عکاسی در عصر رسانه‌های نوین

35

کشف عکاسانه؛ خلق طراحانه؛ در بستر مجاز / یادداشتی از حمید الهی

زیستن در فضای بی‌مرز، بودن در جایی که جایی نیست و تعلیق ذهن در ساحتی که بودن یا نبودن در آن قابل تأویل، جابه‌جایی و حتی ساختگی است، ما را در مرز تاریکی و روشنی و در گرگ و میش فهم و نافهمی قرار داده است. انسانی شده‌ایم ساخته شده از تکه‌پاره‌های ناهمگون فرهنگی که ذهنش سرشار است از تعابیر و تفاسیر پرتناقض.

آدم‌های این روزهای نسل من در مرز توهّم و واقعیت، در جستجویی مدام برای یافتن تکیه‌گاهی حتی به اضطرار و موقت، شتابان شده‌اند. تکیه‌گاهی که به استحکام و اطمینان نظر ندارد، در جستجوی رسیدن به سکون و تعادل و آرامشی که هزاران سال به دنبالش بوده‌ایم، نیست و هر نقطه که برای ایستادن می‌یابد، خود سکویی است برای پرش به دریاچه توهمی دیگر. در این مرز نامعلوم و این اتمسفر سیال ذهنی که یک بال آن در ضربان تند زندگی مدرنِ کلان‌شهرهاست و بال دیگر آن در بی‌مرزترین فضایی که بشر تاکنون تجربه کرده یعنی دنیای مجازی و بی‌مکان، "عکس" و در یک نگاه کل‌نگرتر "تصویر" زبانی بُرنده و بی‌جغرافیاست که سرعت انتقال آن به‌ویژه در سطح توده‌ها بسیار بیشتر از ادبیات و کلام است. این جابه‌جایی سریع مفاهیم در بستر تصویر و از طریق مجاری پرسرعت سپهر رسانه‌ای امروز، دوران نوینی را در تاریخ انسان ساخته است؛ دورانی که تصویر، کلام را از جایگاه همیشگی خود عقب رانده است. اکنون‌ این تصاویرند که تصورمان را هدایت می‌کنند. در امتداد آن، در سطح کلان اجتماعی، دگردیسی کاملی در حال شکل‌گیری‌ست و آن ترجیح خوراکِ تصویری جای خوراک کلامی برای ذهن‌هاست که در درازمدت این تصاویر بمباران کننده ذهن، نگرش فلسفی و شیوه زندگی‌مان را دچار تغییر کامل خواهد كرد.

ما در حال تجربه مصرف میوه‌های اختراعات و اکتشافات سده نوزدهم بشری در فصل بلوغشان هستیم. در یکی از نقاط عطف این بازه زمانی، "دوربین"به عنوان یابنده و ثبت‌کننده پر قدرتِ سیر توسعه تاریخی، ذهن بشر را در ثبت واقعیت‌ها دچار چرخشی اساسی کرد. در امتداد پیشرفت‌های سخت‌افزاری این مسیر، به واسطه ظهور دوربین‌های تمام خودکار، این روزها قدرت بازسازی ذهن و خیال‌پردازی و ثبت تصاویر ـ حتی از زندگی روزمره‌ـ نیز از قلمرو حافظه‌ها و خاطره‌ها به عکس‌ها انتقال یافته و متافیزیکی که حاصل عدم دسترسی ما به ثبت عینیات بود، به سرعت رو به زوال گذاشته است. این فرآیند با گسترش سایبرنتیک و دسترسی ساده به رایانه‌ها سرعتی فزاینده یافته است، حالا دیگر آن مقدار قدرت خیال‌پردازی باقی‌مانده ذهنمان نیز به شدت از تصاویرِ انباشته در حافظه تصویری متأثر شده است. شاید در این فرآیند نیز نیازمندِ به بلوغ رسیدن، آگاهانه عمل کردن و برگزیدنِ درست هستیم. چه بخواهیم، چه نخواهیم‌، قدرت تصور امروزمان به شدت جسمانی‌تر و مادی‌تر شده و"کشف" و دقت نظر در دنیای اطراف که روزگاری حاصل دقت چشم‌هایمان و سعی‌مان در به خاطر سپردن بود، دیگر این روزها تکیه‌گاهش را به دوربین‌ها داده است. یک راه نجات، شاید خلق هنرمندانه تصویر از ترکیب ماده اولیه‌اش یعنی "عکس"باشد. برای مبارزه با این انبوهی و حرص تولید و مصرف تصویر که منجر به بی‌بند و باری تصویری، شلختگی و کم‌حافظه شدن و در یک کلام کم شدن عمق میدان "خیال"های انسانی است، تنها یک مسیر متصور است و آن توسعه معنوی هنر در لایه‌های اجتماعی توده و نیز یادآوری و بازسازی دوباره دوران تخیل به عکاسان است؛ جایی که در آن ذهنیت سیال بشری به شاعرانگی و خلق دست می‌برد. باید به شعرهای تصویری و تصویرهای شاعر بیشتر اندیشید تا مهاری بر مادیت حریص خیال‌کُش این دوران ساخته شود. تنها قدرت انسانی‌مان ـ خیال ـ را اگر از ما بستانند، چیزی جز نشخوارکننده تصاویر باقی نخواهد ماند. " کشف"در نگاه عکاسانه آن هنگام که به "خلق" در نگاه طراحانه ما آمیخته شود، معجونی قدرتمند خواهد بود که در بستر دنیای "مجاز"ی محصولش رشدی خیال انگیز، مانا و بی زمان و بی‌مکان را می‌آفریند. تنها، چشم‌انداز افق‌های باز خیال‌های انسانی برای دویدن، برای زنده بودن، برای شاعربودن، برای پروازکردن....

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 6 آبان 1389 ساعت 11:46 توسط حمید الهی