شماره 38

چرا باید چیز ابلهانه‌ای را زیبا و ارزشمند ساخت؟/ یان نوبل و راسل بستلی/ فرناز حائری

طراح گرافيک هنگام دريافت سفارش از مشتری، هميشه تا حدي درگير مذاکره می‌شود. شايد اين پروسه با توضيحات در مورد نيازها و خواسته‌های مشتری شروع شود، که خلاف اصول حرفه‌ای گرافيک ديزاين در مورد يک شروع خوب در مذاکره، براي دستيابی به نتيجه‌ای خاص است. فرم نهايی ديزاين ارتباط مستقيمی با محتوای پيام، هدف ِمشتری و درک مخاطب دارد.

نقش طراح را مي‌توان به چند روش تعريف کرد. تصور قديمی از اين شغل عمدتاً مربوط به تسهيل کردن است. بدين معنی که طراح کلاً مشغول حل مشکل و بررسي زيبايی‌شناسانه به منظور رفع نيازها و خواسته‌هاي مشتری است. نقش طراح  را مي‌توان به صورت سلسله مراتبی نيز تعريف کرد؛ طراح نقشی را ايفا می‌کند که مشتری تعيين می‌کند و عملکردش در جهتِ کسب نتايج مشخص و تعريف شده است. گاهي افراد ديگری نيز در مذاکره شرکت می‌کنندـ براي مثال، هنرمندان يا مؤلفان، يا ويراستاری که محتوای اثر را سر و سامان می‌دهد. چنين پروسه‌ی همکاری‌ای بيشتر بر مهارت‌های طراح متکی است، که دانش خود را درباره‌ی فاکتورهای اصلی مربوط به توليد به کار مي‌گيرد تا به راه حلی مفيد يا مناسب دست يابد.

اگرچه شايد اينطور به نظر برسد که طراح در اين وهله نقش کمرنگ‌تری در خلق پيام يا مقصود اثر دارد، ولي اغلب آنچه انجام می‌دهد به قول پيتر ويلبرگ، "خلق چيزی ارزشمند..." است. از معنای ضمنی اين جمله چنين برمی‌آيد که طراح در برنامه‌اش، دست‌کم تا حدی درگيرِ مذاکره در مورد سفارش می‌شود. نقش‌پراهميت‌ترِ طراح گرافيک در مراحل اوليه بحث، در مورد مقصود اثر و استراتژ‌ی‌های ممکن به منظور القای پيام مورد نظر است. البته شکی نيست که طراح تأثير به سزايی در فرم نهايي صفحه آرايی دارد.

هويت خالق گرافيک

طراح اغلب مطابق سفارش مشتری کار می‌کند. با اين حال، گفتار معاصر در مورد موضوع گرافيک ديزاين تأکيد بسياری بر احتمالات مداخله‌ی طراح و مفهوم "هويت خالق" دارد. بدين ترتيب تعميم نقش طراح، دال بر شکل گسترده‌تر و بامعناتر همکاری است، که به واسطه‌ی آن تأکيد بر چگونگی و چرايی عملکرد طراح به عنوان واسطه‌ی اثرِ در حال خلق است. چنين ديدگاهی نسبت به ديزاين، الگويی جامع‌تر است که طبق آن ديزاين نقشي فراتر از يک قالب هنری کاربردی دارد.

بحث پيرامون مفهومِ هويت خالق گرافيک با اين مسئله مرتبط است که ديزاين چگونه می‌تواند فرم های چالش برانگيزی برای تعميم درک ما و در عين حال بازنمايی آنچه هم اکنون وجود دارد، ايجاد کند. مايکل راک، طراح و مؤلف، چنين کاری را اينطور توصيف کرده است، "پيشنهادِ روش‌های جديد براي پروسه‌ی ديزاين، به طور سنتی بيشتر مربوط به ايجاد ارتباط است تا ابداع پيام."

طراح به عنوان تسهيل کننده

پس طراح را می‌توان کم و بيش تهيه کننده‌ی محتوا نيز به حساب آورد. در بعضی موارد، طراح گفتگوی بين خودش و مشتری (گالری) و هنرمندی که کارش به نمايش گذاشته شده را تسهيل می‌کند، مثل کاتالوگِ هنرهای زيبا که پيتر ويلبرگ آن را طراحی کرده است. و اين اغلب به معني برقراری رابطه‌ای طولانی بين طرفين است تا نتيجه‌ای به نفع همه‌ی آنها حاصل شود.

ويلبرگ معمولاً به طور مرتب به ملاقات هنرمندانی می‌رود که قرار است آثارشان به نمايش گذاشته شود، و آنها را تشويق می‌کند تا طرح‌های اوليه‌ی کارهايشان و عکس‌هايی را که مورد استفاده قرار داده‌اند به او نشان دهند تا او به عنوان عوامل کمکي‌ در ديزاين از آنها استفاده کرده و ارتباط نزديک‌‌تری بين اثر هنری اصلی و مخاطب ايجاد کند. مقالات بصری و متنی در کاتالوگ‌های هنری نقطه‌ی عطف مهمی در تاريخ هنر به حساب می‌آيند و به هنرمند/ مؤلف و طراح فرصتی می‌دهند تا آگاهی بيشتری در اثر منتقل کنند. انتشار نيز اهميت زيادی در شيوه‌ی درک اثر برای هنرمند دارد، هم در "دنيای هنر" و هم توسط مخاطب احتمالی. اغلب اوقات اين تنها چيزی است که از يک نمايشگاه بعد از پس دادنِ کارها به وام دهندگان شان در دنيا باقی می‌ماند. بنابراين يک کاتالوگ بايد به دقت تصحيح شود و ظاهرش خلاق باشد. گرچه ممکن است اثر، سفارش داده شود، همانطور که ويلبرگ می‌گويد: «...اغلب مربوط به حل مشکلات و نيازهای مشتری است»، ولی طراح سهمی مساوی با ديگر همکارانش در اثرگذاری و شيوه‌ی ارائه‌ی کار دارد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.