان هوشمندزاده دربارهی شخصیتی است که در عکاسی ایران هم موضوع است و هم عامل شناختی رسانه؛ نمیتوان به عکسها نگریست و بدون در نظر گرفتن شخصیت عکاسی شده آن را سنجید. عنوان، نگرش طنازانهی پیمان هوشمندزاده در ادبیات و عکاسی را نشان میدهد؛ «شیوهی چشم» هم شیوهی چشمی است که به موضوع مینگرد (نگاه هوشمندزاده) و هم شیوهی چشمی است که شیوهی نخست را پرورده و اکنون خود به موضوع تبدیل شده است (نگاه بهمن جلالی و تاثیرگذاری آن).
هرچند صحبت از تاثیرگذاری بهمن جلالی در عکاسی ایران بر هیچ کسی پوشیده نیست، اما ما او را نخست با عنوان آموزگار عکاسی میشناسیم، مسئلهای که سبب ایجاد این مجموعه عکس شده است. رابطهی هوشمندزاده و جلالی در فضای رسمی دانشگاه ابتدا به عنوان استاد و شاگرد شروع شده – شاگردی که هنوز در میان جستجوهای عکاسانهاش آموزگارش را میجوید- و پس از آن در هئیت دوستیای نزدیک در آمده است. جستجوی عکاسانهی هوشمندزاده را میتوان به دو شیوه به بهمن جلالی نسبت داد؛ نخست شیوهی نگریستنِ او در مقولهبندی عکاسی مستند کلاسیک است که در طی سالیان متمادی تحت تاثیر بهمن جلالی شکل گرفته، و میتوان نمودِ آن را در مجموعههای «قهوهخانه»، «کافه شوکا» و دیگر پروژههای از این دست او دید؛ و دوم در مجموعهی مذکور و با عکاسی از شخصِ بهمن جلالی.
هوشمندزاده بیگمان هیچگاه در زمان عکاسی تصور نمی کرده که روزی پرترههای جلالی را به نمایش بگذارد؛ اینکه عکسها در بازهی زمانی نامشخصی گرفته شدهاند گواه این امر است؛ پیوستگی عکسها تنها در سوژه آنهاست، اما میتوان آنها را به دو دسته تقسیمبندی کرد؛ هوشمندزاده در دستهی نخست جدیت، صلابت و تأنی آموزگارش را عکاسی کرده، همانگونه که در کلاس و دنیای عکاسی بوده است؛ گویی پیشداوری و شیفتگی او به موضوعْ نگاهش را تحتتاثیر قرار داده است؛ در دستهی دوم بهمن جلالی به مثابه موضوعی شخصی (دوستِ نزدیک) دیده میشود و هوشمندزاده در تلاش بوده تا جنبههای زیست شخصی او را نشان دهد.
در یکی از عکسهای رنگی نمایشگاه، بهمن جلالی از ورای یکی از عکسهای خودش عکاسی شده است؛ منظورم عکسیست از مجموعهی «صور خیال» که بر روی آینه چاپ شده. این عکس نمودی از جنبهی آموزگارانهی جلالی است، با دوربینی که در دست دارد و ژست معلموارش، گویی در حال توضیح عکاسی و آپاراتوس آن برای شاگردانش است. حضور بهمن جلالی، بخشی از اثرش و دوربینی که در دست دارد مصداق دستهی نخست در نگرش هوشمندزاده است؛ آنجایی که عکاس، موضوعش را به واسطهی علاقهی مشترک خود و آموزگارش -رسانهی عکاسی- نشان میدهد.
دستهی دوم عکسهای هوشمندزاده مخاطب را ترغیب میکند تا در تصورات از پیش تعیینکنندهی خود در مورد موضوع تجدید نظر کند و بخشهایی از زندگی جلالی را ببیند که عاری از شخصیت عکاس یا آموزگارانهی اوست؛ جلالیای که در حال کشاورزی است، با چنگگ در دست و روفتن علفهای هرز، یا جلالیای که با پیشبند نارنجی در حال مهماننوازی است.
