شمایل‌نگاری نور در آثار گریگوری کرودسون / مارتین هوچلیتنر / سیدمهدی مقیم‌نژاد

 

اختصاص این مقاله به موضوع نور در آثار گریگوری کرودسون به هدف پژوهش شیوه های ویژه مفهوم بصری‌ای که هنرمند به کار می‌بندد‌، توصیف کارکردهای متنوع نور در عکس‌های او، و تحلیل این آثار در مقابل پس‌زمینه ملاحظات تاریخ هنری نقش نور در هنر صورت گرفته است. ترکیب‌بندی، حالت، نمود، تأثیر و شمایل نگاری تصاویر کرودسون همگی موجب همپوشانی سه هدف متمایز برشمرده می‌شوند و چگونگی اهمیت فرم و جوهره نور در نزد این هنرمند آمریکایی را برجسته می کنند که آن را در آثاری با عناوینی چون «گرگ و میش»، «عجایب طبیعی»، «خانه رویایی»، و «تردید» به کار می‌بندد. در عکس‌های به دقت صحنه‌پردازی شده کرودسون، نور به شکل توأمان حالت پدیده‌ای طبیعی، فراطبیعی، مصنوعی و نمادین را به خود می‌گیرد. کرودسون در آثار خود به شیوه‌های بسیار متفاوتی از نور استفاده می کند و در این راه حالت های توضیح ناپذیر بسیاری را می آفریند. چه این نور، نامعمول، بیگانه و راز آمیز باشد؛ و چه در قالب خورشید و ماه، چراغ های خیابان، چراغ های ماشین، چراغ قوه، شمعدان چندشاخه، چراغ دیوارکوب، چراغ حمام، چراغ بدون حباب، یا چراغ سقفی پدیدار شود.

پیشنهاد مطالعه: مقالاتی پیرامون «گریگوری کرودسون»

بخشی از مقاله:

عکس های خارجی او می تواند نمای جنگلی پاییزی در لابه لای پرتوهای خورشید ، آسمان تیره و تار پوشیده در ابرها، یا اتمسفر آشنای غروب باشد، و طیف جلوه های نوری عکس های داخلی او در بر گیرنده تورهای بسیار شدید تا بسیار خفیف است. پنجره ها به مثابه اتصال فضای بیرون و درون در عکس های کرودسون حضور بارزی دارند و اغلب همچون مدخلی برای کنترل شدت های متغیر پرتوهای نور عمل می کنند. به بیان دیگر، پنجره ها به مثابه واسطه میان منابع مخفی نور و صحنه با جزییات روشن، به کار بسته شده اند که این امر، به ویژه در عکس های داخلی، آنها را به عنصری با اهمیت برای خلق تنش بدل می کند. مشابه این قضیه در صحنه های خارجی نیز صادق است که در آن نوری گرم از پنجره هایی، که در اغلب موارد توسط پرده هایی پریده رنگ پوشانده شده است، ساطع می شود و زندگی آرام و عادی ساکنین ، به طور معمول، تنهایی حاشیه های شهری نمونهای آمریکا را با قدرت به یاد می آورد، خانگی بودن نور، راست نمایی موقعیت توصیف شده را تصدیق می کند، و همچون دیگر عناصر تصویر ادعای رئالیسم صحنه را متذکر می شود. گاه نیز خود نور نقش عمدهای را به عهده می گیرد. به ویژه هنگامی که شکل نور، نقطه‌ی آغاز، یا شدت پرتوهای آن چنانند که گویی آشکارا سطحی متافیزیکی، فراسوی صرف ظرفیت ادراک بشر را هدف می گیرند. در این موارد منبع نور نامرئی است – یا در جایی خارج از تصویر قرار دارد و یا به واسطه عناصر معماری پوشانده شده است. با این همه، آدم های عکس های کرودسون چنین می نمایند که گویی از حضور خود در موقعیت صحنه آگاهند. هنرمند، قهرمان های داستان هایش را به مثابه شاهدین رویدادهای رازآمیز به تصویر می کشد و در این راه نور را با قلمرو ادراک پذیری جسمانی و فیزیکی باز می گرداند.

 

به نظر می رسد برخی از فیگورهای او به واسطه نور غریب مثلاً یک گاراژ، آلونک، یا توالت سیار افسون شده اند و در برخی دیگر از موارد، آدم ها به واسطه نور موضعی در کانون توجه قرار گرفته اند. نور، آنجا که کرودسون در تصاویر «فیلمی اش به شکل کارگردانی شده از روشنایی برای توصیف طیف کامل روابط فراطبیعی و تخیلی استفاده می کند می تواند دلالت گر بر واقعیتی دیگر باشد. از سوی دیگر، به شکلی غیر مستقیم تر عکس های او می تواند به سنت شمایل نگاری ارجاع یابد و خود این سنت نیز در بسیاری از اوقات موضوع برداشت های سینمایی قرار گرفته است . اشارات نمادگرایی مسیحی به تقدیس مسیح، عید تجلی و بشارت به حضرت مریم (ع) بخشی از این سنت به حساب می آید. از این روی، در برخی از صحنه های کرواسون نور مظهر تجلى الهی یا مواجهه با نیرویی برون زمینی است. به عنوان مثال، در توصیفات مرسوم از بشارت حضرت مریم (ع) توسط جبرئیل، اغلب شعاع های نور از بالا به درون اتاق پرتوافکن می شود. این نور به همراه کبوتر سفید به مثابه روح القدس اشارت گر بر حضور خداست. هرچند خود خدا نیز گاه به مثابه بخشی از پیکره، یا دست الهی در صحنه حضور دارد. و شمع خاموشی که حلقه های نازک دود بر گردش قرار گرفته به مثابه جلوه عمومی تصویر بشارت این نکته را نمادین می کند که چگونه خداوند بر همه چیزها و انسان ها برتری دارد.

سبد خرید ۰ محصول