48

چشم و چشم‌انداز / مجید اخگر

یك راه برای نزدیك شدن به بحث در مورد ژانر منظره، بررسی نسبت آن با مفهوم طبیعت است، چرا كه آن‌چه در ساده‌ترین سطح از یك «منظره» استنباط می‌شود، چه در خرد متعارف و چه در حوزه‌های تخصصی، تصویری است كه موضوع اصلی آن چشم‌اندازی از طبیعت باشد ــ البته، معمولاً با نشانه‌های مختصر و خوشایندی از كار انسانی ــ ، و یا چشم‌اندازی از خود طبیعت. اما این تعریف ساده و بی‌زمان و مكان در واقع چندان هم بدون «زمان» و «مكان» نیست؛ به عبارت دیگر، توجه به عالم طبیعی به عنوان موضوع لذت، حظ زیبایی‌شناختی، بیان، و نهایتاً كار هنری، به رغم ابعاد طبیعی و زیستی خود، به هر حال تاریخ و تاریخچه‌ای دارد كه تبارشناسی آن ما را به فهم انواع تجارب تاریخی و انسانی انباشت‌شده در مفاهیم طبیعت و منظره نزدیك می‌كند.