موزه هنرهای معاصر تهران توان آن را دارد که به یکی از نهادهای مهم فرهنگی در حوزه هنرهای تجسمی بدل شود. هدف اولیه این نهاد که در سال ۱۳۵۶ افتتاح شد خرید و گردآوری آثار تجسمی مدرن و روزآمد جهان و نمایش آن‌ها به صورت یک موزه دائمی بود. به همین منظور در آن سالها مجموعه‌ای از آثار هنر مدرن جهانی خریداری شد و گنجینه با ارزشی در مالکیت موزه قرار گرفت که اکنون هم اعتبار جهانی و هم ارزش مادی آن افزایشی قابل توجه پیدا کرده است. اما متأسفانه هدف اصلی چنین موزه‌ای در سال‌های بعد محقق نگردید و موزه هنرهای معاصر تهران در عمل به صورت یک گالری بزرگ برای نمایش‌های کوتاه مدت و بعضاً سفارشی و فاقد کیفیت در آمد.

شایسته است با برنامه‌ریزی مدبرانه این نهاد با ارزش و بی‌همتای ایران به یک موزه واقعی هنر مدرن– یعنی محل دائمی نمایش آثار یک دوره‌ مشخص از هنر جهان و پژوهش‌های مرتبط با آن- تبدیل شود.


* گنجینه موزه در اصل به هنر مدرن اروپا و آمریکا تا دهه هفتاد میلادی (یعنی از امپرسیونیسم تا پاپ آرت و مینیمالیسم) اختصاص داشته است. حال آنکه اکنون بعد از گذشت نزدیک به چهل سال و ظهور جریان های هنری تازه، این گنجینه دیگر معاصر محسوب نمی‌شود. بقای نام «موزه هنرهای معاصر تهران» مستلزم آن است که گنجینه آن با نمونه‌های تازه‌ای از هنر معاصر جهان به روز شود. در غیر این صورت، منطقاً باید نام آن به «موزه هنر مدرن» تغییر یابد.


* کتابی از بخشی از گنجینه موزه به صورت ناقص منتشر شده است. لازم است مجموع آثار موجود در انبار از جمله آثار تاریخ عکاسی با تصاویر، مشخصات کامل و اسناد مربوط جهت تسهیلِ کار محققین و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی به شکل کاتالوگ و در تارنمای موزه منتشر شود.


* از آنجا که تا کنون نحوه نگه‌داری این گنجینه نگرانی‌های بسیاری به وجود آورده است پیشنهاد می‌شود آثار تحت نظر کارشناسان حرفه‌ای در صورت لزوم مرمت و آماده نمایش دائمی گردند. همچنین با مشاوره با متخصصان موزه‌داری داخلی و خارجی بر اساس استانداردهای روز جهانی، پُرُتکلی لازم‌الاجرا برای تمام مراحل حفظ و مرمت و عکاسی و حمل و نقل و امانت دادن آثار تدوین شود. چرا که بی‌توجهی به قوانین جهانی حفظ و مرمت آثار هنری ارزش و اصالت و اعتبار گنجینه را به خطر انداخته است. از این رو لازم است امکان آموزش تخصصی حفظ و مرمت آثار مطابق با استانداردهای روز جهانی فراهم شود.


* این موزه در مقیاس جهانی موزه کوچکی به شمار می‌رود. امکانات آن از جمله انبار، کتابخانه، سینما تِک، بخش عکاسی و تجهیزات نگه‌داری نیز متناسب با گنجینه‌ی اولیه آن طراحی شده‌اند. با توجه به این واقعیت که هویت این موزه از گنجینه هنر مدرن آن سرچشمه می‌گیرد منطقاً باید سالن‌ها و امکانات آن به نمایش دائمی و معرفی همین مجموعه اختصاص یابد.


* در پی چنین تغییر و تحولاتی در کارکرد موزه هنرهای معاصر تهران، ضروری‌ست موزه‌ای اختصاصی برای معرفی هنر دوران جدید ایران تأسیس شود.


* در سازماندهی تخصصی موزه‌داری برای مدیریت آثار گنجینه و نمایش‌های موقت، لزوم تشکیل گروه‌های مشاور و متخصص در هر یک از رسانه‌های هنرهای بصری احساس می‌شود. مسئولیت این مشاوران و هنرشناسان متخصص، راهنمایی و نظارت بر نمایش دائمی آثار گنجینه و برگزاری نمایش‌های موقت است. با برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت می‌توان بخش محدودی از فضای موزه را به نمایش موقت و تبادل آثار مرتبط با اهداف موزه تخصیص داد. چنین فعالیت‌هایی باید طبق قواعد و قوانین مرسوم جهانی برنامه‌ریزی و از قبل اعلام شود.


