نفوذ سبک اروپائی در نقاشی ایران/ پیام نو، شماره‌ی ۱۰ و ۱۱، مرداد ۱۳۲۵

مجله ایرانشهر، شماره‌ی ۱۰ و ۱۱، مرداد ۱۳۲۵

شماره‌ی ۷۸ «حرفه: هنرمند» منتخبی از متونی در زمینه‌ی ادبیات تجسمی و مقولات مرتبط است که در فاصله‌ی زمانیِ شکل‌گیری نخستین روزنامه‌ها و نشریات در یکی دو دهه‌ی پیش از انقلاب مشروطه تا آستانه‌ی انقلاب سال 1357 در نشریات و گاه کتاب‌ها در ایران چاپ شده‌اند. در این ویژه‌نامه ۶۲ مطلب گردآوری شده و شما می‌توانید نسخه‌ی چاپی آن را از اینجا سفارش دهید. همچنین ما به علت محدودیت فضای مجله در آخرین لحظات مجبور به حذف تعدادی مقالات شدیم که بخشی از آن‌ها را در سایت منتشر خواهیم کرد. از جمله این مطلب درباره‌ی تلفیق نقاشی ایرانی و اروپایی که در مجله‌ی پیام نو، دوره دوم، شماره ۱۰ و ۱۱، مرداد ۱۳۲۵ به چاپ رسیده است. در بازنشر این مطالب به رسم‌الخط و علامت‌گذاری متون اصلی وفادار بودیم. 

نفوذ سبک اروپائی در نقاشی ایران

عباس ع. مزدا، فارغ‌التحصیل از مدرسه عالی مهندسی اکس لاشاپل و فاکولته علوم سیاسی و اقتصادی اونیورسیته برلن

ظهیرالدین محمد بابر (1483 – 1530 میلادی) مؤسس سلسله گورکانی هند میباشد که خود را سر سپرده شاه اسماعیل سر سلسله صفویه مینامید و بهمین مناسبت بین دولتین ایران و هند در تمام مدتی که فرزندان آنها در این دو کشور فرمانروائی داشتند مناسبات و روابط حسنه برقرار بود و این روابط حسنه باعث شد که راه تجارتی قندهار و هندوستان رونقی بسزا گرفت و بالنتیجه در هنرهای زیبا و صنایع ملی دو کشور تأثیر مخصوصی نمود. بخصوص ایجاد سبک جدیدی که در این عصر در هندوستان بعلت ارتباط با اروپا روی کار آمده، دخالت مخصوصی در پیشرفت جنبش نوین فن نقاشی در کشور ما داشته است. بطوریکه خوشنویس معروف ایران محمد سبزواری در زمان شاه اسماعیل (907 – 930 هجری، 1502 – 1524 میلادی) بتحصیل نقاشی اروپائی پرداخت.

از طرف دیگر در نتیجه ارتباط مستقیم اروپائیان از راه خلیج فارس نفوذ صنایع و هنرهای اروپائی در ایران رخنه کرد چنانچه در این عهد شارل کن Charles-Quint امپراطور آلمان و پادشاه اسپانیا و اطریش و فلاندر و قسمتی از ایتالیا یعنی همان امپراطوری که معروف است «در کشور او آفتاب غروب نمیکرد» (1500 – 1558 میلادی) برای اتحاد با ایران علیه سلطان سلیمان ثانی پادشاه عثمانی سفیری بدربار ایران فرستاد و باب تجارت اروپا با ایران افتتاح و مقدمۀ نفوذ صنایع اروپائی در ایران آغاز گردید.

و همچنین شاه عباس بزرگ (985 – 1038 هجری، 1578 – 1628 میلادی) در پیشرفت کالاها و نمونه‌های صنایع ایران در بازارهای خارجه توجۀ کامل داشت و بدین منظور بدربارهای هانری چهارم و لوئی سیزدهم پادشاهان فرانسه سفرائی اعزام داشت و برای د ج گریمالدی فرماندار پراقتدار ونیز (ایتالیا) در سال 1012 هجری پارچه‌های مخمل زربفت که بتصاویر حضرت مریم و حضرت مسیح آراسته بود و دو قالی زربفت سبک جوشقان فرستاد که امروز در بازیلیک سن مارک نگاهداری میشود چنانچه شاه عباس خود در نامه‌ای نوشته منظور اصلی او جلب توجه اروپائیان بهنرهای زیبای ایران بوده است.

