و شهر گرافیک و شهر
شماره 55

گرافیک و شهر

میزان دلهره‌ی گم کردن راه در خیابانها و بزرگراههای شهرهای بزرگ ما، نسبت مستقیم دارد با میزان غفلت از طراحیگرافیک محیطی اصولی در شهر. اغتشاش بصری نتیجه‌ی هجوم تصاویر دوبعدی و سه بعدی بی ربط و بی توجه به محیط زیست و ساز وکار روانشناختی انسان است. اگر تبلیغات و اطلاعرسانی بر پایه‌ی اصول نباشد، زشت شدن شهرکمترین و دم دستترین پیامد قضیه خواهد بود.

بررسی و شناخت مفهوم طراحی گرافیک محیطی و اهمیت آن موضوع اصلی این ویژهنامه‌یحرفه: هنرمند است. طراحی گرافیک محیطی در مدرسههای متولی آموزش طراحی گرافیک ما به درستی شناخته نشده و اگر هم در مواردی معدود بحثهای آکادمیکی در این موضوع مطرح میشود کفایت نمیکند. نظام آموزش مدون و کافی برای تربیت علاقمندان و دانشجویان رشته طراحی گرافیک؛ به خصوص در بخش مسیریابی (way finding) و طراحی نشانگان (signage) وجود ندارد. در غالب مدرسههای ایران وقت اندکی هم که به مبحث آموزش طراحی گرافیک محیطی اختصاص داده شده به مبحث" طراحی بیلبورد" می گذرد این در حالتی است که بین طراحی گرافیک محیطی و تبلیغ محیطی تفاوت ماهوی وجود دارد. از دیگر سو اهمیت طراحی گرافیک  محیطی نزد مردم و مدیران ما چندان که در خور موضوع  است شناخته نشده. شاید بتوان گفت  مشکل اصلی این است که دانش و تخصص طراحی گرافیک محیطی نزد نیروی کار اندک است و از دیگر سو توجه دلسوزانه نزد مدیران و مردم به نقش حیاتی این حوزه چندان که باید وجود ندارد. شهرهای ما هرچه بزرگتر می شوند خلاء اطلاع رسانی به موقع، کامل و صحیح به خیل مردم پیاده و سواره در آنها بیشتراحساس میشود و محلات ما نیز به تبع آن، بی هویت تر میشوند. تبلیغات نیز در آنها به جای آنکه زیبا و اندیشمندانه باشد، زیاداست و غیر مسئولانه. نتیجه آنکه مردم ما از امکانات فرحبخش بصری آنچنان که نمونههایش در بسیاری از شهرهای جهان وجود دارد و نیازش در اینجا حس می شود برخوردار نیستند.

عموماً طراحی گرافیک محیطی در بخشهای اطلاع رسانی، تبلیغات و هویتنمایی یعنی تمامی حوزههای گسترده‌ی طراحی گرافیک میتواند مورد توجه قرارگیرد، بخصوص طراحی گرافیک محیطی با خیلی از رشته ها مثل طراحی شهری  (urban design) ارتباط تنگاتنگ دارد . شناخت دستاوردهای غربی در امرطراحی علائم اطلاعرسان شهری ، برند شهری و هویت شهری، گام اول ورود به بحث است. این شناخت  اگرچه مهم است، بخشی یا نیمی از کل ماجرا خواهد بود. آنچه اهمیت ویژه دارد تطبیق دادن آن دستاوردهای غربی با مسائل جامعه شناختی و روانشناختی کشور ماست.

مردم، مدیران و طراحان در تعاملی قابل شرح و قطعی مسئول  وضعیت بصری محیط اطرافشان هستند. روی سخن مقالههایی که در این شماره تألیف یا ترجمه شدهاند ، علاوه بر طراحان گرافیک میتواند با مردم، مدیران و تصمیم گیرندگان اصلی در حوزه‌ی مسائل مربوط به شهر (از جمله شهرداری و زیباسازی) باشد. در مباحث پیش روکوشش شده توضیح داده شود مبحث اصلی زیر مجموعه‌ی طراحی گرافیک محیطی مسیریابی است و بهرهگیری از امکانات هنرهای تجسمی در جهت تسهیل رابطه‌ی انسان با محیط پیرامون اوست  و نه هرگونه تبلیغی که در محیط اطراف ما دیده میشود.

امید آنکه طرح این مباحث کمکی باشد به درک اهمیت آن گونهای از آثار گرافیکی که مخاطب و مصرفکنندگان متعدد و متفاوت دارد و قرار است رابطه‌ی انسان را با محیطش دلپذیرتر سازد.