* از آنجا که یکی از وظایف موزه‌ها فراهم کردن امکانات آموزشی و پژوهشی برای علاقه‌مندان هنر است. به این منظور پیشنهاد می‌شود:

ـ با به کارگیری راهنمایان آموزش دیده و متون کوتاه اختصاصی برای توضیح آثار به نمایش در آمده در سالن‌ها، امکان آشنایی بهتر مخاطبان، بخصوص نسل جوان و کودکان با آثار مدرن فراهم گردد.

ـ فعالیت سینما تِک موزه به صورت برنامه‌ریزی شده، متناسب با اهداف موزه و در ارتباط با آموزش هنرهای تجسمی به بینندگان متمرکز شود.

ـ کتابخانه موزه به مجموعه‌های تازه کتب مجهز شده و با شرایطی آسان‌تر در اختیار دانشجویان و محققین قرار گیرد و بانک داده‌های چندرسانه ای به آرشیو کتابخانه افزوده شود.

– تارنمای موزه فعال و به روز شده و آثار، برنامه‌ها و فعالیت‌های این موزه را بازتاب دهد.


جمعی ازاعضای جامعه هنرهای تجسمی:

علی اتحاد، امیر اثباتی، مجید اخگر، فرزاد ادیبی، فرشید آذرنگ، هدا اربابی، آیدین آغداشلو، پویا آریان پور، آرمان استپانیان، فرح اصولی، بابک اطمینانی، مهرداد افسری، ایمان افسریان، سیروس آقاخانی، آریا اقبال، سیمین اکرامی،گلی امامی، فاطمه امدادیان، ثمیلا امیرابراهیمی، محسن بایرامی‌نژاد، احسان براتی، فائقه بقراطی، باوند بهپور، کاوه بغدادچی، معصومه بختیاری، علی بختیاری، محمودرضا بهمن پور، ساغر پزشکیان، بهرنگ پورحسینی، طاهره تابان، شهریار توکلی، امید تهرانی، علیرضا جدی، محمدابراهیم جعفری، هادی جمالی، وحید چمانی، حسن حامدی، شهلا حسینی، وحید حکیم، سهیلا حقیقیت، ابراهیم حقیقی، الهه حیدری، واحد خاکدان، عاطفه خاص، مهرداد ختایی، مسلم خضری، آریاسپ دادبه، احمدرضا دالوند، وحید دانایی‌فر، بهرام دبیری، لیلی درخشانی، کامبیز درم‌بخش، علی ذاکری، محسن راستانی، مهشید رحیم تبریزی، پژمان رحیمی‌زاده، سعید رفیعی‌منفرد، مازیار زند، بکتاش سارنگ، امیر سقراطی، رسول سلطانی، گیزلا وارگا سینایی، حمید شانس، رزیتا شرف‌جهان، پیمان شفیعی‌زاده، سهیلا شمس، سعید شهلاپور، سیوا شهباز، قباد شیوا، محسن صادقیان، منیژه صحیحی، ایمان صفایی، بهرنگ صمدزادگان، سیف‌اله صمدیان، محمدمهدی طباطبایی، رضا عابدینی، احمد عالی، مهرداد عسگری طاری، کیارنگ علایی، محمدحسین عماد، سمیرا علیخانزاده، مینا غازیانی، رعنا فرنود، فرهاد فزونی، فتانه فروغی، محمدرضا فیروزه‌ای، امیرعلی قاسمی، آناهیتا قبائیان، شادی قدیریان، زهرا قراخانی، بابک کاظمی، افسانه کامران، میترا کاویان، حمیدرضا کرمی، کتایون کرمی، لیلی گلستان، کوروش گلناری، روح‌اله گیتی‌نژاد، محمدحسین ماهر، جواد مجابی، مریم مجد، احمد مرشدلو، بهروز مسلمیان، رویا مشعوف، معصومه مظفری، منوچهر معتبر، زیبا مغربی، کامبیز موسوی اقدم، حسن موریزی‌نژاد، مهران مهاجر، رامین مهدی نژاد، کریم نصر، امین نورانی، مینا نوری، مهشید نوشیروانی، مهرداد نجم آبادی، کاوه نجم‌آبادی، احمدوکیلی، محسن یزدی‌پور.


*بیانیه‌‌ای که خواندید مطالبات جمعی از اهالی هنرهای تجسمی از مدیران فرهنگی در ۱۰ سال پیش است. آن روز به این بیانیه توجهی نشد. امروز هم امیدی به تحقق این خواسته‌ها نداریم. اما برای افزایش آگاهی عمومی و حفظ مطالباتِ به حق اهالی فرهنگ و برای آنکه خواسته و آرزوی خود را از خاطر نبریم بار دیگر این خواسته‌ها را تکرار می‌کنیم.


اگر با این بیانیه موافق هستید نام و نام خانوادگی خود را پایین، در بخش نظرات سایت بنویسید.