«من خواب دیدهام…
و کور شوم
اگر دروغ بگویم»
تهران تناش هم سرد است و هم گرم. تهران تناش نه سرد است و نه گرم. تهران میسوزد یا من سردم است؟ تهران تناش هم مال همه است و هم مال هیچکس. تهران تناش نه مال کسی است و نه مال هیچکس. تهران مال کیست؟ تهران تناش هم خون دارد و هم رگ. تهران تناش بیرگ است و بیخون.
خونِ تهران کجا رفته است؟ تنِ تهران رگاش کجا پاره شده است؟ رگِ تهران را که زده است؟ تهران تناش هم پوست است و هم گوشت. تهران تناش نه پوست است و نه گوشت. پوست تهران را که کنده است؟ گوشت تهران را که به سلاخی برده است؟ تهران تناش هم صاف است و هم آماسیده. تهران تناش نه صاف است و نه آماسیده. تهران تناش کی ورم کرد؟
تاولهای تن تهران کجا سرباز کرد؟ تنِ تهران تاولهایاش کی خشکید؟ تهران تناش هم صدا است و هم سکوت. تهران تناش نه صدا است و نه سکوت. تنِ تهران کی به صدا درآمد؟ تن تهران را کی ساکت کردند؟ تهران تناش هم پر است و هم خالی. تهران تناش نه پر است و نه خالی. کی بود که تهران را پر کردیم؟ یادمان نرود.
کی بود که تهران را خالی کردند؟ به کدامین گناه؟ تهران تناش هم دیوار است و هم راه. دیوار را که ساخته است؟ راه را که میرود؟ تهران تناش هم بازدم است و هم دم. تهران تناش نه بازدم است و نه دم. تن تهران کی به نفسنفس افتاد؟ تهران تناش از نفس افتاد؟ تنِ تهران سوراخهایش هم باز است و هم بسته.
تنِ تهران سوراخهایش نه باز است و نه بسته. سوراخها را کی بستند؟ سوراخها را کی باز کنیم؟ باز کرده بودیم؟ دوباره کی باز کنیم؟ تهران تناش هم قرمز است و هم سفید. تهران تناش هم سفید است و هم سبز. تن تهران نه سفید است و نه قرمز، و نه سبز. که رنگ را از تنِ تهران زدود؟ خاکستری از آن ماست. تهران تناش هم زخمی است و هم زخمی. تهران تناش زخمی است. پس چرا تهران تناش خاکستری است؟
تهران تناش آبستن است.
«همه میترسند، اما…
همه میدانند
همه میدانند»