شاه عباس کبیر علاوه بر اینکه از وجود هنرمندان فرانسوی و ایتالیائی برای بسط و توسعۀ میناکاری و نقاشی در دربار خویش استفاده نمود، در نتیجه نفوذ پرتقالیها [پرتغالیها] و هلندیها در خلیج فارس نمونه‌های تازه‌ای از نقاشی اروپائی و باسمه‌های کهنه (استامپ) در بازار اصفهان رواج گرفت و کارهای نقاشان معروف هلندی و ایتالیائی در این زمان توجه ایرانیان را بخود جلب کرد. حتی هلندیها سینی‌های مقوائی مصور ژاپونی را باصفهان وارد می‌کردند. در اینموقع است که اصفهان کانون سبک نوین نقاشی شده و مکتب اصفهان ایجاد میگردد. چنانکه نقاشان ایرانی نیز خطوط صاف و مستوی اطراف اشکال را بکلی کنار گذارده و در نمایش حرکات بهم پیچیدۀ خطوط پرچین و خم آهنگهای خوشی منظور کردند که در بیان اندیشه‌های تزئینی کمال مناسبت را داشت. بدین ترتیب حرکت خطوط بهتر از جلوه رنگهای درخشان خیالات شاعرانه نقاش را بیان میکرد.

سرآمد هنرمندان «مکتب اصفهان» در نقاشی رضا عباسی بوده که نامش با علی رضای عباسی کتابدار خوشنویس شاه عباس و همکار میرعماد و آقا رضا کاشانی و رضای هندی اشتباه میشود. کارهای رضا عباسی بیشتر از روی طبیعت طرح شده و بهمین مناسبت دارای طراوات خاصی میباشد که فقط منحصر باندیشه‌های مبتکر و مبدع میباشد. اما مهارت این استاد بیشتر در نمایش لطافت و زیبائی بوده که آنرا به «سبک پرداز» نشان داده است و کارهای او را باید بهترین نمونه بیان خیالات شاعرانه ایرانی در دربار شاه عباس دانست.

در چهل ستون اصفهان نقاشیهای نفیسی روی گچ از مهارت مخصوص رضا عباسی مطابق با ذوق اروپائی دیده میشود. دنباله سبک نقاشی رضا عباسی را استادانی از قبیل حیدر نقاش – محمد قاسم تبریزی – محمد شفیع – میرافضل تونی و حبیب‌الله مشهدی گرفته و آنرا ادامه و رونق داده‌اند.

شاه عباس دوّم (1052 – 1077 هجری، 1642 – 1666 میلادی) محمد زمان پسر حاجی یوسف را برای آموختن فن نقاشی به روم اعزام داشت ولی او در آنجا دین مسیحی پذیرفته و نام پائولو زمان Paolo-Zaman گرفته و پس از مدتی تحصیل بجانب هندوستان مسافرت و در کشمیر مقیم شده است. و بعد از مرگ شاه جهان در دربار او رنگ زیب هنرنمائی خود را ادامه داده و گمان نمیرود که قبل از سال 1087 هجری بایران بازگشته باشد. در آثار وی سبک نقاشی ایتالیائی کاملا مشهود است.

گرچه دوره عظمت صفویان با حمله خانمانسوز افغانها بپایان رسید ولی تاریخ هنرهای کشور ایران بسر نیامده و چراغ ذوق و هنر ایرانی خاموش نگردید. نمونۀ شاهکار هنرمندی ایرانی در اواخر دوره صفویه بنای مدرسه‌ایست که شاه سلطان حسین (1105 – 1135 هجری، 1694 – 1722 میلادی) در اصفهان بیادگار گذارده است.

پس از جهانگشائی نادرشاه دربار دادپرور کریم خان در شیراز پناهگاه هنرهای ملی ایران شد و او که خود را وکیل‌الرعایا میدانست در آبادانی کشور کوشش بسیار نمود (1163 – 1193 هجری، 1750 – 1779 میلادی).

در فن نقاشی سبک تزئینی مکتب اصفهان رفته رفته رو بانحطاط گذارده در شیراز شیوه تازه‌ای روی کار آمد که در تشکیل نهضت نوین هنرهای کشور بی‌تأثیر نبوده است.

آقا صادق نقاش دورۀ نادری در زمان کریم خان زند شهرتی خاص بدست آورد و از کارهای او نقاشی یکه صورت (پرتره) نادر در چهل ستون است. آقا صادق بسبک اروپائی نقاشی آب رنگ مینمود که ممتاز میباشد و نقاشی‌های زیر لاک او شهرت بسزائی دارند.

