34

چرند گفتن/ حرف زدن/ چرت و پرت / باوند بهپور

حرف زدن. متصل حرف زدن. چرند گفتن. بی‌وقفه حرف زدن. بدون نگاه کردن به پشت سر حرف زدن. به این طرف حرف زدن. به آن طرف حرف زدن. نشخوار کردن. و در مقابل: به صورتی متمرکز در زمانی معین به یک سو حرف زدن. حرف را بر کسی باریدن. حرف را در کسی فرو کردن. حرف در گوش‌اش فرو نمی‌رود. حرف را پس راندن. حرف مستقیم را با حرف مستقیم دفع کردن. شمشیربازی با حرف‌های مستقیم. حرف زدن روی خطوط کرسی؟ به خط مستقیم؟ خطر این است که حرف زدن دارد برای ما ناممکن می‌شود. ...