>> شماره 9

کیچ در خدمت زندگی / اُد نردروم / ع. جمالی

کیچ از سؤالات اساسی و جاودان انسان می‌پرسد. هدف کیچ ایجاد حساسیت در فرد فرد انسانهاست، که در بهترین و خفیف‌ترین حالتش ، خنده را به سکوت می‌کشاند. کیچ برای زندگی‌ست و بدان خدمت می کند، و بنابراین سروکارش با فرد فرد انسان‌هاست . و همین کیچ است که در برابر بی‌تفاوتی و بی‌دردی هنر مدرن می‌ایستد. برخی سعی می‌کنند تا کیچ را نوعی تبلیغات سیاسی جلوه دهند، اما کیچ هیچ سروکاری با هیتلر و استالین ندارد. آنها تشکیلاتی تبلیغاتی برای توده‌ها به راه انداخته بودند که در آنها هنر و هنرمند در خدمت سیاست‌هایشان بود، فلذا تبلیغات می‌بایست تا به زبانی روشن و روان مانند آگهی‌های تجاری به روح و مخاطبان می‌رسید. این در حالی‌ست که اپرایی نظیر مادام باترفلای ۳۵، پوچینی، حساسیت و وجدان فرد را برمی‌انگیزد و نه افکار عمومی را.

کیچ فرمی از بیان شور و عشق و رنج آدمست و نه خادم حقیقت - آن هم حقیقت کلی و جاودان مدرن ! بعکس، کیچ خادم معنا و آن حقیقتی‌ست که در روح تاریخ روان است . بنابراین، امروز نیز هنرمند کیچ می‌تواند با تصویری زیبا و هنرمندانه از شمایل مریم عذرا، ۲۶ قداست او را تعالی ببخشد. کیچ حقیقت مدرن را تنها بخاطر هنر و وظیفه‌ای که فی‌الواقع بر عهده‌ی آن است، وامی نهد.

در هنر کیچ معیار کیفیت «مهارت» است. و چون در تاریخ ملاک ثابتی وجود ندارد، کیچ نتوانسته تا در لوای معیاری جاودان بیمه شود. هرچند برای پیکاسو و وارهول ۳۸ مسئله تا حدودی متفاوت است: آنها با ملاک‌ها و ارزش‌های زمانه‌ی خود حمایت می‌شدند و هنوز هم با همان معیارها سنجیده می‌شوند. اما ملاک و ارزش «مهارت» در گذر زمان دوام نیاورده و امروزه دیگر کیچ بی‌نصیب از حمایت اوست. ما دیگر امروزه وارهول را با رامبراند مقایسه نمی‌کنیم.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون مفهوم کیچ اینجا کلیک کنید.