آقا صادق پسر حافظ ابراهیم شاگرد «آقا زمان» بوده و از شاگردان معروف آقا صادق آقا نجف است که نقاشی‌های زیر لاک خود را «یا شاه نجف» امضا مینموده. محمد حسن خان شاگرد معروف آقا نجف است که در دورۀ فتحعلی شاه (1212 – 1250 هجری، 1797 – 1834 میلادی) نقاشی نگارستان طهران را در اوایل قرن نوزدهم میلادی انجام داده است.

در قرن سیزدهم هجری کارهای اروپائیان در ایران بیشتر رواج گرفت و سبک ایتالیائی نقاشی‌های روی گچ متداول گردید که از همه زیباتر در کاخ سلطنتی کرج و طهران مشاهده شده و دورۀ فتحعلیشاه بهترین زمان آن میباشد. ناپلئون بناپارت نقاشیهای ایرانی را بسیار دوست میداشت و هنگام پیروزی مصر دو نسخه از مؤلفات جامی را همراه خویش بپاریس آورد  و بنماینده سیاسی که بدربار فتحعلیشاه اعزام میداشت مخصوصاً سفارش نمود که در باب هنرهای ملی ایران اطلاعات کافی بدست آورد و در صورت امکان وسایل انتقال هنرمندان ایرانی را بپاریس فراهم سازد.

در کاخ نخستین گلستان تالار بزرگی بوده که در دو سمت آن بیشتر مجالس شکار و جنگ ایران و روس بر روی دیوار نقاشی شده بود و امروز بخشی از آنرا با زحمت زیاد از روی آجر جدا ساخته و در موزه تهران بمعرض نمایش گذارده‌اند. با وجود توجه خاصیکه از طرف استاد این نقاشیها در شبیه‌سازی نسبت بچهره شاه‌زادگان و خاصه در سیمای عباس میرزا ابراز شده است با اینحال تزئینات روی جامه و آرایش سپر و شمشیر وزین و برک اسب، سبک نقاشان تصاویر کتاب را بیاد آورده و با نکات تازه‌ای که در آنوقت در «نقاشی زمان» متداول گردیده است موازنه می‌کند.

سبک نمایش اشکال مرغان و گل و بوته‌های تزئینی که در زمان صفوی بیشتر از مناظر باغهای اصفهان استفاده شده و بروی صفحات مرقع و یا جلد کتاب و قلمدان و جعبه نمونه‌های زیبائی از آن در دست مانده در قرن سیزدهم بمنتهای کمال خود رسیده است و بتقلید کارهای اروپائی موضوعات تازه نیز بمعرض نمایش گذارده شده.

یکی از استادان زبر دست گل و بوته ساز لطفعلی شیرازی (1209 – 1285 هجری) شاگرد میر عمادالحسینی بوده که ظاهراً از میهن بیرون رفته و در حدود 1278 هجری در بخارا کار میکرده است و بهمین مناسبت کارهای مشهور او امروز در موزه‌های کشور جماهیر شوروی پراکنده میباشد. مهارت این استاد بیشتر در نمایش گلهای مینا و قرنفل و گل سرخ بوده که در کمال آسانی نمونهای [نمونه‌های] طبیعت را تقلید نموده است.

تصویر شماره 1 – «لاله‌»ای است که «مشقه لطفعلی» امضا شده و ظاهراً در حدود سنه 1260 هجری ترسیم گشته است. و این تصویر سبک نقاشان هلندی قرن هفدهم میلادی را مجسم میسازد.

از نقاشان برجسته دربار فتحعلیشاه عبداله خان – سید میرزا و آقا محمد را میتوان نامید. یکی از تابلوهای روغنی آقا محمد نقاش فتحعلیشان و پسران او را نشان میدهد که اکنون در مجموعه موزه شهر لایپزیک آلمان است.

نقاش مشهور دیگر فتحعلیشاه «میرزا بابا الحسینی الامامی» است که معروف بمیرزا بابا نقاشباشی است.

یکی از بهترین کارهای این استاد که دارای امضاء و تاریخ میباشد یکه صورت دوست علیخان (مجموعه معیرالممالک) است که در نمایشگاه هنرهای زیبای ایران بمعرض نمایش گذارده شد.

