نیکلاس نیکسون/ Nicholas Nixon/ عکاسی

>> شماره 6

‌پنجره‌ی همسایه: نیکلاس نیکسون Nicholas Nixon

نیکلاس نیکسون Nicholas Nixon از مهربان‌ترین عکاسانی است که تاریخ عکاسی به خود دیده است.

شاید مهربانی او از آن باشد که در فاصله نیست و خیلی نزدیک و دم دست است. ترحم نمی‌کند، اما همدلی دارد. باید و نباید نمی‌آورد، کج و راست نمی‌کند، تغییر نمی‌دهد و همینِ تو را می‌پذیرد. هیچگاه سوژه‌هایش را دستمایۀ معانی دیگر و کلی و استعاری قرار نداده و پیشنهادهای نامربوط و بزرگ نکرده... تمام عمر کاری‌اش را با آن دوربین کت و گندۀ چوبی و قدیمی روبروی آدمها نشسته و زیر آن پارچه سیاه رفته که فقط نگاه کند و حین واضح بازی، خیره شود تا چشمانشان و خنده‌هایشان: و امید و اضطرابهایشان را ببیند. و این برای عکاسی امروز، موهبت فراموش شده‌ای است. همین.

مقالاتی که پیرامون عکاسی نیکلاس نیکسون خواهید خواند:

نیکلاس نیکسون؛ تصاویر مردم به قلم پیتر گالاسی و ترجمه‌ی کیهان ولی‌نژاد نیکلاس نیکسون، متولد ۱۹۴۷، یکی از عکاسان برجسته‌ی نسل خویش است. اواسط دهه‌ی ۱۹۷۰، عکاسی با دوربین قطع بزرگ و چاپ مستقیم را احیاء کرد. (شیوه‌ای که کار ادوارد وستون و واکر اونز بود، اما، اکنون دیگر از مد افتاده بود.)

در طی دهه‌ی بعد مردم را به عنوان سوژه‌ی عکاسی برگزید. عکس‌هایی خودانگیخته و چالاکانه که در نوع عکسبرداری با دوربین قطع بزرگ بی‌سابقه بودند.

نیکلاس نیکسون؛ دنیا از آنچه می‌پنداشتم جذاب‌تر است به قلم آرتور اُل‌من و ترجمه‌ی شاهین شهابلو

نیکلاس نیکسون از افتخار می‌گوید: «افتخار می‌کنم که همان شیوه‌هایی را که آتژه و واکر اونز به کار می‌بردند، من نیز به کار می‌برم. می‌خواهم تا جایی که ممکن است پیش بروم.

دلم می‌خواهد ژرف‌ت بنگرم. نزدیکتر شوم. بیشتر بدانم و پرشورتر و صمیمی‌تر باشم. می‌دانم که شکست خواهم خورد ولی از تلاش خود سرافراز خواهم بود. می‌خواهم از کاری که استیگلیتس در ارتباط با ازدواجش انجام داد فراتر بروم. خودخواهانه است ولی سعی خود را خواهم کرد.»

آدم‌های نیکسون و ایدز به قلم اندی گروندبرگ و ترجمه‌ی فرشید آذرنگ

با دو روش کاملاً متضاد اما به یک اندازه موجه و معتبر می‌توان به عکسهای نیکلاس نیکسون نگریست. تصاویر او دلایل و شواهد چشمگیری‌اند دال بر اینکه چگونه می‌توان ابزارهای سنتی (و اکنون منسوخ و مهجور) رسانۀ عکاسی را به کار گرفت. ( دوربین قطع بزرگ، فیلم سیاه و سفید، چاپ کنتاکت.) و در نهایت به انجام کاری بی‌سابقه در هنر پرداخت و در قلمرو ناشناخته‌ای دست به مخاطره زد. در عین حال آنها بر موضوعاتی متمرکزاند که آن آثار را با سنت عکاسی مستند، که دلمشغولی اجتماعی دارد، پیوند می‌دهد.

گفتگو با این هنرمند با عنوان «من عاشق پوست‌شان بودم» را می‌توانید از اینجا بخوانید.

همچنین مقاله‌ی «ما خانواده هستیم: چهل سال عکاسیِ نیکلاس نیکسون از خواهران براوْن» راجع به عکاسی نیکسون را می‌توانید در وب‌نامه مطالعه کنید.