تاریخ هنر ایران / Iranian Art History

تاریخ هنر ایران زمین سابقه‌ای به درازای تاریخ تمدن در پهنۀ جغرافیایی ایران بزرگ دارد. در بررسی تاریخ فرهنگ، هنر و تمدن ایران به‌طور معمول مهاجرت اقوام آریایی را آغازگاه، یا دست‌ِکم مهم‌ترین نقاط عطف فصول نخستین در نظر می‌گیرند؛ در حالی که مواد تاریخی به ما نشان می‌دهند که هزاره‌ها پیش از آنچه ورود آریایی‌ها نامیده شده است، اقوام متنوع در کانون‌های متعددی در این پهنۀ جغرافیایی تمدن و فرهنگ پیشرفته‌ای داشته‌اند و آثار قابل توجهی از خود بر جای گذاشته‌اند. رویین پاکباز در دائرة‌المعارف هنر به این موضوع اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«اقوام آریایی محتملاً از اوایل هزاره یکم پ.م. در فلات ایران استقرار یافتند و نام خود را بر آن نهادند. اما قدمت تمدن و فرهنگ در این خطه به چند هزار سال قبل از ورود آریاییان بازمی‌گردد.»

تاریخ هنر ایران را چطور بشناسیم؟

يكى از بايسته‌ترين نتايجى كه بايد از پژوهش‌ها درباره‌ی تاریخ فرهنگ و هنر ایران گرفت، توضيح دوران‌ها يا دوره‌بندى تاريخِ انديشه و فرهنگ ايران است. توضيح و تبيين دوران‌هاى فكرى ايران به گونه‌ای است که مدخل آگاهى ما نسبت به گسست‌ها و تداوم فرهنگى در عين گسست‌هاست. چون اصولاً تاريخى بودنِ يك نص فكرى و تحول درونى آن وابسته به شناخت تحول آگاهى و توضيح «تداوم در عين گسست‌هاى آن ا‌ست». باید در نظر داشت «فرهنگ و هنر ایران» گستره‌ای بس طویل را به همراه خود دارد. و برای شناخت آن نیاز به مطالعه‌ای دقیق و همه‌جانبه است. به این سبب دست‌وپنجه نرم‌کردن با نام‌گذاری‌های موجود، و مفهوم‌پردازی در قالب وضع اصطلاحات جدید، از دیگر شاخه‌هایی‌ست که در این درس‌گفتارها برای آن کوشش شده است. در کنار این بخش‌های نظری، خواننده جابه‌جا به نمونه‌هایی از تاریخ هنر ایران برخواهد خورد که در سایه‌ی آن‌ها مؤلف سعی در روشن‌تر کردن مفاهیم دارد.

به همین دلیل، ما در سلسله درس‌گفتارهای تاریخ فرهنگ و هنر ایران به قلم آریاسپ دادبه در تلاش بوده‌ایم تا به این شناخت نزدیک شویم.

دیباچه‌ای بر تاریخ فرهنگ و هنر ایران (گفتار چهاردهم) / آریاسپ دادبه

تاریخ هنر و فرهنگ ایران؛ درس‌‌گفتارهایی از آریاسپ دادبه

تصویر-کاور-آریاسپ-دادبه-درسگفتار-یازده

دیداری: دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (۱۲ و ۱۳) / قسمت دوم

تصویر-کاور-آریاسپ-دادبه-درسگفتار-یازده

دیداری: دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (۱۲ و ۱۳) / قسمت اول

دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (گفتار سیزدهم) / آریاسپ دادبه

the speach about iranian history

حماسه‌ی آبادانی / ایمان افسریان

کاشی هشت‌پر، ایران، قرن هشتم قمری

ویدئو: ناگهان آبی

دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (گفتار دوازدهم) در ویژه‌نامه آرت و کرافت حرفه: هنرمند شماره‌ی 81 / زمستان 1401

دیباچه‌ای بر تاریخ هنر و فرهنگ ایران (گفتار دوازدهم)/ آریاسپ دادبه

گنبد مسجد جامع عباسی مسجد شاه اصفهان در میدان نقش جهان

استادکار، حامل میراث نامکتوب

مقدمه ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران 2 در فصلنامه حرفه: هنرمند شماره‌ی 80 / پاییز و زمستان 1400