از نقاشان زمان محمد شاه (1250 – 1264 هجری ـ 1834 – 1848 میلادی) میرزا شفیع شیرازی ملقب بمیرزا کوچک و متخلص به «وصال» 1192 – 1263 هجری است که شاعر و خطاط و یکی از نوابغ عالیقدر ذوق و هنر میباشد. وی از شاگردان مجید درویش استاد خط بوده است. و در نمایشگاه هنرهای زیبای ایران در تهران دو قطعه اشعار او بخط و امضای «وصال» (مجموعه ع. مزدا) که در تاریخ 1253 هجری (1837 میلادی) بعباسخان تقدیم گشته است بمعرض نمایش گذارده شد.

در این زمان توجه بطبیعت‌سازی در تصاویر شخصی بیشتر مراعات شده و نام خانواده «غفاری» بسبب کارهای برادران ابوالحسن و ابوتراب شهرت کامل یافته است.

در زمان سلطنت دراز ناصرالدین شاه تأثیر ذوق اروپائی در کشور ایران شدیدتر گردیده و موضوع شبیه‌سازی و فن نقاشی بیش از پیش توجه هنرمندان را جلب نموده است.

ابوالحسن که در صنعت بمراتب بر بردارش برتری داشت نخستین کسی است که شیوه نقاشی اروپائیرا با سبک تزئینی نقاشی ایرانی توأم نموده و از اینرو در نهضت نوین صنعت نقاشی ایران مقام خاصی را حائز گشته است. ابوالحسن غفاری کاشانی (محمد حسن خان) ملقب به «صنیع‌الملک»، پسر اسماعیل نقاش قلمدان‌ساز میباشد و نمونه‌ای از هنر قلمدان‌سازی وی در موزه ویکتوریا آلبرت لندن محفوظ است و از نقاشی‌های برجسته صنیع‌الملک تابلوی حاجی میرزا َآقاسی (1283 هجری، 1866 میلادی) در مجموعه چو کین _ مسکو است و تصویر میرزا آقاسی صدر اعظم 1821 هجری در مجموعه شولتس لایپزیک منتشر شده است.

در نمایشگاه هنرهای زیبای ایران در تهران چندیکه صورت (پرتره) عالی بسبک آبرنگ کار صنیع‌الملک از مجموعه معیرالممالک به معرض نمایش گذارده شد.

در کتاب «روزنامه شکار سلطنتی ناصرالدین شاه» که در تاریخ هزار [و] دویست و چهار الی هزار و دویست و هفتاد و هفت هجری تحریر یافته است و دارای نقاشیهای آبرنگ و بطرح شبیه بکارهای صنیع‌الملک منسوب باستاد بهرام اصفهانی دیده میشود (مجموعه ع. مزدا) در صفحه آخر چنین یاد داشت شده است:

«… صنیع‌الملک در اول حال و جوانی شخصاً بروم پایتخت ایطالی رفته و در آنجا نقاشی فرا گرفته و اول کسی است که برای فرا گرفتن علم و صنعت از ایران بخارجه رفته و بخرج و میل خودش در این راه زحمت کشیده رحمة‌الله علیه»

با آنکه ابوالحسن غفاری نخستین شاگرد ایرانی نیست که بمنظور تکمیل دانش و هنر باروپا اعزام شده ولی پس از مراجعت بنام نقاشباشی کاشی موجب پیشرفت زیاد سبک کار اروپائیان در کشور شده و بدست او زمینه مساعدی برای کار کمال‌الملک ایجاد و از همان زمان بنیان نخستین مدرسه صنایع مستظرفه ایران ریخته شده است.

از همین وقت نقاشی ایران سبک نوینی یافته که دنباله آن تا بامروز ادامه دارد.

پروفسور شولتس در کتاب مشهور خود راجع به «نقاشی ایران» که در اواخر قرن نوزدهم میلادی بچاپ رسیده است از نقاشان شهیر ایرانی در قرن اخیر آقا نجف – نصراله الحسینی نقاشباشی – فتح‌اله شیرازی _ آقا محمد باقر (مذهب باشی) میرزا محمود خان ملک‌الشعراء صبا و میرزا احمد نقاشباشی ظل‌السلطان را نام برده است.

