ثمیلا امیرابراهیمی (۱۳۲۹ تهران)
ثمیلا امیرابراهیمی دورهی كارشناسی حقوق را در دانشكدهی حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه تهران (۱۳۴۷-۱۳۵۱)، دورهی آموزشیِ حكاكی روی فلز (كالكوگرافی) و چاپ دستی را در مدرسهی عالی طراحی برای هنر و صنعتِ پاریس (۱۳۵۲)، و كارشناسی هنرهای زیبا را در کالج هنرها و صنایعدستی كالیفرنیا، اوكلند كالیفرنیا (۱۳۵۳-۱۳۵۷) گذراند. اولین نمایشگاه انفرادیاش را در خانه آفتاب، تهران (۱۳۵۱) برپا کرد و از آن پس آثارش را بارها انفرادی و گروهی در داخل و خارج از ایران به تماشا گذاشته است. از زمان بازگشتش به ایران (۱۳۵۷) تاکنون آموزش در کلاسهای خصوصیاش را ادامه داده است.
ثمیلا امیرابراهیمی نوشتن در نشریات را از ۱۳۵۲ با ترجمه چند مطلب در مجلات تماشا و رودکی آغاز کرد. بعد از انقلاب در مجلات آدینه، گردون فعالیت خود را ادامه داد. در دههی هفتاد با مجلهی چیستا (به سردبیری پرویز شهریاری) همکاری طولانی داشت و ترجمههای مفصلی دربارهی هنر معاصر به رشتهی تحریر درآورد. در مجلهی “زنان” بیشتر دربارهی زنان هنرمند نوشت و مطالبی را نیز ترجمه کرد. بعد از آن کتابهای «مجموعه سه کتاب: به شاعر (۱۳۸۳)- هزار تو (۱۳۸۳)- چرخهها (۱۳۸۵)» ؛ کتاب «چهرهها و نقابها، نقاشیهای ۱۳۵۲- ۱۳۴۶» (۱۳۸۸)؛ کتاب شبها و سایهها (۱۳۹۱) را به عنوان ناشرمولف منتشر کرد.
ثمیلا امیرابراهیمی از اولین شماره با مجله حرفه: هنرمند همکاریاش را آغاز و تا شماره ۷۴ بیش از چهل مقاله و یادداشت تألیف و یا ترجمه کرد؛ بیدریغ و بیتوقع. شکلگیری و بالیدن ثمیلا امیرابراهیمی در جامعهی هنرهای تجسمی در دهه ۵۰ ایران اتفاق افتاد، دههای که رویکردهای معطوف به تعهد اجتماعی در فضای روشنفکری دست بالا را داشت. در چنین جَوّی وی خود را مُلزم به انعکاسِ دردها و نیروهای خفتهی اجتماعی میدید. این برخوردِ متعهدانه به تدریج بدل به نوعی نگاه دلسوزانه و احساساتِ از سرِ همدلی، و نوعِ خاصی از تلاش برای معنابخشی به دنیایِ اطراف شده است. و در همین راستا بیشتر نوشتههای وی به معرفی هنرمندان و توصیف و جریانات هنر نوگرای ایران اختصاص دارد؛ و بعضاً هنرمندان مهم ولی کمتر دیدهشدهای همچون نفیسه ریاحی که نسلهای جوانتر کمتر با کار وی آشنا بودند به واسطهی او معرفی شدند. او طی این سالها در شرح و بررسی سبک، ساختار و مضامین آثار برخی هنرمندان و یا مسیر شکلگیری و انسجام فعالیتشان کمکیار مجله بوده است. از جملهی این هنرمندان میتوان از مینا نوری، علی گلستانه، شهلا حسینی، حسامالدین رضایی، فریدون غفاری، محمد خلیلی و بکتاش سارنگ جوانبخت نام بُرد. هنر قاجار و تجربهی تجدد در ایران، شکلگیری نهادهای فرهنگی، تحلیل نگارگری ایرانی از دیگر موضوعاتی است که امیرابراهیمی به آنها پرداخته است. نوشتههای دیگری از او به معرفی و یا ترجمهی مطالبی از هنرمندان برجستهی غربی همچون لوسین فروید، تاپیس، موراندی، روتکو و رون کیتای اختصاص دارد. همچنین علاوه برآنکه مناظر شهری بخشی از نقاشیهای او تشکیل میدهند، در ساحت نظر نیز به شهر و شهرنشینی اندیشیده و مقالاتی در این باره نوشته است. در ویژهنامههای نشریه از مهاجرت نوشته و یادداشتهای چهل سالهاش را منتشر کرده است. با ژانرهای هنری آشناست و دربارهی مفاهیم مهم هنر همچون سبک بحث کرده و اندیشیده است. کار با کلمات را خوب میداند، نثر روانی دارد و نکتهتاب و تازهجو است.
مطالعهی مقالات ثمیلا امیرابراهیمی:
مقالهی «شهر در انعکاس تصویر»
مقالهی «سبک، شکل روح است»
مقالهی «حقیقت و اصالت در هنر »
مقالهی «آزادی و قناعت در آثار “علی گلستانه”»
مقالهی «حسامالدین رضایی و مسیرهای هنر ایرانی»
مقالهی «چراغی در مه»
مقالهی «ما؛ دربارهی نمایشگاه “نگارگری ایرانی”»
مقالهی «نقاشی قاجار و تجربهی مدرنیته»
مقالهی «تاپیس و نقد: وقتی که مس طلا نمیشود»
مقالهی «آنتونی تاپیس / زندگی و آثار»
مقالهی «سوزان سونتاگ: “جدی باش، پرشور باش، بیدار باش”»
مقالهی «نگاه موراندی»
مقالهی «جورجو موراندی»
مقالهی «پاکباز و الخاص»
مقالهی «فراز و فرودهای دو دهه نقاشی ایران»
مقالهی «روح شهر»
مقالهی «یوتوپیا، دیستوپیا، اپوکالیپس»
مقالهی «یک نگاه»
مقالهی «ای نامه که میروی به سویش…»
مقالهی «روحنگاری فریدون غفاری»
مقالهی «هنرمندان برای چه خودنگاری میکنند؟»
مقالهی «پلکان مهاجرت»
مقالهی «نقدی بر نمایشگاه مینا نوری»
مقالهی «معمای هنر و هنر معمایی»
مقالهی «نقدی بر نمایشگاه مهدی حسینی»
مقالهی «حسرتها و افسوسها»
مقالهی «تهی»
مقالهی «ما با همان»
مقالهی «رفتن، رسیدن و ایستادن»
مقالهی «نقاشی تاریخی ایران در نسبت با غرب»
مقالهی «میرزاحمید عاشق ویرانهها»
مقالهی «گردش نقاش در آلبومهای خانوادگی»
مقالهی «عاشق تنوع بیکران زندگی»
مقالهی «چهل سال در یادداشتهای من چگونه گذشت؟»
مقالهی «خیرگی»
دربارهی برخی از آثار امیرابراهیمی:

فرم و لیست دیدگاه
۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی وجود ندارد.