مقدمه

قزوین ،مرز دیداری / محمدمهدی چیت‌سازها در ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران 2 فصلنامه حرفه: هنرمند شماره‌ی 80 / پاییز و زمستان 1400

قزوین، مرز دیداری / محمدمهدی چیت‌سازها

«کاش» در دلِ «کاشان» / الناز نجفی در ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران 2 فصلنامه حرفه: هنرمند شماره‌ی 80 / پاییز و زمستان 1400

«کاش» در دلِ «کاشان»/ الناز نجفی

آنچه در این صفحه می‌خوانیم:

بررسی پیشینۀ سرشت تاریخی آثار هنری ایران پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران

  • از صخره‌نگاری‌های غارهای هومیان، دوشه و میرملاس تا شکل‌گیری تمدن تپه سیلک کاشان و تپه حصار دامغان
  • دوران مفرغ و پادشاهی عیلامیان

اطلاعات و آمار عددی دربارۀ تاریخ هنر ایران (سالشمار تاریخ هنر ایران بر اساس تاریخ‌نگاری آریاسپ دادبه)

خلاصه تاریخ هنر ایران و شرح دوران‌های هنر و فرهنگ ایران

  • دوران نخست: «دوران تکوین»؛ از حدود هزارۀ دهم پ.م. تا حدود هزارۀ اول پ.م.
    • نیمۀ اول دوران تکوین
    • نیمۀ دوم دوران تکوین
  • دوران دوم: «دوران تأسیس»؛ از حدود سدۀ هشتم پ.م. تا حدود سدۀ دوم پ.م.
  • دوران سوم: «دوران آمیختگی»؛ از سدۀ دوم پ.م. تا سدۀ ۱۲ م.
    • مکتب پارتی یا دبستان پارت
    • مکتب خراسانی / دبستان خراسان – نوزایشِ فرهنگی ایران
  • دوران چهارم: «دولت فرهنگ»؛ از نیمۀ سدۀ ۱۲ م. تا سدۀ ۱۸ م.
    • سبک رازی
    • سبک آذری
    • سبک شیراز
    • سبک هرات
    • سبک اصفهان
  • دوران پنجم: «تجدد»؛ از سدۀ ۱۸ م. تا امروز
    • سبک بازگشت (سبک تهران)

***

نگارگری-ایرانی-تاریخ-هنر-ایران

بررسی پیشینۀ سرشت تاریخی آثار هنری ایران پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران

باتوجه به توضیحات مذکور در قدم نخست باید در نظر آورد که اصطلاح تاریخ هنر ایران دربرگیرندۀ طیف بسیار وسیعی از آثار هنری و معماری است که ساکنان بومی از کهن‌ترین ساکنان این سرزمین و اقوام تا گروه‌های مختلف از اقوام مهاجری که در طول تاریخ به آن وارد شدند، در طول تاریخ آن خلق کرده‌اند و از خود به یادگار گذاشته‌اند در خلق آن مشارک داشته‌اند. هرچند این آثار چنان که به آن خواهیم پرداخت نخ تسبیح پیونددهنده‌ای دارند، اما این نقطۀ اشتراک با نژاد پدیدآورندگانش مرتبط نیست.

این آثار به‌لحاظ تاریخی، از دورۀ پیشاتاریخی تا سده‌های اخیر را شامل می‌شود و به لحاظ جغرافیایی، در سرتاسر ایران بزرگ یا پهنۀ ایران فرهنگی، پراکنده است. بلکه آنچه پیوندزنندۀ این اجزای متنوع و متکثر است از جنس نوعی سرشت تاریخی است که از به‌هم‌پیوستن رشته‌های مختلف تنیده شده و به‌تدریج شکل گرفته است، و مثل رودی در بستر تاریخی بسیار طولانی متناسب با زمینۀ خود پیچ‌وتاب خورده از ورای فصول خشک و تر ادامه یافته است. در فصولی چنان پُربار بوده که سرزمین‌های مجاور را سیراب می‌کرده است و در دوره‌ای دیگر باریکه‌ای که تنها بقا یافته است.

تلاش برای بازشناسی این سرشت به تاریخ‌نویس دید حساس‌تری برای تشخیص نقاط عطفِ بامعنا در این تاریخ خواهد داد. و از همه مهم‌تر پیداکردن سرچشمه‌های این رود است که از آبشخور آن به ما می‌گوید، و نشان می‌دهد که نیروی پیشران آن در کجاست؟ این موضوع تنها کنجکاوی یا خیال‌پردازی دربارۀ گذشته نیست، بلکه چنان که هانری کربن در …. آورده است: «سرنوشت رود نه در مَصَب آن، بلکه در سرچشمه‌های آن رقم می‌خورد.»

