6

پژوهشی در آموزش نقاشی / فائقه بقراطی

آموزش نقاشی در دانشگاه‌های امریکا:

آموزش عالی نقاشی در ایران با تمام کاستی‌ها و ناتوانی‌هایش به عنوان نیروی هدایت کنندۀ هنرمندان جوان همراه با نهادها و تشکیلات فعال، موزه‌ها، گالریها و فعالیت هنرمندان حرفه‌ای جمعاً نظام هنری در این رشته را هویت می‌بخشند. این مجموعه در کنار تأثیرگذاریهای مستقیم و ضمنی هنر جهان در شکل بخشیدن و نیز سلیقه‌سازی در قلمرو نقاشی معاصر ایران نقش عمده دارند. در واقع مجموعه‌ای را که امروز نقاشی نوگرا می‌نامیم، بیش از همه دست پروردۀ نخستین تشکیلات رسمی و جدید آموزش نقاشی در ایران است.

در سال 1319 که «دانشکدۀ هنرهای زیبا» بنیان گذارده شد. هدفهای آموزش هنر نیز مشخص بود. گذر از جامعۀ سنتی در آن زمان شاخص‌هایی داشت. از جمله: پایه‌گذاری نظامها و تشکیلات رسمی و متمرکز آموزشی در سطوح مختلف و آموزش رشته‌های تخصصی برابر با الگوهایی که جهان مدرن شکل و محتوای آنها را تعیین می‌کرد.

بنابراین اصلی‌ترین کارکرد دانشکدۀ هنرهای زیبا این بود که فضای هنری ایران را برای ورود شیوه‌های مدرن آماده کند. فعالیت دانشجویان نوگرا در رشته نقاشی و نیز شور و اشتیاقشان در بر پایی انجمن «خروس جنگی» و انتشار نشریات مروج هنر مدرن، نشانۀ موفقیت نسبی هدفهای نخستین بود.

***

اکنون شصت و سه سال از تأسیس نخستین دانشکدۀ هنری ایران می‌گذرد. امروز می‌توانیم به دور از داوری‌ها و پسندهای شخصی وجوه مثبت و منفی کارکرد آن را نقد کنیم. این نکته که آیا شالودۀ این‌گونه نوگرایی‌ها در آن زمان برخاسته از ضرورت تاریخی و اصیل بوده یا حرکتی مقلدانه، هرچند بحثی تاریخی و ریشه‌یاب است، اما ضرورت پرداختن به آن، امروز جدی‌تر شده است. زیرا هنوز بنابر عادت یا قاعده، با رهاوردها آگاهانه و هدفدار برخورد نمی‌شود. و غالباً حیران و پذیرنده با نوآمده‌ها مواجه می‌شویم.

از ابتدای ورود هنر نو و نظم نوین آموزش هنر، توجه به مشخصه‌های صوری بیش از درونمایه و کارکرد واقعی رواج یافت. می‌توانیم بگوییم که مشکل اصلی در آموزش هنر تجسمی از آغاز با نوعی فرمالیسم شکل گرفت. تاکنون نیز ادامه یافته است. فرمالیسم در اینجا به مفهوم رویکرد شکل‌گرا و تقلید صوری از شیوه‌ها، سبکها و تکنیکهای نقاشی بدون تأمل در مبانی نظری و زمینۀ ظهور آنهاست. به همین دلیل در دوره‌ای بر هنر مدرن تأکید می‌شود و در دورۀ دیگر بر هنر سنتی. بی‌آنکه دانشجو در هیچ یک، دورنمایۀ ذهنی و جوهرۀ زبانی را به دست آورده باشد. گویی دورۀ آموزشی وظیفه دارد که نگاه و شیوۀ خاصی را ترویج کند. نه آنکه مقدمات تفکر هنری، امکانات متنوع زبانی (در حوزۀ زبان تجسمی) و بی‌شمار فن و فناوری را بشناساند. این مشکل از آغاز تاکنون ادامه یافته است. ....

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن مقالات فائقه بقراطی اینجا کلیک کنید.