34

چهره‌ی ژانوسیِ دهه‌ی شصت / محمد رضایی‌راد

ژانوس، شخصیتی در اساطیر یونان است که دو چهره دارد و با هر یک از آن‌ها به سویی می‌نگرد. مقاله «چهره‌ی ژانوسی دهه شصت» به چهره‌ی دوگانه‌ی ایران در این دهه می‌پردازد و دو وجه آرمانشهر و کابوسشهر ایران در دهه‌ی شصت را بیان می‌کند. دهه‌ای که از نظر نویسنده محدود به خود دهه‌ی شصت نیست و ویژگی‌های ژانوسی‌اش پس از انقلاب 57 آغاز و تا سال‌های دهه‌ی هفتاد ادامه می‌یابد. یک چهره‌ی ایران در دوره‌ی پس از جنگ تثبیت آرمان‌های انقلاب اسلامی است و چهره‌ی دیگر، سختی و کمبود ناشی از جنگ با عراق و چندین نمونه دیگر از این دو وجهی‌ها که نویسنده به آن اشاره می‌کند. این دوگانگی‌ها که بعضاً در تضاد با یکدیگر هستند، تصویر کاملی از این دهه ارائه می‌دهند. محمد رضایی‌راد با مثال‌هایی از سیاست، اقتصاد و هنر نشان می‌دهد که چگونه وجه کابوسشهر و آرمانشهر دهه‌ی شصت به طور همزمان عرض اندام می‌کنند. سوالی که به وجود می‌آید این است که: این وجه نوستالژیک که از دهه‌ی شصت در تفکر ایرانیان راه یافته است، از چه چیزی نشأت می‌گیرد؟ نویسنده در پایان مقاله مجموعه‌ای از تصاویر در اختیار خواننده قرار می‌دهد که در واقع اسنادی در اثبات ادعای ژانوسی بودن دهه شصت هستند. تصاویری که بیانگر چهره‌ی چندگانه و متفاوت سال‌های دهه شصت است. رضایی‌راد معتقد است دهه شصت دهه‌ای سپری شده نیست؛ زمانی حاضر و ناظر است و به یک معنا هرگز سپری نمی‌شود. از متن:

دست کم دو قرائت درباره‌ی دهه‌ی شصت وجود دارد، که البته هر دو مسلط و ایدئولوژیک‌اند. در قرائت نخست، دهه‌ی شصت، دوران تثبیت آرمان‌های انقلاب اسلامی‌ست و بر ارزش‌هایی همچون شهادت، ایثار، حماسه، ساده‌زیستی و ایمان اتکا دارد؛ در قرائت دوم اما این دهه دوران انحصارگری، کمبود، سختیِ معیشت، ترس، جنگ و به ویژه اجبار در پذیرش نحوه‌ای از زندگی‌ست. چنان که گفتیم، این هر دو قرائت، قرائتی مسلط هستند و ما در بازخوانی دهه‌ی شصت، لامحاله، به بخشی از این دو قرائت تن می‌سپاریم. اما نکته این جاست که این دو قرائتِ متضاد به گونه‌ای شگفت‌انگیز همدیگر را کامل می‌کنند و به شکلی تقابلی، چهره‌ی دیگرگون و چند وجهیِ دهه‌ی شصت را بازنمایی می‌کنند. گویی که دهه‌ی شصت چهره‌ای ژانوسی دارد، چهره‌ی رو به هر دو سو.