74

تاریخ هنر ایران (6) تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری/ آریاسپ دادبه

گفتار ششم: تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری- زمینه‌های مکتب پارسی

آریاسپ دادبه در اندیشه و فرهنگ ایرانشهری تلاش می‌کند پیش از آنکه به تمامی وارد دوران «تاریخی» یا شاهنشاهی هخامنشی شود. بعضی از مقدمات و زمینه‌های شکل‌گیری «مکتب پارسی» را مورد بررسی اجمالی قرار دهد. زمینه‌ها شامل رویدادهاییت که در حد فاصل دوران سفالینه‌های منقوش و عصر نوزایی فرهنگ ایران پدید آمدند. برخی دیگر نطفه‌ی پدیده‌هایی هستند که به تدریج در طی زمان شکوفا شدند. مواردی که در دوران بعدی نتایج خود را آشکار کردند.

دادبه سیر آگاهی تاریخی که آغاز آن را در اولین گسست انسان با وضع طبیعی زیست او می‌داند. به سه دوره تقسیم می‌کند: «زایش اولیه» (دوره‌ی نوسنگی و به مدت تقریبی سه هزار سال). «دوره‌ی میانه» یا هزاره‌ی نزاع‌ها. و در نهایت دوره‌ی «نوزایش» که دوره‌ی اوج آن مقارن با تأسیس شاهنشاهی پارسی است. این نوشتار عمدتاً بر دوران میانه متمرکز است. دوره‌ای که مشتمل بر تحولات و تغییرات بی‌شمار در همه‌ی عرصه‌ها است. حصول تجربیات فنی و تکوین نظام‌های اداره‌ی سرزمین و مراودات در مقیاس‌های کوچک‌تر و پراکنده در پهنه‌ای وسیع است. که خود منجر به شکل‌گیری نظم اجتماعی جدیدی شد.

دو مشخصه‌ی مهم این دوره ورود به عصر آهن و «حماسه‌ی پهلوانی» است. به گمان نگارنده بنیان‌های اندیشه‌ی حماسی در این دوره شکل‌گرفته است. دادبه می‌کوشد در این درسگفتار مقدمات آن را شرح دهد.

«خویشکاری» (function)، «پیمان» (اخلاق)، «اندیشه‌ی حماسی» و «تجلی»

«خویشکاری» (function)، «پیمان» (اخلاق)، «اندیشه‌ی حماسی» و «تجلی» مباحثی هستند که دادبه در همین راستا مفصلاً مورد بحث قرار می‌دهد. به گمان دادبه برای شناخت هر فرهنگ توجه به کارویژگی‌ها یا خویشکاری‌ها بسیار راه‌گشاست. او خویشکاری را نماینده‌ی نظم ذهنی، ساختار کارکردهای حسی، و نوعی کشش فکری در هر فرهنگ می‌داند که خاصیتی بازگشتی و تکرارشونده دارد. او معتقد است هر فرهنگ بنیان‌گذار در جریان تحول از عصر اسطوره به تاریخ دچار تغییراتی در خویشکاری‌ها یا «کارویژگی»های نظام اندیشه‌ی خود شده است.

به گمان نگارنده فرهنگ ایرانی در دوران کهن همچون تمدن‌های عتیق و هندواروپایی مبتنی بر یک نظام خویشکاری‌های سه‌گانه‌ای بوده است. سپس با پدید آمدن انشقاقی میان ایران و اقوام هندواروپایی تفاوت‌هایی اساسی در جهان‌شناسی ایرانیان رخ داد. این همزمان با ورود ایران به دوران تاریخی و تأسیس اولین امپراطوری مرکزی در ایران بود. نظام خویشکاری چهارگانه جایگزین نظام سه‌گانه‌ی پیشین شد. دادبه در این گفتار می‌کوشد سیر تحول این خویشکاری‌ها را از خلال مرور سیر آگاهی در این فرهنگ ایرانشهری بررسی کند. سپس برخی نمودهای آن‌ها در نسبتی که ایرانیان با طبیعت و اقلیم، اساطیر و هنر ایرانی، و شعر پارسی برقرار کرده‌اند، روشن کند.

ادامه‌ی این درسگفتار را در باب تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری- زمینه‌های مکتب پارسی از اینجا بخوانید.

برای دریافت مقاله روی گزینه خرید کلیک کنید.

بخشی از متن:

در این گفتار بنا داریم پیش از آنکه به‌تمامی وارد دوران «تاریخی»، یا شاهنشاهي هخامنشی، شویم به بعضی از مقدمات و زمینه‌های شکل‌گیری آنچه «مکتب پارسی» می‌نامیم اشاره کنیم. هریک از مواردی که به آن اشاره خواهد شد جای آن دارد که مورد پژوهش بیشتر و دقیق‌تر واقع شوند. بعضی از این موارد رویدادهایی هستند که در حد فاصل دوران سفالینه‌های منقوش و عصر نوزایی فرهنگ ایران پديد آمدند، و بعضی دیگر نطفه‌ی پدیده‌هایی هستند که به‌تدریج در طی زمان شکوفا شدند، و در دوران‌هایی که از پی هم رسیدند نتایج خود را آشکار نمودند، که در جای خود بیشتر به آن‌ها خواهیم پرداخت.

در گفتار پیشین اشاره شد که در اين اقلیم حيات در امتداد روال طبیعیِ زیست. و با صرفِ پیروی از مقتضيات طبیعی قابل تداوم نبود. یعنی روندی كه در کانون‌های دیگر به تولد نظام‌های هندو‌ـ‌کریشنایی منتهي شد، در اين اقلیم مرگ‌آور و فاجعه‌بار می‌بود. و از سوی دیگر رشد و نمو بیش از حد آگاهی در منظومه‌ی ذهن و عالم رؤیا، ممکن نبود. راهی که در جهانِ عتیق پیموده شد و آن نظام را به‌تدریج در کارایی تضعیف کرد. بنابراین در این حوزه، فرهنگی شکل گرفت که سیر حیات در آن با گسست‌هایی در آگاهی، و تحول در شیوه‌ی زیست همراه و ملازم بوده است.

شواهد باستان‌شناسی دلالت بر آن دارند که اولین گسست با وضع طبیعی زیست، که همان گردآوری خوراک و یورش بود، منجر به آغاز زندگی دهقانی شد، و ما آن را دوره‌ی «زايش اوليه» نام نهادیم، که بنابر شواهد باستان‌شناسی دوره‌ی نوسنگی به‌نظر می‌رسد به مدت سه‌هزاره تقريباً خالی از جنگ دوام داشته است. بعد از آن هزاره‌ی نزاع‌ها فرا مي‌رسد؛ شهرهای بسیاری از میان می‌روند، يا به‌شدت مورد هجوم قرار مي‌گيرند. دوره‌اي، به مدت تقریبی یک هزاره، كه مي‌توان از آن به عنوان دوره‌ی ميانه نام برد.