پس در پی یافتنِ چشمه‌های جوشانِ اولیه نگاهی به گذشته‌های دور می‌اندازیم.

  • از صخره‌نگاری‌های غارهای هومیان، دوشه و میرملاس تا شکل‌گیری تمدن تپه سیلک کاشان و تپه حصار دامغان

شگفت آنکه در گذر این هزاره‌ها و سده‌ها و با وجود تنوع قومی و تحولات شگرف سیاسی و اجتماعی، هجوم‌های مکرر و مهاجرت‌ اقوام گوناگون به داخل این سرزمین، پاره‌ای از سنت‌های دیرین هنری پایدار و مانا مانده است. بنابراین هنر ایرانی پشتوانۀ تاریخی عظیمی دارد که از آغاز انقلاب شهرنشینی در ایران بالیده است و برقرار بوده است.

بر اساس یافته‌های باستان‌شناسان، اهالی این سرزمین کشاورزی و اهلی‌کردن حیوانات را از حدود هزاره‌ی ششم پ.م. آغاز کرده‌اند. اما در نواحی مجاور دریای خزر آثاری به دست آمده که سابقۀ آن‌ها به هزاره‌ هفتم پیش از میلاد می‌رسد. باستان‌شناسان صخره‌نگاره‌های پارینه‌سنگیِ غارهای هومیان (مربوط به هزاره‌های هفتم تا یکم پیش از میلاد)، دوشه مربوط به هزاره ششم پیش از میلاد و میرملاس (مربوط به هزاره دهم پیش از میلاد) که همگی در نواحی غربی و شمال غربی لرستان واقع هستند را در زمرۀ قدیمی‌ترین آثار مکشوف در فلات ایران به شمار می‌آورند.

تصوی-راست-صخره-نگاری-غارهای-دوشه-لرستان-تصویر-چپ-صخره-نگاری-غارهای-هومیان-لرستانتصویر راست: بخشی از صخره‌نگاری‌های غار دوشه، خرم‌آبادِ لرستان، ۶هزار ق.م. | تصویر چپ: بخشی از صخره‌نگاری‌های غارهای هومیان، کوهدشتِ لرستان، ۷هزار ق.م.

از میانۀ هزاره پنجم پیش از میلاد، تمدن‌های نوسنگی در بخش‌های مرکزی و شمال شرقی ایران شکل گرفت و مراکز بزرگ تمدنی همچون تپه سیلک کاشان (هزاره پنچم پیش از میلاد) و تپه حصار دامغان (هزاره چهارم تا اول پیش از میلاد) به وجود آمد.

  • دوران مفرغ و پادشاهی عیلامیان

در دوران مفرغ در ایران کانون‌های فرهنگی در مناطقی چون استرآباد گرگان و تپه حصار وجود داشت. ولی شوش پایتخت پادشاهی عیلام، عمده‌ترین مرکز سیاسی و تجاری محسوب می‌شد. عیلامیان از اواسط هزاره‌ی سوم پ.م. ائتلافی از دولت شهرها را تحت تابعیت یک پادشاه تشکیل دادند. آن‌ها در ابتدا خط تصویری و سپس نوعی خط میخی به کار می‌بردند. همواره با سومری‌ها و بابلی‌ها ارتباط داشتند و کاوش‌ها هنوز ویژگی‌های تمدن عیلامی را به‌طور کامل روشن نساخته است. ولی به نظر می‌رسد که تمدن مزبور با وجود همانندی با تمدن‌های بین‌النهرین از لحاظ مذهب، زبان و دیگر جنبه‌های فرهنگی ویژگی‌های مستقلی داشته است.

