5

هویت آن چیزی است که به اجرا در می‌آید / گفت‌وگو با منصور براهیمی

گفت‌وگو با منصور براهیمی

منصور براهیمی مترجم کتاب‌های «نمایشنامه و ویژگی‌های نمایش» نوشته دبلیو داوسون، رومنس و ملودرام، شکسپیر و سینما، چشم‌اندازهای بازیگری نوشته یان کات، کارگردانی نمایشنامه نوشته فرانسیس هاچ و کتاب تفسیری بر تراژدی‌های یونان باستان (با همکاری داود دانشور) است. او مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویسی نیز می‌باشد. ما در گفت‌وگویی با آقایان فرشید آذرنگ، علی‌اکبر علیزاد و ایمان افسریان، موضوعات چند شماره اخیر «حرفه: هنرمند» را فارغ از حوزه فعالیت هنری خاص و در مفهوم عام آن مورد بحث و مداقه قرار داد. منصور براهیمی از اعضای «گروه تئاتر آیین» علاوه بر ترجمه و تألیف مقالات متعدد در مورد هنر و نقد هنری، مدرس تئاتر نیز می‌باشد.

***

ایمان افسریان: بهانه‌ی شروع بحثهای تئوریک این چند شماره‌ی مجله‌ی ما نمایشگاه هنر مفهومی بود. این نمایشگاه در موزه هنر معاصر تهران برگزار شد. ادامه‌ی بحث پیرامون آن نمایشگاه ما را وارد مباحث بعدی‌ای کرد که در چند شماره‌ی اخیر چاپ شد. آن نمایشگاه با استقبال بسیار زیاد مخاطبین و شرکت با شور و هیجان هنرجویان جوان همراه بود. اما در کنار این اقبال، نقدها و اعتراضات زیادی را هم برانگیخت. بعضی از مخالفان اینگونه نمایشگاهها، نقدهای محکم و شکننده‌ای را طرح کردند که ارزشمندی آنها را به چالش می‌طلبید. مجموعه‌ی این مباحث بحران ارزشگذاری آثار هنری را بخصوص در ایران عیان کرد. اگر موافقید بحث را از این مسئله آغاز کنیم.

منصور براهیمی: از آنچه گفتید اینطور متوجه شدم که به نظر مخالفان هنر مفهومی (کانسپچوال) آن نمایشگاه چندان باارزش نبوده. من با این رویه که بی‌مقدمه وارد ارزشگذاری شویم موافق نیستم. اجازه دهید قبل از ارزشگذاری، «توصیف» کنیم. من این نمایشگاه را ندیده‌ام، بنابر این حتی از «توصیف» آن عاجزم. ولی بیایید امکانات «توصیفی» آن را کمی بررسی کنیم. ممکن است مردم از نمایشگاهی به خوبی استقبال کنند، و شما بکوشید آن را «چنان که هست» توصیف کنید.

مثلاً احساس کنید که بازدید آنها همچون یک آداب شیک اجتماعی، نوعی تشبث یا تظاهر فرهنگی، یا همچون نوعی مصرف فرهنگی (چنان که مثلاً لوازم آرایشی را حریصانه مصرف می‌کنیم) به انجام می‌رسد؛ یا به عکس ممکن است ببینید که این نمایشگاه آنها را عمیقاً وارد چالش‌های فرهنگی می‌کند، بازدید کنندگان چیزی به نمایشگاه می‌دهند و چیزی می‌گیرند، و خلاصه آن را همچون «رویداد فرهنگی» که بر شرایط حال و آیندۀ هنرهای تجسمی کشور سخت مؤثر خواهد افتاد مشاهده کنید. پس از این نوع مشاهده‌گری بی‌طرف می‌توان به ارزشگذاری نیز روی آورد.

استنباط من از سخنان شما این است که گویی این نمایشگاه از معنایی هنری، که آن را به یک رویداد فرهنگی یگانه بدل کند، برخوردار نبوده است. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون مفهوم "تجربه‌ی زیسته" به مدخل حرفه‌: نقاش، در دو شماره‌ی چهارم و پنجم از فصلنامه‌ی حرفه: هنرمند مراجعه کنید.