[…] یکی دیگر از نقاشان نامی قرن اخیر محمود خان ملک‌الشعراء صبا فرزند فتحعلیخان ملک‌الشعراء شاعر دربار فتحعلیشاه میباشد و از آثار برجسته محمود خان صبا تابلوی روغنی است موسوم به «نویسندگان» که یک بار سبک نوین این تابلو در نمایشگاه هنرهای زیبای ایران در لندن در سال 1933 میلادی مورد توجه واقع شد. و دیگر نقاشی بزرگ آب رنگ بامضای محمودخان صبا مجلس مهمانی باشکوه دوره ناصرالدین شاه را در قصر گلستان نشان میدهد. این دو اثر که شرح آن گذشت در مجموعه قصر گلستان بوده و در نمایشگاه هنرهای زیبای ایران در تهران به معرض نمایش گذارده شد.

خانواده «صبا» در تهران دو نقاشی آب رنگ محمود خان صبا را از مجموعه خود بنمایشگاه فرستادند که یکی تحت عنوان «امامزاده قاسم» و «گلابدره شمیران» بودند.

«گلابدره شمیران» (تصویر شماره 3) بخوبی قدرت قلم و استقلال فکر و ذوق محمود خان صبا را که سبک بخصوصی اتخاذ نموده است گواهی میدهد. در این نقاشی منظره طبیعی کوه پربرف و درختان تبریزی و جوی آب و دو دهقان ایرانی گوشه از میهن ما را مجسم مینماید. رنگ‌آمیزی این نقاشی آب رنگ و تنظیم منظره طبیعی مکتب نقاشی فرانسوی آن عصر «باربیزن» Barbizon را بخاطر میآورد.

تابلوی روغنی از مجموعه قصر گلستان که مورد توجه است تصویر زن جوانی است که لباس مرصع و جواهرنشان شاهزادگان قاجار را در بر نموده و کمانی در دست چپ گرفته است.

ابروان پهن و کشیده و چشمان بزرگتر از حال طبیعی و دهان کوچک و بینی کشیده دلالت بر ذوق زیبائی اواخر دوره فتحعلیشاه قاجار دارد چنانچه سر این زن جوان در سبک زیبائی شباهت تام بتصویر مه‌لقای دکنی (مجموعه ع. مزدا) دارد که فخرالدین درویش علی آنرا در سال 1246 هجری ترسیم نموده است. گمان میرود که تصویر (شماره 4) این زن جوان در لباس شاهزاده یکی از دختران فتحعلیشاه قاجار میباشد. مناظر طبیعی این تابلو در تحت تأثیرات ذوق مکتب فلورانس ایطالیا است. منظره درخت و ابرهای متراکم در آسمان سبک نقاشی میرزا بابا نقاشباشی دربار فتحعلیشاه را بیاد میآورد. چشمان مخمور و لبخند مرموز شاهزاده خانم و تصویر نیم قد او گواهی میدهد که استاد این تابلوی نقاشی معروف ایطالیائی لئوناردو داوینچی Leonardo-da-vinci مشهور به «مونالیزا» Mona Lisa را مطالعه نموده است. نقاشی منظر طبیعی تپه‌های سنگی که از ایران در نقاشی اروپائی نفوذ کرده و تا دوره لئوناردو داوینچی (1452 – 1519 میلادی) ادامه داشته است.

هنر و ذوق ایرانی در ادوار مختلفۀ تاریخ امواج خود را بخاور و باختر فرستاده و صنایع سایر ملل را تحت تأثیر خود قرار داده است و هنرهای ایران هم بنوبه خود از نفوذ بیگانگان استفاده نموده و روح نوینی بکالبد صنایع ملی خود دمیده است.

اما در قرن اخیر سیاست استعماری موجبات ضعف اقتصاد ملی ایران را فراهم آورده و بدین وسیله مانع رشد هنر و فرهنگ ایرانی گشته است.

ما میدانیم که سیاست فرهنگی یکی از ارکان مهم سیاست خارجی دنیای جدید است و روابط فرهنگی ایران با کشوری که در آنجا علم و هنر را از قیود سیم و زرهائی بخشیده‌اند و ارتباط ما با مللی که قرن‌ها با ما دارای افتخارات فرهنگی مشترک بوده‌اند نوید میدهد که میهن ما با سابقه خدمات فرهنگی خود در ایجاد تمدن نوین «اوئر آزیا» (اروپا و آسیا) سهیم خواهد گردید.

برای کسب این افتخار تاریخی ایران، ما باید مبارزه خود را بر علیه عوامل تاریکی در کشور خود بشدت ادامه دهیم.

مجله پیام نو، شماره‌ی ۱۰ و ۱۱، مرداد ۱۳۲۵

این نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on email
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on email

آخرین نوشته‌های وب‌نامه