اطلاعات و آمار عددی دربارۀ تاریخ هنر ایران

سالشمار تاریخ هنر ایران بر اساس تاریخ‌نگاری آریاسپ دادبه

حقیقت عددیتوضیحات
۱۰,۰۰۰ تا ۸,۰۰۰ سال پیش از میلاددوران تکوین: تدوین ایدۀ بزرگ؛ انقلاب بزرگ و شکل‌گیری زیست دهقانی
۱۰,۰۰۰ تا ۵,۰۰۰ سال پیش از میلادنیمۀ اول دوران تکوین: دوران شکل‌گیری اساطیر مشترک؛ تلاش برای اهلی‌کردن آتش، دانه و دام
۵,۰۰۰ تا ۱,۰۰۰ سال پیش از میلادنیمۀ دوم دوران تکوین: شکل‌گیری جوامع دهقانی
۸۰۰ تا ۲۰۰ سال پیش از میلاددوران تأسیس؛ تأسیس ساختار شاهنشاهی؛ وحدت درعین کثرت: دبستان پارسایی یا مکتب پارسایی؛ تولد مفهوم تازه‌ای از حکمرانی؛ شکل‌گیری ساختار مدولار در نسبت کل به جزء؛ تنظیم دستگاه دیوانی
۲۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱,۲۰۰ میلادیدوران آمیختگی؛ آمیزش فرهنگ دهقانی با سرشت یونانی و عتیق: دبستان پارسایی یا سبک نوپارسایی نوین؛ عصر ظهور ادیان تبشیری؛ مهاجرت‌های بزرگ فرهنگی
۷۵۰ تا ۱,۲۰۰ میلادیمکتب خراسانی و رازی؛ دوران نوزایی فرهنگ ایران: رونق دانش و فلسفه؛ حماسه‌سرایی و شکوفایی هنرها؛ تجربۀ شکست‌ها و انتقال نبرد از میدان تهاجم به میدان اندیشه و فرهنگ
۱,۲۰۰ تا ۱,۸۰۰ میلادیدوران دولت فرهنگ؛ واریز سرمایه‌ها به میدان فرهنگ: تغییر آرایش قدرت‌های جهان با کشف آمریکا؛ تأسیس‌ها و ویرانی‌های مداوم در ایران؛ تداوم ایران در فرهنگ؛ اوج‌گیری روح تغزل و تصوف؛ ظهور سبک‌های متعدد
۱,۸۰۰ میلادی تاکنوندوران تجدد؛ رویارویی با جهان مدرن: تغییر مناسبات قدرت در جهان؛ شکست‌های نظامی؛ مدارس جدید و جنبش مشروطه؛ سبک بازگشت (تهران)

خلاصه تاریخ هنر ایران و شرح دوران‌های هنر و فرهنگ ایران

دوران نخست: «دوران تکوین»؛ از حدود هزارۀ دهم پ.م. تا حدود هزارۀ اول پ.م.

    • نیمۀ اول دوران تکوین

    • نیمۀ دوم دوران تکوین

  • دوران دوم: «دوران تأسیس»؛ از حدود سدۀ هشتم پ.م. تا حدود سدۀ دوم پ.م.

  • دوران سوم: «دوران آمیختگی»؛ از سدۀ دوم پ.م. تا سدۀ ۱۲ م.

    • مکتب پارتی یا دبستان پارت

    • مکتب خراسانی / دبستان خراسان – نوزایشِ فرهنگی ایران

  • دوران چهارم: «دولت فرهنگ»؛ از نیمۀ سدۀ ۱۲ م. تا سدۀ ۱۸ م.

    • سبک رازی

    • سبک آذری

    • سبک شیراز

    • سبک هرات

    • سبک اصفهان

  • دوران پنجم: «تجدد»؛ از سدۀ ۱۸ م. تا امروز

    • سبک بازگشت (سبک تهران)

چرا ما تاریخِ هنرنویسی نداریم؟

همان‌قدر که حضور هنرنویس و داشتنِ رشته‌ای ویژه با عنوان تاریخ هنر در غرب امری بدیهی است، جای خالی آن در فضای آکادمیک و تاریخ ایران هم بدیهی جلوه می‌کند. گویا ما در ایران با یک پیش‌فرض کهن و جهان‌بینی خاص، هیچ‌گاه الزامی برای نگارش و بایگانی آثار هنری خود ندیده‌ایم. اگر در دوران معاصر هم به‌صورت جسته‌وگریخته به این امر پرداخته‌ایم، صرفاً از آن جهت بود که از دنیای «دیگری» جا نمانیم؛ مانند بسیاری از امور امروزمان که فقط برای رقابت با دنیای پُرهیاهوی غرب (دیگری) و رسیدن به جایگاهی که از آن جا مانده‌ایم، انجام می‌دهیم. اگر روزی به فکر نگارش تاریخِ هنرمان افتادیم از آن رو بود که دلخوش باشیم و در درون به خود ببالیم که اگر آنها تاریخ هنر دارند، ما هم داریم.

