شماره 61

بکتاش سارنگ جوانبخت؛ محدودیت مقدس / بهزاد نژادقنبر

محدودیت مقدس عنوان یادداشتی است که بهزاد نژادقنبر به بررسی دو اثر از بکتاش سارنگ جوانبخت می‌پردازد.

سارنگ جوانبخت در آثار خود از دو بعد سیاست و عرفان بهره می‌گیرد. دو وجهی که به ظاهر از یکدیگر دور هستند. اما شاکله‌ی ذهنی هنرمند، هم‌نشینی این دو عنصر را فراهم می‌کند. دو اثری که از سارنگ جوانبخت انتخاب شده‌است. «محدودیت مقدس» و «جعبه شیمیایی» است که در هردو یک جعبه در آنها نمایش داده می‌شود. نویسنده به اوصاف این جعبه‌ها می‌پردازد.

در این آثار نمادها و ارجاعاتی وجود دارد که به مذهب و تاریخ بشریت ارتباط می‌بایند. «محدودیت مقدس» نمایانگر کتاب‌هایی است که هر کدام بیانگری خاص خود را داراست. نویسنده جعبه را با اتاق روشن (کمرا آبسکیورا) قیاس می‌کند. جهان هر کس با رمزها و نمادهایی معنا پیدا می‌کند که شاید مثل جعبه‌های بکتاش سارنگ جوانبخت می‌پردازد.

به سادگی برای دیگری یا حتی خود فرد قابل ترجمه نباشند، اما ورای این نمادها و رمزها، حسی وجود دارد که قوی‌تر عمل می‌کند و شاید بتواند روزی این آلام را به زبانی مشترک ترجمه کند. بکتاش سارنگ جوانبخت متولد ۱۳۶۰ است. دیپلم گرافیک از ھنرستان صداوسیمای تھران، لیسانس نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی تھران و DNAP در رشته مجسمه سازی فلزی از دانشگاه استراسبورگ (فرانسه) دارد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

 

از دیگر مقالات بهزاد نژادقنبر:

متن مقاله

بکتاش سارنگ هنرمندی است که در آثارش از رسانه‌­های مختلف استفاده می­‌کند و برای همین علی­رغم آنکه پیش از این به تفصیل به او پرداخته شده است1، لازم بود در این شماره نیز که به هنر جدید اختصاص دارد به او اشاره شود. من با انتخاب دو اثر از سارنگ با نام‌های  محدودیت مقدس و جعبه شیمیایی سعی دارم ضمن تأکید بر دغدغه­‌های «سیاسی» و در عین حال «عرفانی» هنرمند به چگونگی هم­نشینی این دو رویکردِ نسبتاً متناقض بپردازم. البته خود هنرمند قبلاً در مصاحبه­‌ای کلید درک این هم­نشینی را فراهم آورده است، جایی که به اثری از فرانسیس آلیس اشاره می­‌کند با این عنوان که «گاهی انجام کاری شاعرانه می‌تواند به کاری سیاسی بدل شود و گاهی انجام کاری سیاسی می‌­تواند به کاری شاعرانه بدل شود.»2 این جملات می توانند شاکله‌­ی ذهنیت هنرمند در هم­نشینی و ارتباط میان سیاست و نوعی نگاه تغزلی ـ عرفانی را نمایان کنند که بیان شخصی او را شکل داده است. در هردوی این آثار با جعبه­‌هایی قابل حمل توسط انسان روبه‌­روییم. گویی آنها ساخته شده‌­اند تا همه ­جا همراه برده شوند، همچون نوعی مخزن اسرار یا راهنما. اولی با عنوان جعبه شیمیایی، جعبه‌­ای است قفل شده با هفت پیچ و مهره که گویی راهی به درون آن نیست. اشاره به عدد هفت بیش از هرچیز کتاب مکاشفات انجیل را به ذهن متبادر می‌­کند که روایتی است از روز داوری نهایی که بازشدن هر مُهر فجایعی چون قحطی، جنگ، رنج و بلایای طبیعی را به دنبال خواهد داشت البته با این وعده: «فقط آن­‌کس که تا نهایت تاب بیاورد، نجات خواهد یافت»؛ یعنی زمانی که مهر هفتم باز شود و عدالت اجرا شود. در این روایت ظلم و تعدی و در عین­‌حال مقاومت در برابر آن بخشی از تاریخ همیشگی انسانیت شمرده شده است. ضمن به‌خاطر داشتن تفسیرهای متفاوتی که از این روایت موجود است، شاید بهتر باشد از آنجا که در این اثر اشاره‌­ی مستقیمی به آیین خاصی نشده است پیام آن را به کلی­‌ترین شکلش در نظر گرفت، یعنی آن‌طور که در کتاب دانیل به نوشته‌­ای مهر و موم شده اشاره می‌­شود که حاوی علم خدا است و همواره بر همه پوشیده خواهد ماند تا کنجکاوی و اندیشه را برانگیزاند و آن را فزونی ­بخشد. اثر دوم، محدودیت مقدس نام دارد و جعبه‌­ای است حاوی سه کتاب. اولی کتابی است با جلد قرمزکه به امکان فراتر رفتن از میل و هوس اختصاص دارد،  دومی، کتابی قطور و سیاه با چهل ورق در مورد سنت چله‌­نشینی. در این کتاب صفحات سیاهی داریم با روزنه­‌ها و دریچه­‌هایی که یادآور روزنه‌­هایی­ است در معماری شرقی برای عبور نور. کتاب سوم هم فقط جلدی محکم و کهنه است بدون هیچ صفحه­‌ای. صورت کلی جعبه و صفحات ذکر شده در کتاب استعاره‌­ای را به ذهن متبادر می‌­کند که گرچه شاید مستقیماً مدنظر هنرمند نبوده می‌تواند خوانش ما را روشن‌­تر کند. جعبه‌­ای همچون اتاق تاریک یا کمرا آبسکیورا، یا به عبارتی همچون «محدودیتی مقدس»، که جهان بیرون را با منطقی مختص خود «تحلیل می‌کند». اگر این اتاق تاریک را استعاره­ای از فرد در نظر بگیریم آنگاه روشن خواهد شد که هیچ مکاشفه‌­ای در خلاء و بیرون تاریخ صورت نمی­‌گیرد. نور همواره از بیرون می­‌تابد، حتی اگر در لفافی از خشونت و سفاهت و غیره پوشیده باشد. شاید برای همین است که سارنگ در متن مربوط به این نمایشگاه می‌نویسد: «نقاط تعلیق نقاطی‌­اند که از روزی که فرد به دنیا می‌­آید شکل می­‌گیرند و گسترش پیدا می‌کنند، و به دلیل حضور مداوم و ثابت مرگ و پوچی در فضای خصوصی ما به نقاطی ناشناخته و چگال بدل می شوند مثل سیاه­چاله‌­ها.» این فضای شخصی‌­ای که سارنگ از آن حرف می زند، مطابق با آن فضای درونی که در عرفان اغلب از آن صحبت می شود نیست، یعنی فضایی که مستقل از بیرون شکل بگیرد و ناشی از چله ­نشینی به معنای مرسوم آن باشد. فضای خصوصی سارنگ گویی نوعی فضای مقاومت است در برابر کلیشه‌­ها و فشارهای بیرونی و از همین­‌روست که به جای درون از «فضای شخصی» حرف می زند. فضای شخصی یا همان جهان شخصی فرد می‌تواند از مجموعه‌‌ی آنچه دیده یا خوانده، یعنی حتی ورای تجربه­‌های روزمره‌­اش، تشکیل شود. گرچه جهان هر کس با رمزها و نمادهایی معنا پیدا می کند که شاید مثل جعبه‌­های سارنگ به سادگی برای دیگری یا حتی خود فرد قابل ترجمه نباشند، اما ورای این نمادها و رمزها، حسی هست که قوی­تر عمل می­‌کند و شاید بتواند روزی این آلام را به زبانی مشترک ترجمه کند.  

پینوشت:

  1. معمای هنر و هنر معمایی: مروری بر آثار بکتاش سارنگ جوانبخت، ثمیلا امیر ابراهیمی و تورق کتاب جهان: یادداشتی برآثار بکتاش سارنگ جوانبخت، وحید حکیم ـ حرفه :هنرمند شماره 53 ـ زمستان 1393
  2. مصاحبه بکتاش سارنگ ـ حرفه: هنرمند