این دسته از عکسها عموماً مخاطب را به این شوق وا میدارد که شخصیت پیشتاز عکاسی ایران را در فضایی خارج از دنیای عکاسی، در حالاتی ببیند که انتظار آنها را نداشته است. پیشتر هر کجا نامی از جلالی شنیده است یا پیرامونِ از عکسهای او بوده و یا دربارهی شخصیت آموزگارانه و تأثیر مستقیم آن بر روی دو نسل از عکاسان بوده است. اما عکسهای هوشمندزاده گسلی میان امر خصوصی و امر عمومی ایجاد کرده و لحظاتی از زندگی وی را به ما نشان میدهد که تا کنون دیده نشده است؛ بدیهی است که چنین موضوعی فارغ از کیفیت هنری خودِ عکس در نزد مخاطبی که با شهرت بهمن جلالی آشنا است جالب توجه است.
ساختار عکس و قرارگیری موضوع در تعدادی از عکسهای این دسته به گونهای است که قواممندی آنها به لحاظ کیفیات دیداری عکاسی بهتر از دیگر عکسها مینمایاند. عکسی سیاه و سفید بهمن جلالی را در حالتی تکیده و خسته نشان میدهد؛ با لیوان چای و سیگارش، با نگاه آرامی که در مرکز قاب به دوربین دارد. در این عکس هوشمندزاده مخاطب را فرا میخواند تا به فضای شخصی آموزگارش قدم بگذارد. این عکس بازنمودی از خودِ بهمن جلالی است، در فضایی تنها و صمیمیتی که ژست او دارد؛ این عکس از مرزهای یک پرترهی معمولی فراتر رفته و در قلمروی امر خصوصی نیز قدم بر میدارد. چرا که این بخش از زندگی بهمن جلالی مختص به فضایی دو نفره است که میان این دو دوست در جریان است. ارتباط این فضا با جهان عکاسی تنها همان عکسی است که هوشمندزاده از دوست و آموزگارش گرفته؛ و این مسئله خود نقطهی قوت عکس است.
در طبقهی بالای گالری هوشمندزاده گزیدهای از عکسهای بهمن جلالی از «ماهیگیران جنوب» را به نمایش گذاشته است. جلالی میگفت که «عکاس کسی است که بتواند با مهارت، شعور و فرهنگ و هنر را با علم (مکانیسم دوربین عکاسی) تلفیق کند، چرا که میل کردن به سوی هر کدام از این دو مورد به تنهایی کارساز نیست» این نقل قول از خود او ما را با ذهنیت او نسبت به عکاسی آشنا میکند؛ و میتواند درگاهی باشد برای خوانش عکسهای خود او و به تبع آن عکسهای پیمان هوشمندزاده. جلالی در عکاسی خود بر آن بوده است تا موضوعی فرهنگی را با زیباشناسی رسانهی عکاسی در هم آمیزد و تصویری خلاقانه از موضوع به دست دهد. در این عکسها نیز این موضوع صدق میکند. او نگاهی پیچیده به موضوعی فرهنگی در جنوب ایران ارائه میکند و در آن نگاه سعی دارد تا ابزار و اجزای فرهنگ ماهیگیری را به گونهای عکاسی کند تا هم اهمیت آنها را نشان دهد و هم اهمیت مردمان ماهیگیر را.
بر خلاف بیشتر عکسهای هوشمندزاده که موضوع را در مرکز قاب عکاسی میکند و نگاهی عموماً خنثی به موضوع دارد، استفادهی جلالی از دوربین ۱۳۵ میلیمتر بیشتر با منطق پویای آن در ارتباط است. او دوربین را در زاویهدیدهای نامتعارف قرار میدهد و عکس میگیرد. به این واسطه عکسهای جلالی حاوی پیچیدگیهای دیداریای هستند که آن را مختص به خود میکند.
قرارگیری دو نمایشگاه عکس یکی از بهمن جلالی و دیگری دربارهی بهمن جلالی در کنار یکدیگر مخاطب را به تأمل وا میدارد تا در مورد او و «شیوهی چشمی» که پرورانید بیاندیشد.







فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.