۱- نقش مناسبات قدرت و سیاست در نگارش تاریخ هنر در هر جغرافیای فرهنگی و حضور تاریخ هنر ایران، چین و در مجموع سرزمین‌های غیراروپایی در کتاب‌های تاریخ هنر هلن گاردنر و ارنست گامبریج به‌عنوان هنر «دیگری»

۲- جهان‌بینی «کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی» و تأثیر آن بر عدم احساس نیاز به بایگانی آثار هنری و نگارش تاریخ هنر در تمدن ایران

۳- عدم وجود سازمان یا نظامی مشخص برای نگارش تاریخ هنر در ایران

۴- کتاب‌های پایگاه درسی آموزش و پرورش و جای خالی جهان‌بینی ایرانی در تدوین این کتاب‌ها

  • نگاهی تطبیقی بر جریان تاریخ‌نگاری در ایران و غرب

فرم و لیست دیدگاه

ارسال دیدگاه

۱۱۶ دیدگاه‌

  • paniz

    برای مطالعه تاریخ هنر ایران باستان چه منابعی رو معرفی می کنید؟ من کتاب های آقای مرزبان و پاکباز رو دیدم اما دنبال یک منبعی هستم که خیلی جامع به این بخش از هنر ایران پرداخته باشه

    پاسخ
    • سحر مغانکی

      برای مطالعه این بخش می‌تونید با تهیۀ اشتراک از سایت ما درسگفتارهای آقای دادبه رو مشاهده کنید

      پاسخ
  • soraya

    آخه وقتی خود ما به تاریخ هنر کشورمون اهمیت نمیدیم و بافت های تاریخی شیراز و اصفهان هر روز دارن زیر لودرهای منفعت طلبی با خاک یکسان میشن چرا باید توقع داشته باشیم در کتابهای هلن گاردنر و ارنست گامبریج و غیره به تاریخ و فرهنگ ما اهمیت بدن. ما سالهاست در حال پاک کردن تمام نشانه های هنر ایران باستان یا حتی هنر صفوی و قاجار هستیم. پس نباید به قول شما از دیگری انتظار توجه به هنر ایران داشته باشیم. تازه فکر میکنم غربی ها خیلی بیشتر از ما در مورد هنر ایران مقاله و کتاب نوشتن. مثلا کتاب سیر هنر ایران اثر آرتور پوپ. اما ما یه موزه فرش رو نمی تونیم اداره کنیم. یا حتی موزه ایران باستان اصلا فضای مناسبی برای نگهداری آثار نداره

    پاسخ
  • ساغر

    در بخشی از متن به نداشتن نگارش تاریخ هنر ایران اشاره کردید. که به نظرم خیلی کار بدیع و تازه ای است. واقعا ما باید قبل از این که بدون هیچ ایده ای و فقط از روی تقلید از اروپاییان و کتاب هایی مثل تاریخ هنر هلن گاردنر و ارنست گامبریج، در مورد تاریخ هنر ایران کتاب و مقاله بنویسیم بهتره ببینیم اصلا چرا ما تا به امروز یک تاریخهنر مدون متناسب با فرهنگ و هنر و جغرافیای خودمون نداشتیم

    پاسخ
  • سهیل

    این تاریخ نگاری ای که فرمودید که بر اساس نظریات آقای دادبه هستش، آیا توی درسگفتارهاشون هم بهش اشاره میشه؟

    پاسخ
    • سحر مغانکی

      بله! در این صفحه فقط اشاره‌ای کوتاه به دیدگاه ایشون در رابطه با تاریخ هنر ایران شده. اگر درسگفتارها رو مطالعه کنید به‌طور کامل با رویکرد آقای دادبه در مورد هنر ایران آشنا می‌شید.

      پاسخ
  • آذر

    کل کتاب هلن گاردنر خوندم و در مورد هنر ایران فقط چند صفحه نوشته. درحالی که مثلا به هنر مصر خیلی تخصصی و با جزئیات پرداخته. با تاریخ هنر ایران مثل یک قوم کوچیک که تازه کشف شده برخورد کرده. جوری که من به عنوان یه ایرانی که زادگاهم شهرِ تاریخی همدانه حس کردم قصد تحقیر کشورم رو دارن

    پاسخ
سبد خرید۰ محصول