رویین پاکباز دورههای کارشناسی نقاشی را در دانشکدهی هنرهای زیبا دانشگاه تهران (۱۳۴۱_۱۳۴۸) و دورهی کارشناسی ارشد زیباییشناسی را در دانشگاه سوربون [پاریس۱] گذراند. تدریس در دانشکدهی هنرهای زیبا دانشگاه تهران (۱۳۴۹_۱۳۶۶)، دانشگاه الزهرا و دانشگاه آزاد اسلامی (۱۳۷۰_۱۳۷۶) و آموزش در کلاس خصوصی (از ۱۳۶۹) را در کارنامه دارد.
پاکباز فعالیت مستمر در تاریخنگاری هنر، نقدنویسی، تألیف و ترجمهی متون هنر را از زمان تالار قندريز آغاز کرد. او و همراهانش در تالار سعی در سامان دادن به کاری جمعی داشتند که هدف آن تشخیص نقطهی آغاز برای حرکتی سالم در جهت پیریزی هنری ملی بود. تکتک کلمات این جملهی کوتاه امروز برای ما میتواند روشنگر ذهنیت و انگیزههای این گروه و کسی چون پاکباز باشد. اما فعاليت پاكباز منحصر به تالار ايران نبود و بعد از طرحریزی نظاممند واحد درسی تاریخ هنر برای دانشگاهها، کتب زیادی تألیف و ترجمه کرد که بسیاری از این کتابها بارها تجدید چاپ شده است؛ ازجمله: نقاشی و پیکرهسازی معاصر ایران، به لاتین، (۱۳۵۷)؛ شناخت هنر گرافیک سنتی و نوین (۱۳۶۲)؛ در جستجوی زبان نو (۱۳۶۹)؛ دایرهالمعارف هنر (۱۳۷۸)؛ نقاشی ایران: از دیرباز تا امروز (۱۳۷۹)؛ اوج درخشان هنر ایران، ترجمه (۱۳۷۹)؛ راهنمای مواد و اسلوبها: طراحی و نقاشی (۱۳۸۵)؛ هنر مدرنیسم، ترجمه و ویرایش (۱۳۸۷)؛ ویراست جدید و سه جلدی دایرهالمعارف هنر (۱۳۹۴).
رویین پاکباز که کمتر مطلبی در مجلات منتشر میکرد از اولین شمارهها با مجلهی حرفه: هنرمند همکاری داشت. او تاریخنگار و معلم تاریخ هنر است و در یکی از اولین مقالاتی که در این نشریه منتشر کرد؛ سنت تاریخنگاری هنر و رویکردهای عمدهی حاکم بر این سنت، از قرن اول تا بیستم میلادی را مرور میکند و میکوشد سیر تحول و تطور این سنت تاریخنگاری را در گذر زمان شرح دهد. رویین پاکباز در این نشریه چندین مقالهی تحقیقی به رشتهی تحریر در آورده است. او نثر فارسی را نیک مینویسد. محقق، بلند همت و فروتن است. در شماره ۶ مجله مطلب مفصلی دربارهی هنرمند برجستهی غربی ریچارد دیبن کورن دارد و آثار متأخر و شیوهی بازنماییاش را به خوبی توصیف میکند. او مقالاتی دربارهی سیر فعالیت و آثار چند هنرمند ایرانی از جمله ابوالقاسم سعیدی، منصور قندریز و بهمن محصص را نیز در این نشریه به رشتهی تحریر درآورد. پاکباز دربارهی موضوعات و مضامینی چون هممرزی شعر و نقاشی؛ دیالکتیک فضا و زمان؛ تعادل سنت و نو؛ مسئلهی هویت و … مطالبی در حرفه: هنرمند منتشر کرده است. او در مطلبی نقاشی دوران قاجار را آینهی تحول سنتگرایی به تجددخواهی میداند و در ویژهنامهی «هنر و معانی جمعی» مقالهای با عنوان هنرمندان و تجربهی جنگ، هنرمندان را غالباً مفسران زمان خویش میداند و مصداق این سخنش هنرمندانیاند که تجربهی زیستهی دورهی خود را به نحوی در آثارشان منعکس کردهاند. در چندین شماره مجله با او درباره موضوعاتی چون تأثیر و تأثر هنر شرق از هنر غرب، مسیرها و امکانهای پیشبرد هنر نوگرای ایران و مسئلهی تعهد اجتماعی در هنر به گفتوگو نشستهایم. دقتنظر، نظم و مسئولیتپذیریاش از وی چهرهی یگانهای ساخته که کمتر نظیرش را سراغ داریم.
